شبکه های اجتماعی چیزی بیش از یک محیط اجتماعی آنلاین است. همه روزه طیف گسترده ای از گفتگوهای متنوع به شکل آنلاین در این شبکه ها اتفاق می افتد. بخشی از این صحبت ها در مورد کارها و مسائلی است که کاربران دوست دارند در زندگی واقعی خود و در آینده نزدیک انجام دهند. گاهی اوقات، این گفتگوها می تواند به فرصت های بزرگی مانند مشارکت در پروژه های بسیار جذاب و یا دیدار و ملاقات کاربران با یکدیگر برای شروع همکاری های تجاری یا علمی سودمند منجر شود.
اهداف
شبکه های اجتماعی برای شما می توانند رسانه ای مفید قلمداد شوند و به این خاطر، در نوشته حاضر قصد دارم شما را با برخی اهداف استفاده از این ابزار قدرتمند آشنا کرده یا برایتان اهمیت آن را یادآوری نمایم.
اول، تعداد انگشت شماری از شما خوانندگان ممکن است در حال حاضر از رسانه های اجتماعی به هر دلیلی استفاده نکنید : از شما  می خواهم از همین امروز این کار را شروع کنید عجله نکنید! تا انتهای مقاله خواهید دانست چرا دوست دارم 100 ٪ شما به جمع استفاده  کنندگان از رسانه های اجتماعی بپیوندید.
در گام بعدی برخی از شما استفاده  کنندگان علاقه مند تر، را می خواهم به نوبه خود به سمت سرپرستان و اداره کنندگان این رسانه توصیه کنم. سرپرستان مانند تجزیه و تحلیل کنندگان اطلاعات می باشند: در مقام تشبیه مانند آن است که  دسته ای از مواد خام را به شما داده باشند و آن را در ظرفی بریزید و  دائما و شدیدا ظرف را تکان داده و طلا بدست آورید! سطح دانش مدیر این نوع رسانه ها فوق العاده مهم است. مدیریت و سرپرستی شبکه های اجتماعی همواره آن قدر ها هم که فکر می کنید پیچیده نیست؛ گاهی به سادگی ارسال یک لینک در توییتر (tweeting) و یا به اشتراک گذاری چیزی در فیس بوک یا گوگل ریدر به هدف مورد نظر خود نائل می شوید. این کار واقعا آسان است.
در نهایت ، برخی از شما ممکن است تا حدی در این زمینه پیشرفت کنید که در آستانه خلق، و تولید مفهوم جدیدی از این رسانه قرار بگیرید : می خواهم در این مقاله ایده هایی تکمیلی در این زمینه ذکر کنم. این آخرین باری نخواهد بود که این عبارت را می گویم ، اما پیام واقعی راز من برای شما این است که بهترین راه بهره جویی حداکثر از رسانه های اجتماعی و سود سرشار اداره این رسانه ها این است که در جرگه  تولید کنندگان محتوای اجتماعی قرار بگیرید.
نظریه
رسانه های اجتماعی با بسیاری از رسانه هایی که  تا قبل از آن پا به عرصه حیات گذاشته اند متفاوت است این تفاوت ، هر چند در بعضی جنبه ها اندک به نظر برسد، فوق العاده مهم است. به خصوص برای شما از جنبه تئوری و نظری این تفاوت مهم است.
من دو تا ایده بزرگ از دو نفر از بزرگان عرصه رسانه برای شما ذکر می کنم؛ هر دوی این افراد قهرمانان من به شمار می روند. هر دو در راهی که آغاز کردند پیشگام و پیشروهستند.
اول، «رسانه، همان رساننده پیام است»
مارشال مک لوهان (Marshall Macluhan)  از بزرگترین نظریه پردازان علم رسانه است. او استاد مطالعات رسانه ها در کاناداست که بسیار در مورد رسانه ها نوشته و در این زمینه صاحب نظر است.
