نخستين جشنواره و نمايشگاه بين‌المللي بازي‌هاي رايانه‌اي تهران از روز پنج‌شنبه 8‌ ارديبهشت سال جاري در مركز همايش‌هاي برج ميلاد تهران برگزار شده و تا تاريخ 12 ارديبهشت ادامه خواهد يافت. بازديد از اين نمايشگاه هر روز از ساعت 10 صبح تا 8 عصر براي عموم آزاد بوده و هزينه‌اي نيز از علاقه‌مندان به بازديد از جشنواره دريافت نمي‌گردد.

اين نمايشگاه و جشنواره به همت دکتر “بهروز مینایی” مدیرعامل بنیاد ملی بازی های رایانه ای، “حمید شاه آبادی” معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، “علیرضا مخبر دزفولی” دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و حجت الاسلام و المسلمین دکتر “حمید شهریاری” دبیر شورای عالی اطلاع رسانی کشور بر پا شده و شهرداري تهران و بنياد ملي بازي‌هاي رايانه‌اي ميزبانان اصلي بازديد كنندگان آن به شمار مي‌روند.

وب سايت جشنواره به آدرس http://www.irgf.ir

وب سايت جشنواره به آدرس http://www.irgf.ir

مطلبي كه در ادامه مطالعه خواهيد كرد، گزارش اختصاصي از اين نمايشگاه براي مخاطبين عزيز مجله اينترنتي گويا آي‌تي است كه در روز جمعه مورخ 1390/2/9 براي شما تهيه شده است. لطفا با ادامه اين مطلب با ما همراه باشيد. در تمام طول اين نوشته با كليك بر روي تصاوير مي‌توانيد تصوير را در سايز بزرگتر مشاهده كنيد.

 

به نام خدايي كه بازي زندگي را اوّل بار، او آغاز كرد

چند روز قبل از شروع جشنواره، خبر برگزاري اين نمايشگاه رو از طريق گودر خوندم. به نظرم رسيد كه مي‌شه از اين نمايشگاه يه گزارش تصويري و صوتي خوب گرفت. گزارشي كه علاقه‌مندان بازي حتما بهش توجه نشون مي‌دن. مخصوصا دوستان شهرستاني كه شايد فرصت نكنن اين وقت از سال براي بازديد از نمايشگاه به تهران بيان. گزارش صوتي رو براي راديو گويا 7 و گزارش تصويري رو براي نوشتن توي مجله اينترنتي گويا آي‌تي در نظر داشتم به همين خاطر طوري برنامه‌ريزي كردم كه بتونم جمعه توي جشنواره شركت كنم و مطالب رو براي دوشنبه آماده كنم.

ساعت 13:30 بعد از ظهر ماشين رو سوار شدم و بدون نگراني از اينكه وارد محدوده طرح مي‌شم (چون جمعه‌ها طرح برقرار نيست) راه افتادم به سمت محل برگزاري جشنواره. توي مسير، مسعود و هادي و مهرداد رو سوار كردم و رفتيم به سمت برج ميلاد تهران. مسير تا ورودي سالن همايش‌هاي برج خيلي خلوت بود و من گاز ماشين رو گرفته بودم، البته طوري رانندگي مي‌كردم كه قوانين رو زير پا نذارم و جريمه نشم.

اما چشمتون روز بد نبينه، وقتي رسيديم به ورودي پاركينگ جشنواره، ترافيك عجيب و غريبي جلومون بود. البته نه به خاطر حضور ميليوني مردم، بلكه به اين خاطر كه مأمورين راهنمايي و رانندگي و انتظامات برج، يكي از 2 مسير موجود براي ورود به پاركينگ رو بسته بودن و تمام ماشينها (چه اونهايي كه مي‌خواستن وارد پاركينگ بشن و چه اونهايي كه خارج مي‌شدن) از اون يكي مسير كه يه خيابون 2 لاينه و باريك بود عبور مي‌كردن.

اونجا يه گلوگاه ترافيكي ناجور ايجاد شده بود طوري كه چند دقيقه جلوي ماشينهاي ورودي رو مي‌گرفتن تا خروج راحت باشه و چند دقيقه بعد عكس اين كار رو انجام مي‌دادن. به هر حال يه نيم ساعتي آفتاب به سر و صورت ما خورد و كلاچ‌ترمز كرديم تا تونستيم ماشين رو ببريم توي پاركينگ محوطه باز سالن پارك كنيم.

وقتي وارد سالن شديم، توي طبقه منفي 5 بوديم و بايد 5 طبقه مي‌رفتيم بالا تا به طبقه همكف برسيم. آسانسورها واقعا شلوغ بود و حساب كرديم كه اگر پياده بريم سريعتر مي‌رسيم. موقع پياده بالا رفتن از 5 طبقه، من كه معناي واقعي فاصله طبقاتي رو متوجه شدم و وقتي نفس نفس زنان رسيديم به طبقه همكف، جمعيت نسبتا خوبي توي سالن بود.

البته اونجا هم، فاصله طبقاتي مشخص بود چون وقتي ما رسيديم به طبقه همكف، يه همچين چيزي جلوي چشمامون سبز شد !!!

نماي 30 درصد برج ميلاد از زير پايه برج

نماي 30 درصد برج ميلاد از زير پايه برج

البته اين چيزي كه شما داريد مي‌بينيد، فقط 30 درصد از اندازه‌ي واقعي برج ميلاده. چون دوربين من (Canon Power-Shot A3000 IS) ديگه توانايي عكس پانوراماي عمودي گرفتن از پايه و كل برج رو نداشت و همين عكس، بهترين تصويري بود كه مي‌تونستم توي اون موقعيت براتون بگيرم تا بدونيد وقتي از محوطه راه‌پله اومديم بيرون و وارد فضاي باز شديم، با چه غول عظيم‌الجثه‌اي رو به رو شديم. ما در مقابلش مثل يه مورچه در مقابل درخت سرو بوديم !!!

