متفاوت ترین مجله اینترنتی ...

داستان برنامه‌نویس و مهندس

14

یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند. برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟» برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند. بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید.

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید
14 دیدگاه
  1. محسن پاك نيت می‌گوید

    سلام

    خیلی جالب بود.

    مرسی.

  2. civilar می‌گوید

    کلا مهندسا آدم های باهوشی هستند، معمار که نیستند.

  3. irsa می‌گوید

    جالب بود

  4. محمد مهدی می‌گوید

    ممنون
    خیلی جالب بود.
    ولی (قدیمی)…

  5. جعفر می‌گوید

    خوندنی بود
    تشکر

  6. mehdi می‌گوید

    این یه حقیقته .

  7. ناصر حردانی می‌گوید

    جالب بود – اما برنامه نويسش برنامه نويس نبود

  8. senaps می‌گوید

    برنامه نویسه مشکل داشته!!

  9. محمدعلی می‌گوید

    سوالی که پیش میاد اینه که وجه اشتراک برنامه نویس و مهندس چیه که با هم مقایسه میشن؟

    جواب اینه که این داستان مربوط به برنامه نویس و مهندس کامپیوتر بوده نه هر مهندسی…چون بقیه ی مهندسی ها با برنامه نویس چه وجه مشترکی دارن که بخوان با هم مقایسه بشن؟

  10. ابوالفضل می‌گوید

    یعنی ما خریم دیگه!؟

  11. Rezapto می‌گوید

    دم خودمون گرم 😀

  12. محمد می‌گوید

    البته این داستان یک پزشک و مهندس بود نه برنامه نویس !!!!

  13. مریم می‌گوید

    محض اطلاع برنامه نویسا خیلی هم باهوشو خوش فکرن.

  14. hadi می‌گوید

    مهندسو برنامه نویس تو داستان جاشون برعکس نوشته شده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

DigiKala Ads
یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست