نويسنده: Vivek Wadhwa

من اولين ايميلم را در سال 1995 به يكي از اعضاي تيم توسعه دهنده­ام فرستادم. در آن روزها وي تنها كسي بود كه مي دانستم آدرس ايميل دارد. هم چنين در حدود همان زمان ها بود كه اولين جستجوي اينترنتي ام را انجام دادم. اگر اشتباه نكنم براي آن كار از Lycos استفاده كردم، چندين كلمه كليدي را درون يك كادر متني وارد كردم و براي جدا كردنشان هم از عملگرهاي بولي (Boolean operators) [مانند OR, AND و …] استفاده كردم، در ادامه فهرستي از صفحات وبِ در ارتباط با آن كلمات را دريافت كردم كه مي توانستم بر روي آن ها كليك كنم.

از آن زمان شانزده سال گذشته است. اكنون در هر روز از مردم تمام نقاط دنيا حدود 400 ايميل دريافت مي كنم و ايميل جزئي از زندگي من شده و روش ارتباط برقرار كردن و نحوه كارم را تغيير داده. من كسي را در هيچ كجا نمي شناسم كه ايميل نداشته باشد. سال گذشته به Sikkimدر هند رفته بودم و حتي در آن جا هم، در عبادتگاه دورافتاده­اي در هيماليا يك راهب بودايي به من آدرس ايميلش را داد! اينترنت نيز به همين روش مشابه تكامل يافته است و به نظر مي رسد كه در همه جا حظور دارد و همه چيز را به همه كس متصل كرده است. تكنولوژي هاي مبتني بر اينترنت در حال واژگون كردن حكومت هاي ديكتاتوري در خاورميانه هستند.

اما در فرآيند جستجو چه چيزي واقعا تغيير كرده؟ ما هنوز هم به همان كادرهاي متني مي رويم، عباراتي را وارد مي كنيم و اميدواريم كه كامپيوتر منظورمان را بفهمد، مجددا فهرستي از صفحات اينترنتي مرتبط با عباراتمان را دريافت مي كنيم، و در انتها براي يافتن اطلاعاتي كه به دنبالشان هستيم بر روي لينك ها كليك مي كنيم. تنها تفاوت واقعي اين است كه در حال حاضر اين لينك ها شما را به سايت هاي اسپم هدايت مي كنند، اين سايت ها از شما مي خواهند كه بر روي لينك هاي ديگري كليك كنيد كه براي آن ها پول سازند،‌ يا به عبارت بهتر براي گوگل پول سازند (Google money). ايجاد صفحه هايِ اطلاعات كم ارزش و بي كيفيت به آن چنان تجارت بزرگي تبديل شده است كه ارزش آن بالغ بر 1.9 ميليارد دلار مي باشد. بر طبق اسپم شمارِ (spam clock) Blekko در هر ساعت بيش از يك ميليون صفحه اسپم توليد مي شود. بنابراين وب در حال تبديل شدن به توده عظيمي از آشغال مي باشد.

طي كنفرانس اخير BigThink، اميدوار بودم با به چالش كشيدن گوگل و بينگ براي برطرف كردن مشكل اسپم، آن ها را در موضعي بگذارم كه شايد از رهبري جسورانه Blekko در ايجاد blacklist براي ارسال كننده هاي عمده اسپم پيروي كنند. اما در عوض، آن ها وارد مسابقه بيهوده­اي در مورد اينكه چه كسي آن صفحات اسپم را كپي كرده است، شدند. گوگل به سادگي موضوع مورد بحث را عوض كرد و هنگامي كه از اعضاي هيئت شركت كننده درباره چشم انداز طولاني مدت شان در مورد جستجو (search) سوآل پرسيدم، از واكنش سطحي­شان واقعا نااميد شدم. آن ها در مورد تغيير دادنِ جهان صحبت نمي كردند- تنها به صحبت در مورد روش هاي دستيابي به بهترين عملكرد (آن چه كه هميشه در حال انجام آن هستند) پرداختند. براي ديدن آن چه كه منظورم است مي توانيد ويدئوي زير را مشاهده كنيد.

من براي رسين به اين آرزو و ديدن پيشرفت هايي در اين زمينه نمي توانم 16 سال ديگر صبر كنم و نظراتم را در جايي كه نياز است به اشتراك خواهم گذاشت. شما هم مي توانيد ديدگاه­ هايتان را به اشتراك بگذاريد، ما مي توانيم موجب ايجاد نسل جديدي از راه اندازها (startups) شويم و همان كاري كه رهبر موتورهاي جستجو (گوگل) با Lycos و آلتاويستا كرد را انجام دهيم: برانداختن آن ها.

به طور خلاصه، آن چه كه من مي خواهم براي كامپيوترم است –يا يك گوگل جديد- براي خدمت كردن به من! و نمي خواهم آن عباراتي را به خدمت بگيرم كه او (گوگل) برايم مهيا كرده است و سپس مجبور باشم براي يافتن اطلاعاتي كه در جستجويشان هستم به سختي در ميان صفحات اسپمي كه به من تحويل داده حركت كنم. مي خواهم كه او چيزي را كه من و دوستان من دوست داريم بياموزد و به من آنچه كه مي خواهم بدانم را بگويد و يا آنچه كه من بدان نياز دارم را انجام دهد.