این مرد به خوبی متوجه شده  از زمانی که مردم جهان از طریق شبکه مخابراتی جهانی با یکدیگر ارتباط برقرار کردند عصر ارتباطات دچار انقلابی عظیم شد و این روند تا بدانجا پیش رفته  که امروزه سرعت این امر به شکل تقریبا آنی و در چشم برهم زدنی تبدیل شده و ماهیت این نوع ارتباطات انشعابهای و کاربرد های زیادی غیر از خود ارتباط با دیگران برای مردم داشته است. این مفهوم به خودی خود در جمله ای که او ارائه کرده  آشکار است:  “رسانه، پیام است”.
در این باره فکر کنید: رسانه یک پیام است! سپس به گروهی مانند  گروه موسیقی بیتلز فکر کنید که مسلما برای بسیار از مردم جذاب ترین گروه در جهان است.
فکر کرده اید چگونه آنها به عالی ترین گروه موسیقیایی در جهان مبدل شده اند؟ مطمئنا ، از استعداد سرشاری بهره مند بوده اند ، اما به این هم بیاندیشید چه می شد اگر ما قطعات موسیقی ساخته انها را روی ضبط صوت های ابتدایی خود یا از طریق ایستگاه های رادیویی آن  روزها گوش نمی کردیم ؟ چه می شد اگر ما تلویزیون ، مجلات و روزنامه ها را نمی داشتیم ؟
بدون رسانه های عمده ، بیتلز مسلما تنها می توانست عالی ترین گروه موسیقی در شهر لیورپول باشد نه در دنیا!
ایده جمله قصار بالا آن  است که رسانه های ارتباطی کارکردی بسیار مهم تر از ارتباط صرف دارند.
دلیل این که این بحث را در اینجا آوردم آن است که گاهی هنگام ارزیابی رسانه های اجتماعی ، فکر می کنم ما مردم تمایل داریم که از جنبه منفی به رسانه بنگریم، و این بحث را بعدا بیشتر باز خواهم کرد.
هر چیزی که خلق می شود تمایل به حرکت در حد اعتدال دارد یا «خیر الامور اوسطها»
ایرا گلاس (Ira Glass) میزبان “این زندگی آمریکایی” است که یک شو در ایالات متحده می باشد. هر هفته آنها موضوعی را انتخاب و نمایشی در مورد این موضوع راه می اندازند. معمولا این نمایش ها  ترکیبی از داستان های واقعی ، مصاحبه ، مقاله های گفتاری ، گاهی اوقات برخی داستان های تخیلی ، و واقعا هر چیزی که مناسب و مقتضی آن زمان باشد می باشند.
اگر حتی آنها را “خالق” داستان های نمایش ها ندانیم ، آنها داستان «تولید» می کنند .
چیزی که برایم جالب است ، این است که آنها تا کنون 400 نمایش اجرا کرده اند ، شاید با تعداد 1000 ، 1200 داستان ، اما آنها از سال 1995 آغاز کرده اند، که حدودا می شود، تولید 100 داستان در سال.
داشتن فقط 100 داستان در سال به اندازه کافی بوده تا در نمایش های خود کم و کسری حس نکنند.
این افراد در طول سال نمایش های خود را اجرا می کنند. آنها در سراسر کشور سفر می کنند و فقط با 100 داستان خوب در سال تماشاچیان خود را سرگرم می کنند.
بیش از 300 میلیون نفر در 50 ایالت و 365 روز سال. و فقط می تواند 100 داستان خوب و به اندازه کافی ارزشمند  برای گفتن پیدا کنند!
در یک معنا ، احساس می شود تلاش آنها به اندازه کافی زیاد و چشمگیر نیست ، اما در واقع ، همه کاری که باید بکنیم الگو قرار دادن این شیوه و متدهای آن است.
از شما می پرسم آیا همه شما در مکالمات روزمره خود تماما از چیزهای واقعا مهم و با اهمیت بالا با دیگران صحبت می کنید؟ نه! هیچ کدام از ما این گونه نیستیم!
