گویا اپ
  • گویا اپ؛ ShamsiCal اولین تقویم شمسی با پشتیبانی از ویجت برای iOS 8
  • 8BPM_Header_700x256 آشنایی با ۸Ball Pool، محبوب ترین بازی مینی کلیپ!
  • Windows 8 Photo Editing Apps گویا اپ؛ Camu یک ویرایشگر تصویر تمام عیار برای ios
  • android-browsers گویا اپ؛ تب‌های غیرفعال کروم را بی‌صدا نمایید (افزونه)
  • linkbelt-icon گویا اپ؛ کوتاه سازی آدرس های وب با LinkBelt
  • black-chrome-theme-logo گویا اپ؛ تب‌های کروم را به پنجره‌های شناور تبدیل نمایید
  • gsmarena_001 گویا اپ؛ Asphalt Overdrive: هیجان گریز از پلیس‌
  • Facebook-Twitter گویا اپ؛ Postify: زمان‌بندی انتشار مطالب فیس‌بوک و توییتر(وب)
  • 1 گویا اپ؛ ساخت و مدیریت پسوردها با Master Password(دسکتاپ و تلفن)
  • 111 گویا اپ؛ USP؛ تمام تنظیمات ویندوز با یک کلیک در اختیار شما

آنچه که از گوگل جدیدم انتظار دارم

نویسنده: Vivek Wadhwa

من اولین ایمیلم را در سال ۱۹۹۵ به یکی از اعضای تیم توسعه دهنده­ام فرستادم. در آن روزها وی تنها کسی بود که می دانستم آدرس ایمیل دارد. هم چنین در حدود همان زمان ها بود که اولین جستجوی اینترنتی ام را انجام دادم. اگر اشتباه نکنم برای آن کار از Lycos استفاده کردم، چندین کلمه کلیدی را درون یک کادر متنی وارد کردم و برای جدا کردنشان هم از عملگرهای بولی (Boolean operators) [مانند OR, AND و …] استفاده کردم، در ادامه فهرستی از صفحات وبِ در ارتباط با آن کلمات را دریافت کردم که می توانستم بر روی آن ها کلیک کنم.

از آن زمان شانزده سال گذشته است. اکنون در هر روز از مردم تمام نقاط دنیا حدود ۴۰۰ ایمیل دریافت می کنم و ایمیل جزئی از زندگی من شده و روش ارتباط برقرار کردن و نحوه کارم را تغییر داده. من کسی را در هیچ کجا نمی شناسم که ایمیل نداشته باشد. سال گذشته به Sikkimدر هند رفته بودم و حتی در آن جا هم، در عبادتگاه دورافتاده­ای در هیمالیا یک راهب بودایی به من آدرس ایمیلش را داد! اینترنت نیز به همین روش مشابه تکامل یافته است و به نظر می رسد که در همه جا حظور دارد و همه چیز را به همه کس متصل کرده است. تکنولوژی های مبتنی بر اینترنت در حال واژگون کردن حکومت های دیکتاتوری در خاورمیانه هستند.

اما در فرآیند جستجو چه چیزی واقعا تغییر کرده؟ ما هنوز هم به همان کادرهای متنی می رویم، عباراتی را وارد می کنیم و امیدواریم که کامپیوتر منظورمان را بفهمد، مجددا فهرستی از صفحات اینترنتی مرتبط با عباراتمان را دریافت می کنیم، و در انتها برای یافتن اطلاعاتی که به دنبالشان هستیم بر روی لینک ها کلیک می کنیم. تنها تفاوت واقعی این است که در حال حاضر این لینک ها شما را به سایت های اسپم هدایت می کنند، این سایت ها از شما می خواهند که بر روی لینک های دیگری کلیک کنید که برای آن ها پول سازند،‌ یا به عبارت بهتر برای گوگل پول سازند (Google money). ایجاد صفحه هایِ اطلاعات کم ارزش و بی کیفیت به آن چنان تجارت بزرگی تبدیل شده است که ارزش آن بالغ بر ۱.۹ میلیارد دلار می باشد. بر طبق اسپم شمارِ (spam clock) Blekko در هر ساعت بیش از یک میلیون صفحه اسپم تولید می شود. بنابراین وب در حال تبدیل شدن به توده عظیمی از آشغال می باشد.