اگر همين فردا از شهر نيويورك بازديد كنم و بخواهم  شام را در يك رستوران هندي (North Indian) با قيمت مناسب و نزديك به جايي كه ايستاده ام، ‌بخورم، از كامپيوترم انتظار دارم كه دو يا سه رستوراني كه اين شرايط را دارا هستند و همچنين جاي خالي هم داشته باشند را به من پيشنهاد دهد. من پروازها و رزروهاي هتلم را به صورت آنلاين ثبت مي كنم، تقويمم را بر روي گوگل دارم، چيزهايي كه دوست دارم و يا از آن ها بيزارم را توييت (tweet) مي كنم، و با دوستانم در سايت هاي رسانه هاي اجتماعي متفاوت به گفتگو مي پردازم، بعد از همه اين ها: چرا گوگلِ جديد من نمي تواند به سادگي اطلاعات من و دوستانم را دريافت كند و آنچه را مي خواهم به من بدهد؟

آيا اين خيلي مشكل است؟ گمان نمي كنم. اين هفته شاهد بوديم كه يك كامپيوتر (Watson) در زمينه حل مسائل بغرنج بر ديگر شركت كنندگان برتر، فائق آمد. آن كامپيوتر قادر بود الگوهاي گفتاريِ انسان را تجزيه و تحليل كند، سوآلات پيچيده را درك كند، جستجوهاي بسيار ماهرانه اي را انجام دهد، و در آخر به سرعت با پاسخ صحيح برگردد. از ديگر ويژگي هايش اين بود كه در هنگام دادنِ پاسخ با ارائه مجموعه اي از لينك ها واكنش نشان نمي داد، احتمال صحيح بودن پاسخ را محاسبه مي كرد و در نتيجه همان را به عنوان پاسخ باز ميگرداند.

تكنولوژي Watson شروع بسيار خوبي است اما من بيشتر از اينها را مي خواهم. من از آن انتظار دارم كه نمودارهاي اجتماعي من را تجزيه و تحليل كند و پيشنهاداتي از دوستانم دريافت كند.

.

.

اگر به دنبال توصيه هايي در رابطه با سلامتي هستم مي خواهم از آنچه دكترها مي گويند مطلع شوم. اگر در حال خريد يك هديه براي همسرم هستم وارد اطلاعاتي شوم كه خانم ها در مورد سلائقشان به اشتراك گذاشته اند.. اين كه علم موشك نيست! [در فارسي: نمي خواد كه موشك به هوا پرتاب كنه!]

و در ادامه باز هم انتظار بيشتري دارم. مي خواهم كه به طور خودكار گوگل جديدم براي شام جايي را در رستوران رزرو كند، مي خواهم بليط فيلمي كه ممكن بخواهم به ديدنش بروم را تهيه كند، يا سفارش كالايي را بر روي معتبرترين و ارزان ترين سايتِ خريد كالا برايم انجام دهد. بله، من هم مي دانم كه از قبل تعداد بسياري برنامه كاربردي و سايت براي انجام اين كارها وجود دارند. چرا سايت هايي كه من ترجيح­شان مي دهم در نتايج جستجويم نيستند، تا كه مجبور نباشم لينك هاي متني دهه نود را ببينم؟

چيزي كه واقعا هيچ وقت نمي خواهم ببينم اسپمي است كه گوگل تحويل مي دهد. سيستم كنونيِ رتبه بندي صفحات گوگل به آساني فريب مي خورد، تنها كافي است كلمات كليدي صحيح را در رابطه با تعدادي از محتوياتِ به درد نخور وارد كنيد و يا به گوگل مبلغي را جهت تبليعات بپردازيد تا ليست شما در بالاي نتايج جستجوي همه افراد به نمايش در بيايد.

در اطلاعيه­اي كه گوگل اين هفته منتشر كرد، گام هاي خوبي برداشته شده است، كاربران توسط افزنه مرورگر كروم قادر خواهند بود كه سايتي را به عنوان اسپم برچسب گذاري كنند و هم چنين خواهند توانست وبسايت هاي افرادي كه از بقيه برتر هستند را رتبه بندي نمايند. اما هنوز هم بالاترين قسمت نتايج جستجو مربوط به توليد كنندگان اسپم است. براي آنكه ببينيد منظور من چيست تنها كافي­ست جستجويي در مورد عبارت “digital camera under $200” (دوربين ديجيتال زير 200 دلار) انجام دهيد. نتايج اين جستجو عملا بدون استفاده هستند. (در اين زمينه، بينگ گزينه مفيدي اضافه نموده كه به شما اجازه مي دهد با توجه به قيمت به جستجوي كالا بپردازيد، اما در عين حال هنگامي كه به جستجوي عادي مي پردازيد اين قابليت در زير نتايج آلوده به اسپمش مدفون مي شود!)

 

اينجا ما به افكاري خارج از قالب متداول نياز داريم. من ترديد دارم كه از جانب گوگل چنين چيزي را مشاهده كنيم زيرا از راه ارائه تبليغات ميلياردها دلار درآمد كسب مي كند. در نتيجه اينجا يك فرصت انتخاب بسيار عالي براي كارآفرينان وجود دارد. [جمله انتهايي احتمالا به موتور جستجوي Blekko اشاره دارد.]

منبع: techcrunch

پي نوشت 1: متني كه ملاحظه فرمودين توسط آقاي Vivek Wadhwa نوشته شده بود و با توجه به كامنت هايي كه در سايت منبع گذاشته شده، نظرات موافق و مخالف بسياري رو در پي داشته. براي بررسي نظرات و البته سوابق آموزشي و علمي ايشون مي تونين به سايت  wadhwa مراجعه كنين.

پي نوشت 2: در متن به ويدئويي از ايشون اشاره شده كه ما در اينجا تنها به گذاشتن تصويري از اون ويدئو اكتفا كرديم، براي ديدن ويدئو فلش مي تونين به سايت منبع مراجعه كنين.