ایرا گلاس یک بار گفت:   “مثل این است  که این یک قانون طبیعت، یا قانون مربوط به علم حرکت اجسام در جهان است، که هر چیزی که نوشته یا هر چیزی که ساخته شود می خواهد به سمت حد وسط و اعتدال متمایل باشد”.
اگر ما به سخن ایرا گلاس خوب دقت کنیم یک نکته کلیدی در آن می یابیم: همه چیزها و کارها حد وسط اند؛ او نمی داند چرا ، و این واقعا چیز بدی نیست ، تنها این قدر فهمیده که امور این گونه است!
پس نتیجه می گیریم عمل و عزم  جدی از دلایلی اصلی خوب در آمدن کار، و یا حتی عالی از آب درآمدن آن است.
اشکالات وارد بر رسانه های اجتماعی
در اینجا ممکن است به موعظه و نصیحت بیش از حد متهم شوم ، اما هنوز چند نکته ضروری دیگر وجود دارد که ناچارم ذکر کنم.
گرچه معمولا کاربران اینترنت گرا را کاربرانی با اندیشه باز و فهیم می دانم، اما هنوز هم بسیاری از کاربران نسبت به استفاده از رسانه های اجتماعی بد بین و شکاک اند. در اینجا به چندتا از انتقادات مشترک در مورد رسانه های اجتماعی اشاره خواهم کرد.
حریم خصوصی؟
حریم خصوصی شاید نگرانی واقعی و گلایه بسیاری از کاربران بوده و این عقیده را خیلی از مردم با یکدیگر در میان می گذارند. رسانه های اجتماعی در این مسئله خیلی خوب عمل نکرده اند. در حالی که شاید تعداد کمی از کاربران خود را با  نظم جدید این جهان تطبیق داده اند، هنوز راه های بهتری زیادی برای افزایش سطح حریم خصوصی کاربر و جلب اعتماد او پیش روی فعالان این رسانه است.
رسانه های اجتماعی با چرندیات و حرف های مزخرف پر شده است (؟)
خانم داناه بوید (Danah Boyd) محقق رسانه های اجتماعی است. او تاکنون به تحقیقات زیادی در زمینه استفاده های واقعی و عملی رسانه های اجتماعی پرداخته است.
او در تحقیقات خود متوجه شده خیلی از کاربران بر این عقیده اند که شبکه های اجتماعی پر از حرف های بی ارزش و روزمره شده است: توییتر با چرندیات پر شده است، وبلاگ ها با چرندیات پر شده است ، چرا باید به وبلاگی سر بزنم که کل مطالبش در مورد سگ خانگی یک پیرزن است! من اهمیتی نمی دهم که مردم برای ناهار چی می خوردند و …..
مطمئنا، من نیز تا حدودی با موارد برخورد کرده، و من هم کاملا با آن کاربران موافقم ، اما اگر فقط یک بار دیگر جمله  ایرا گلاس را در ذهن بیاوریم که می گفت : همیشه حد وسط بهترین است، چرا ما انتظار داریم آنها چیز دیگری باشند؟
مفهوم و محتوا مهم است!

توجه کنید به چندتا از نظرات کاربران در رسانه اجتماعی:
جو شیکاگو: من همین الان یک ساندویچ بد خوردم.
آری ، خیلی محتوای جالب و مورد توجهی نبود!

ماریو باتالی: من هم اکنون متوجه شدم که رشد ریحان در سیسیل راز خوشمزگی بی نظیر سس پاستا است.
خوب ، شاید.
جین(فرضا از همکاران): یک کامیون باربکیو کره ای همین الان  خارج از دفتر یاهو واژگون شد!
بسیار جالب ، درست است؟ این جمله ادغام رویداد محلی ، زمانی ، احساس شخصی ، و مبتنی بر کشش است.
