شما هم مثل من از فايرفاکس استفاده مي‏کنيد؟ چه عالي! اما اگر بنياد موزيلا فردا صبح تصميم‏ بگيرد توسعه فايرفاکس را متوقف کند چه؟ براي مرورگري که اينقدر به آن وابسته‏ايم، چه رخ خواهد داد؟ مرورگرهاي خوب ديگري هم البته هستند: اپرا، سافاري و به تازگي کروم. اما من و شما مي‏دانيم که فايرفاکس خودمان را مي‏خواهيم توقف توسعه آن براي ما مانند يک مصيبت خواهد بود. اما بيشتر کاربران اينترنت هنوز هم از IE استفاده مي‏کنند.

Free Software

اگر مايکروسافت پس فردا ظهر تصميم بگيرد توسعه IE را متوقف کند، آنها چه خواهند کرد؟ (آنها را نمي‏دانم، اما من از مايکروسافت تشکر خواهم کرد). ممکن است من از IE خوشم نيايد، اما نمي‏توانم انکار کنم که کاربران زيادي. در واقع بيشتر کاربران، از IE استفاده مي‏کنند و کم و بيش به آن وابسته‏اند. در هر کدام از اين دو مورد، کاربران انتخاب‏هاي متعدد ديگري پيش رو دارند که مي‏توانند به آنها بگردايند، اما تصور کنيد سرنوشت بسياري از شرکت‏هاي نرم‏افزاري که از Eclipse به عنوان ابزار اصلي توسعه کد استفاده مي‏کنند، چه خواهد شد اگر IBM هفته آينده اعلام کند، پروژه‏ اکليپس را ديگر ادامه نخواهد داد؟ باز هم البته ابزارهاي مشابه بسياري وجود دارند که بتوان به آنها انديشيد، اما در اينجا با کسب و کارهاي گسترده و آموزش گروهي برنامه‏نويسان و دشواري‏هاي مهاجرت از يک مجموعه گسترده ابزارها به مجموعه‏اي ديگر روبه رو هستيم. دشواري کار بسيار بيشتر از تغيير مرورگر وب است. به عنوان آخرين نمونه، فرض کنيم مايکروسافت اعلام کند پروژه Visual Studio را به طور کامل تعطيل خواهد کرد. پيامد چنين تصميمي براي کسب و کارهايي که به اين محصول وابسته‏اند، چه خواهد بود؟

Mozilla

به احتمال زياد، متوجه تفاوتي که ميان دو مثال اپن‏سورس و دو مثال تجاري در بالا وجود دارد، شده‏ايد. اکنون بايد پرسش خود را درباره فايرفاکس و اکليپس بازآرايي کنيم: آيا چشم‏انداز متوقف شدن پروژه فايرفاکس يا اکليپس اساساً محتمل است؟ به نظر من، نه. اگر بنياد موزيلا فاير فاکس را رها کند، محتمل‏ترين حالت آن است که فايرفاکس به چندين شاخه جديد تقسيم مي‏شود، به اين شکل که چندين گروه مختلف، هر کدام آخرين کد فاير فاکس را مي‏گيرند و توسعه آن را خود ادامه مي‏دهند و باز هم احتمالاً به تدريج يک گروه با اقبال بيشتري از جانب کاربران رو به رو خواهد شد. در مورد اکليپس هم با توجه به بزرگ‏تر و پيچيده‏تر بودن کل نرم‏افزار،IE8 مي‏توان پيش‏بيني کرد که دست‏کم يک گروه بزرگ، احتمالاً با پشتيباني يک شرکت بزرگ، کار توسعه آن را بر مبناي آخرين کد منبعي که IBM منتشر مي‏کند، ادامه خواهند داد. در مورد نرم‏افزارهاي آزاد يا اپن‏سورسي که ميزان استقبال از آنها از حد معيني فراتر مي‏رود، مي‏توان اطمينان بسيار بيشتري داشت که در درازمدت نيز زنده و فعال خواهند بود و در قالب‏هاي تازه به رشد خود ادامه خواهند داد. در مورد نرم‏افزارهاي تجاري چه‏طور؟

اگر شرکت ادوبي فردا اعلام کند، از توسعه و ارائه Flash خسته شده و مي‏خواهد تمام توانش را روي توسعه مجموعه CS قرار دهد (با فرض اينکه ترس از وال استريت مانع چنين تصميمي نشود). تکليف سايت‏هاي بي‏شماري که کمي تا قسمتي مبتني بر فلش هستند، چه خواهد شد؟