طی کنفرانس اخیر BigThink، امیدوار بودم با به چالش کشیدن گوگل و بینگ برای برطرف کردن مشکل اسپم، آن ها را در موضعی بگذارم که شاید از رهبری جسورانه Blekko در ایجاد blacklist برای ارسال کننده های عمده اسپم پیروی کنند. اما در عوض، آن ها وارد مسابقه بیهوده­ای در مورد اینکه چه کسی آن صفحات اسپم را کپی کرده است، شدند. گوگل به سادگی موضوع مورد بحث را عوض کرد و هنگامی که از اعضای هیئت شرکت کننده درباره چشم انداز طولانی مدت شان در مورد جستجو (search) سوآل پرسیدم، از واکنش سطحی­شان واقعا ناامید شدم. آن ها در مورد تغییر دادنِ جهان صحبت نمی کردند- تنها به صحبت در مورد روش های دستیابی به بهترین عملکرد (آن چه که همیشه در حال انجام آن هستند) پرداختند. برای دیدن آن چه که منظورم است می توانید ویدئوی زیر را مشاهده کنید.

من برای رسین به این آرزو و دیدن پیشرفت هایی در این زمینه نمی توانم ۱۶ سال دیگر صبر کنم و نظراتم را در جایی که نیاز است به اشتراک خواهم گذاشت. شما هم می توانید دیدگاه­ هایتان را به اشتراک بگذارید، ما می توانیم موجب ایجاد نسل جدیدی از راه اندازها (startups) شویم و همان کاری که رهبر موتورهای جستجو (گوگل) با Lycos و آلتاویستا کرد را انجام دهیم: برانداختن آن ها.

به طور خلاصه، آن چه که من می خواهم برای کامپیوترم است –یا یک گوگل جدید- برای خدمت کردن به من! و نمی خواهم آن عباراتی را به خدمت بگیرم که او (گوگل) برایم مهیا کرده است و سپس مجبور باشم برای یافتن اطلاعاتی که در جستجویشان هستم به سختی در میان صفحات اسپمی که به من تحویل داده حرکت کنم. می خواهم که او چیزی را که من و دوستان من دوست داریم بیاموزد و به من آنچه که می خواهم بدانم را بگوید و یا آنچه که من بدان نیاز دارم را انجام دهد.

اگر همین فردا از شهر نیویورک بازدید کنم و بخواهم  شام را در یک رستوران هندی (North Indian) با قیمت مناسب و نزدیک به جایی که ایستاده ام، ‌بخورم، از کامپیوترم انتظار دارم که دو یا سه رستورانی که این شرایط را دارا هستند و همچنین جای خالی هم داشته باشند را به من پیشنهاد دهد. من پروازها و رزروهای هتلم را به صورت آنلاین ثبت می کنم، تقویمم را بر روی گوگل دارم، چیزهایی که دوست دارم و یا از آن ها بیزارم را توییت (tweet) می کنم، و با دوستانم در سایت های رسانه های اجتماعی متفاوت به گفتگو می پردازم، بعد از همه این ها: چرا گوگلِ جدید من نمی تواند به سادگی اطلاعات من و دوستانم را دریافت کند و آنچه را می خواهم به من بدهد؟

آیا این خیلی مشکل است؟ گمان نمی کنم. این هفته شاهد بودیم که یک کامپیوتر (Watson) در زمینه حل مسائل بغرنج بر دیگر شرکت کنندگان برتر، فائق آمد. آن کامپیوتر قادر بود الگوهای گفتاریِ انسان را تجزیه و تحلیل کند، سوآلات پیچیده را درک کند، جستجوهای بسیار ماهرانه ای را انجام دهد، و در آخر به سرعت با پاسخ صحیح برگردد. از دیگر ویژگی هایش این بود که در هنگام دادنِ پاسخ با ارائه مجموعه ای از لینک ها واکنش نشان نمی داد، احتمال صحیح بودن پاسخ را محاسبه می کرد و در نتیجه همان را به عنوان پاسخ باز میگرداند.