این همان جایی است که ما می توانیم انتظار داشته باشیم برای رسانه در نقش پیام رسان آنی ظاهر گردد ، رسانه هایی مانند توییتر و دیگر سرویس های میکرو وبلاگ نویسی بلادرنگ- چنین اجازه ای به کاربران برای انتقال مفاهیم و اخبار داغ به شکل فوری می دهند.

خبرهای خوب  در مورد رسانه های اجتماعی
رسانه های اجتماعی عالی اند، زیرا پیش روی ما راهی خوب برای برقراری ارتباط با مردم واقعی اطراف و یا دور از ما می گذارند.
Geolocation  (ادغام اطلاعات جغرافیایی با محتوا)
این همان چیزی است که توییتر و دیگر شبکه های معروف اجتماعی  در سرویس های چندرسانه ای اجتماعی لحظه به لحظه می توانند برای فراهم ساختن چهار چوب جغرافیایی و مفاهیم منتقل شده بین کاربران  انجام دهند: Geolocation
الگویی از مراجع مختلف برای نقل رویدادهای مختلف
اگر شما شهردار شهری از این دنیای پهناور بودید و اتفاقا از آن دسته افراد توییتر باز بوده که این خبر را در صفحه حساب خود می دیدید چه عکس العملی نشان می دادید؟
هنری سن جوز: الان صدای انفجار بزرگی شنیدم ، چه شده؟
حالا این گفته هنری را ضربدر 1000 و پراکندگی جغرافیایی محل سکونت کاربران را روی نقشه گوگل مشاهده کنید چه می فهمید؟
می توانیم شروع به ترسیم الگویی برای تحلیل و تجزیه یک رویداد از دید ناظران عینی بسیار زیاد کنیم. این دقیقا همان چیزی است که  در منطقه پورتلند ایالات متحده  امسال اتفاق افتاد. از هزاران پیام کوتاه توییتری یا tweets ، شما می توانید اطلاعات مفیدی را در باره یک رخداد به صورت فوری استخراج کنید.  این امر به خصوص برای مدیران مرتبط با مسائل شهری  و مدیریت بحران مهم است.
فیلم های توییتر
یکی دیگر از نمونه امکانات رسانه های اجتماعی دوست در مقاله ای تحقیقی با ردیابی حجم نظرات توییتری در مورد فیلم  های در حال اکران جهانی نشان داده که دست اندرکاران عرصه سینما را قادر می سازد با درجه بالایی از دقت پیش بینی کنند  هر فیلم چقدر خواهد فروخت!
نکته عملی فوق سری!
بخش اول بودن عملی بودن این نکته  به شبکه برمی گردد. آماده به اشتراک گذاشتن باشید. ارسال لینک ، یا عکس در وبلاگ. این شاید مهم ترین راه حل باشد. می توانم شما را تشویق کنم آنقدر از این رسانه استفاده کنید تا زمانی که صورت شما مانند انیمیشن های قدیمی به رنگ آبی در آید! ، اما شما واقعا هرگز از این حرف ها تاثیر نمی پذیرید  تا زمانی که بفهمید رسانه های اجتماعی می توانند به شما در مورد بعضی چیزهاکمک کنند.
نکته نه چندان فوق سری!
رسانه های اجتماعی یک جریان هستند- خوب ، بیشتر شبیه رودخانه – رودخانه ای از اطلاعات که شما روبه رویش ایستاده اید(یا نشسته اید) و جاری است.
بسیاری از مردم فکر می کنند نیاز به استفاده از آن خواهند داشت، آنها از این نیاز را به عنوان یک وظیفه در نظر می گیرند درست مانند بازدید روزانه از ایمیل های خوانده نشده خود برای کاهش دادن  ایمیل های خوانده نشده صندوق پست الکترونیک خود به عدد صفر! در حالی که درست مانند عمل ماهی گیری با هدف صید ماهی های خوب (و نه یک تکه آشغال!) باید با این رسانه برخورد کرد.