شايد چنين مثال‏هايي غيرواقعي به نظر برسد، اما در واقع هر سال شاهد توقف توسعه چندين پروژه نرم‏افزاري تجاري بزرگ هستيم که در حقيقت به معني مرگ آنها است. آيا راهي براي زنده نگه داشتن نرم‏افزاري که در عين کار بر پسند و موفق بودن، عرضه کننده تجاري آن از توسعه دادنش به تنهايي ناتوان شده، وجود دارد؟ بله. مثال؟

شرکت‏سان (که اکنون با اوراکل ادغام شده است) به اين شيوه توانست برخي از مهم‏ترين دستاوردهاي صنعت‏ نرم‏افزار را از نابودي نجات دهد. سان با تبديل سيستم عامل سولاريس و برخي ديگر از نرم‏افزارهاي تجاري خود به نرم‏افزارهاي اپن سورس، حيات آينده آنها را تضمين کرد.

نمونه‏هاي ديگري از اپن‏سورس کردن نرم‏افزارهاي تجاري را نيز هر سال شاهد هستيم. به اين ترتيب، يک توسعه دهنده پروژه‏اي را که فربه شده و خودش توان نگهداري آن را ندارد، از مرگ مي‏رهاند.

از اين نگاه، مي‏توان مدل توسعه نرم‏افزارهاي اپن سورس را بيشتر مانند روش جامعه علمي دانست. بسيار شنيده‏ايم از دانش‏هاي پنهان مانده‏اي که با کاشفان خود به خاک سپرده شده‏اند. تلاش هميشگي جامعه علمي بر اين است که ميان امانت‏داري علمي و دسترس‏پذير کردن دانسته‏ها براي همگان، تعادل معقولي بر قرار کند، به گونه‏اي که تا حد ممکن يافته‏هاي تازه از نظرها دور نمانند و زمينه‏ساز پيشرفت‏هاي ديگر شوند و از سوي ديگر در دسترس بودن آثار علمي باعث نشود کساني نقض امانت کنند و پيمودن راه پيموده را به خود نسبت دهند.

Man Open Source

در مدل توسعه اپن‏سورس نيز همگان امکان دسترسي آزاد به کد منبع را دارند و امکان يافتن ايرادها و افزودن ايده‏هاي نوبه مجموعه حاضر بسيار بيشتر مي‏شود از سوي ديگر، در جهان نرم‏افزارهاي اپن‏سورس نيز متاسفانه شاهد رفتارهاي نادرست هستيم که اثبات کردن و پي‏گيري آنها دشوار است، زيرا در اين حالت راهي به سوي کدر و مبهم شدن وضعيت پيموده مي‏شود. برخي از توسعه دهندگان از گواهي نامه‏هاي کدهاي اپن‏سورس و آزاد(ماند GPL، اما نه فقط محدود به آن) تخلف مي‏کنند و گاهي نرم‏افزاري تجاري و کدبسته عرضه مي‏کنند که تا حد زيادي بر پايه کدهاي آزاد يک يا چند نرم‏افزار آزاد يا اپن‏سورس، ساخته شده‏اند. در بسياري از موارد ثابت کردن چنين تخلفي دشوار است (اگر غيرممکن نباشد)، زيرا ادعاي تخطي يک توسه دهنده از گواهي نامه‏هاي آزاد نيازمند دسترسي داشتن به کد منبع است و در مورد نرم‏افزاري که به شکل بسته ارائه شده، چنين امکاني به سادگي وجود ندارد.

اما دست جامعه نرم‏افزارهاي آزاد نيز بسته نيست. همچنان که جامعه علمي براي يافتن متخلفان، متکي بر دانش پيشگان در همه جا و در تمامي رشته‏ها است، جامعه نرم‏افزارهاي آزاد نيز کاربران و برنامه‏نويساني دارد که موارد تخلف از گواهي‏نامه‏هاي رسمي نظير GPL را يافته و پي‏گيري مي‏کنند. نمونه‏هايي از اين تلاش‏ها را مي‏توانيد در سايت www.ghl-violations.org ببينيد.

به يک تعبير شايد بتوان گفت نرم‏افزار هر قدر به افق آزادي و اپن‏سورس بودن نزديک شود، زنده‏تر است و دور ساختنش از اين ساحت به مفهوم ميراندن آن است. ميراندن نرم‏افزار جُرم است.

برگرفته از شبکه