تکنولوژی Watson شروع بسیار خوبی است اما من بیشتر از اینها را می خواهم. من از آن انتظار دارم که نمودارهای اجتماعی من را تجزیه و تحلیل کند و پیشنهاداتی از دوستانم دریافت کند.

.

.

اگر به دنبال توصیه هایی در رابطه با سلامتی هستم می خواهم از آنچه دکترها می گویند مطلع شوم. اگر در حال خرید یک هدیه برای همسرم هستم وارد اطلاعاتی شوم که خانم ها در مورد سلائقشان به اشتراک گذاشته اند.. این که علم موشک نیست! [در فارسی: نمی خواد که موشک به هوا پرتاب کنه!]

و در ادامه باز هم انتظار بیشتری دارم. می خواهم که به طور خودکار گوگل جدیدم برای شام جایی را در رستوران رزرو کند، می خواهم بلیط فیلمی که ممکن بخواهم به دیدنش بروم را تهیه کند، یا سفارش کالایی را بر روی معتبرترین و ارزان ترین سایتِ خرید کالا برایم انجام دهد. بله، من هم می دانم که از قبل تعداد بسیاری برنامه کاربردی و سایت برای انجام این کارها وجود دارند. چرا سایت هایی که من ترجیح­شان می دهم در نتایج جستجویم نیستند، تا که مجبور نباشم لینک های متنی دهه نود را ببینم؟

چیزی که واقعا هیچ وقت نمی خواهم ببینم اسپمی است که گوگل تحویل می دهد. سیستم کنونیِ رتبه بندی صفحات گوگل به آسانی فریب می خورد، تنها کافی است کلمات کلیدی صحیح را در رابطه با تعدادی از محتویاتِ به درد نخور وارد کنید و یا به گوگل مبلغی را جهت تبلیعات بپردازید تا لیست شما در بالای نتایج جستجوی همه افراد به نمایش در بیاید.

در اطلاعیه­ای که گوگل این هفته منتشر کرد، گام های خوبی برداشته شده است، کاربران توسط افزنه مرورگر کروم قادر خواهند بود که سایتی را به عنوان اسپم برچسب گذاری کنند و هم چنین خواهند توانست وبسایت های افرادی که از بقیه برتر هستند را رتبه بندی نمایند. اما هنوز هم بالاترین قسمت نتایج جستجو مربوط به تولید کنندگان اسپم است. برای آنکه ببینید منظور من چیست تنها کافی­ست جستجویی در مورد عبارت “digital camera under $200” (دوربین دیجیتال زیر ۲۰۰ دلار) انجام دهید. نتایج این جستجو عملا بدون استفاده هستند. (در این زمینه، بینگ گزینه مفیدی اضافه نموده که به شما اجازه می دهد با توجه به قیمت به جستجوی کالا بپردازید، اما در عین حال هنگامی که به جستجوی عادی می پردازید این قابلیت در زیر نتایج آلوده به اسپمش مدفون می شود!)

 

اینجا ما به افکاری خارج از قالب متداول نیاز داریم. من تردید دارم که از جانب گوگل چنین چیزی را مشاهده کنیم زیرا از راه ارائه تبلیغات میلیاردها دلار درآمد کسب می کند. در نتیجه اینجا یک فرصت انتخاب بسیار عالی برای کارآفرینان وجود دارد. [جمله انتهایی احتمالا به موتور جستجوی Blekko اشاره دارد.]

منبع: techcrunch

پی نوشت ۱: متنی که ملاحظه فرمودین توسط آقای Vivek Wadhwa نوشته شده بود و با توجه به کامنت هایی که در سایت منبع گذاشته شده، نظرات موافق و مخالف بسیاری رو در پی داشته. برای بررسی نظرات و البته سوابق آموزشی و علمی ایشون می تونین به سایت  wadhwa مراجعه کنین.

پی نوشت ۲: در متن به ویدئویی از ایشون اشاره شده که ما در اینجا تنها به گذاشتن تصویری از اون ویدئو اکتفا کردیم، برای دیدن ویدئو فلش می تونین به سایت منبع مراجعه کنین.

پاسخ دهید

تبلیغات
آموزش
تبلیغات
گویا آی تی وب سایت آموزش و تازه های علم و فن آوری