مدیریت رسانه اجتماعی با  استفاده از تکنیک Triage (دسته بندی بر اساس نیاز)

یکی از ایده هایی که می خواهم با شما در میان بگذارم ایده triage است. چیزی که من در مورد triage می دانم همان چیزی است که در درام های پزشکی تلویزیون مانند ER and Trauma دیده ام.
ایده این است که در برابر کاری غیر قابل انجام، به طور کامل مبهم، فقط کافیست تصمیم به شروع آن بگیرید. در مورد رسانه های اجتماعی برای استفاده از آن کافیست  با اولویت دادن به ویژگی های و  مسائل اصلی مورد نیاز خود ان را برای برطرف کردن نیازهای خود به کار گیرید همین!
هر چه بیشتر این ایده را در مورد این ابزار به کار ببندید بیشتر جواب داده و آثار آن را درک خواهید کرد، درست مثل پزشکانی که 10 سال تجربه  اندوخته اند و به سرعت خواهد دانست کدام بیمار نیاز به مراقبت فوری دارد و چه کسی ندارد.
شما باید در شناخت و استفاده از مسائل مهم تر (بسته به نیاز خود) ماهر شوید.
هدف Triage چیست؟
جواب : خواندن مطالب و بازدید محتوای بدردنخور کمتر و نکات حیاتی  با کیفیت تر.
این جا است که چیزی شبیه به گوگل ریدر واقعا می درخشد. فقط می توان از قابلیت های کلیدی آن استفاده کرد و سپس سر فرصت مناسب دیگر مطالب را مطالعه کرد.


سازماندهی برای شما
پوشه شماره 1 شما به مثابه  مکانی برای جمع آوری آنچه در استفاده از رسانه های اجتماعی از آن  لذت می برید می باشد. این پوشه به مانند کوکائین یا کرک برای شما باید باشد ، یعنی همواره برای استفاده باید به آن مراجعه کنید تا بهره مند گردید و هیچ وقت هم احساس سیری یا تکراری بودن در موردش نداشته باشید!
قاعده کلی برای من آن است که اگر در بهره گیری از یک منبع (مثلا یک گروه که در یک شبکه اجتماعی عضو آن شدم) بین هر 3 مطلبی که بازدید می کنم یکی را هم مفید نیافتم ، پس یک جای کارم غلط است ، پس مجبورم محتوای بد و غیر مفید را مانند علف هرز از حساب کاربری خودم پاک و ریشه کن کنم!
یادتان باشد این پوشه به آسانی  تمیز می شود و فقط 20 دقیقه زمان می برد، اما سبب لذت بیشتر  و استفاده بهینه می شود. وقتی که ایجاد این پوشه انجام شد ، می توان با تجربه بیشتری  به پوشه های بزرگتر مانند توییترو سازماندهی ان پرداخت.


از چه وسیله ای برای مشاهده رسانه استفاده کنیم؟
فکر نکنم روزنامه ها را از تلویزیون نگاه  کنید یا بتوانید مجری رادیو را ببینید. می خواهم بگویم در مورد رسانه های اجتماعی هم خیلی راحت تر است به اشکال مناسب هر یک از آن استفاده کنیم، مثلا نظرات tweets  را می توان در گوگل ریدر بخوانید ، اما مطالب روزنامه نگاری شده طولانی را بهتر است با یک آی پد یا اگر به کیندل دسترسی دارید با آن مطالعه کنید.
من خودم از instapaper برای این جور کارها استفاده می کنم.
پلان کاری شما
همیشه از منابع کوچک ، قابل پرورش ، و قابل رشد شروع کنید. شما نیاز به صرف زمان برای پر معنا کردن رسانه های اجتماعی برای خود خواهید داشت ، اما برخی سرمایه گذاری های پولی هم در این زمینه می تواند سودمند باشد.
شما چگونه از رسانه های اجتماعی استفاده می کنید ؟ چرا  انتخاب کردید که در رسانه های اجتماعی  درگیر شوید؟

در قسمت نظرات به ما بگویید!

منبع: sixrevisions