باقي تصاويري كه توي اين پست مي‌بينيد هم، همگي با استفاده از همين دوربين گرفته شده كه البته من تمامي عكس‌ها رو بين 20تا 30 درصد كوچيك كرده‌ام و بخشهاي اضافي رو هم حذف كردم و كيفيت تصويربرداري هم 8 مگاپيكسلي بوده. اگر تمايل داريد تصاوير رو در اندازه اصلي بگيريد به گويا آي‌تي يه ايميل بزنيد (gooyait@gmail.com) تا تصاوير رو براتون بفرستم.

Canon-Power-Shot-A3000-IS

Canon-Power-Shot-A3000-IS

بعد از كمي پياده‌روي و ورود به سالن اصلي، اولين چيزي كه جلب توجه مي‌كرد، بنر جشنواره بود كه درست در كنار درب ورودي قرار داشت. البته من كه نفهميدم اين تصوير چه جوري مفهوم يه جشنواره بين‌المللي بازي‌هاي رايانه‌اي رو تداعي مي‌كنه چون تصوير بيشتر شبيه يه كودك دبستانيه كه روز اول آغاز دوران تحصيلش رو مي‌خواد شروع كنه و يه كوله‌پشتي پر از فندق و پسته هم روي دوششه!!!

بنر جشنواره

بنر جشنواره

درست رو به روي ما روي ديوار بالاي سر قسمت پذيرش و اطلاعات، اين تابلو خودنمايي مي‌كرد كه بهترين شاهد و گواهي براي اين بود كه بگيم ما رفتيم به مركز همايش هاي برج ميلاد تهران. پس فوري ازش يه عكس گرفتم كه بعدها واسه‌ي نوه‌هام تعريف كنم كه منم رفتم به سالن همايش هاي برج ميلاد تهران !

مركز همايش هاي برج ميلاد

مركز همايش هاي برج ميلاد

ديگه از اينجا به بعد بود كه گشت و گذار 4 ساعته‌ي ما در جشنواره و نمايشگاه شروع شد. در سمت راست و چپ ما غرفه‌هاي فراووني وجود داشت كه به دور سالن اصلي همايش كه يه سالن مستطيلي شكل بود پيچيده بودن و راهروها مملو از بازي‌خورها و گيمرها و بازي سازها و گزارشگرها و منتقدين و بچه‌ها و خانواده‌هاشون بود.

اولين چيزي كه توجه منو جلب كرد اين بود كه تنها شركت توليد‌كننده‌ي لپ‌تاپ كه در اين نمايشگاه حضور داشت، شركت Asus بود كه 4 تا غرفه رو در اختيار داشت و توي 2 تا از غرفه‌ها، سخت‌افزارهاي مربوط به بازي بالأخص مادربوردهاي (Motherboard) مخصوص Game رو براي نمايش گذاشته بودن و تعدادي PC با Caseهاي شيشه‌اي هم بود كه بازي‌خورها داشتن بازي‌هاي مختلف رو با اون مادربوردها امتحان مي‌كردن. توي 2 غرفه‌ي ديگه‌ هم لپ‌تاپهاي سري N كه مخصوص مولتي‌مديا (Multimedia Series) و لپ‌تاپهاي سري G كه مخصوص بازي (Gaming Series) بودن رو براي نمايش و امتحان كردن قرار داده بودن.

عجيب‌ترين چيزايي كه من در غرفه Asus ديدم مادربوردي با 19 پورت USB بود كه 10 تا پورت USB3 و 9 تا پورت USB2 داشت!!! آخه كسي نيست به من بگه 19 تا پورت USB روي يه مادربورد به چه دردي مي‌خوره؟ علاوه بر اين 4 تا پورت ساتا 6 گيگابيتي و 4 تا پورت ساتا 3 گيگابيتي و 2 تا پورت eSATA هم داشت!!!

لپتاپ مدل G73 JW 3D با پردازنده 3 گيگاهرتزي Core i7 و 8 گيگابايت رم DDR3 و كارت گرافيك 2 گيگابايتي و صفحه نمايش 3 بعدي با عينك‌هاي بي‌سيم هم واقعا معركه بود و پشتش نشستن و Need For Speed Hot Persuit 2 بازي كردن خيلي بهمون چسبيد!

اما اصل ماجرا تو غرفه اسوس، داستان گاو خشمگين ايتاليايي و قهرمانش يعني Lamborghini Murcialago LP640 بود كه در Eee PC VX6 تجلي كرده بود و زيبايي، قدرت و سرعت مورشيه‌لاگو رو مي‌تونستيد توي اين لپتاپ ببينيد. البته خبري از غرش وحشتناك موتور لامبورگيني توي اين لپتاپ نيست و بهتون قول مي‌دم ذره‌اي صدا از اين Eee PC نخواهيد شنيد. من كه واقعا عاشقش شدم اما منتظرم تا VX7 كه عليرضا زارع چند روز پيش برامون معرفي كرد به ايران بياد و از 16 گيگابايت رم DDR3 و كارت گرافيك 3.7 گيگابايتيش براتون تصوير وگزارش بگيرم.

جالب اينجا بود كه ما هيچ محدوديتي براي استفاده و امتحان كردن اين غولهاي سخت‌افزاري نداشتيم و خيلي راحت تونستيم با اين تجهيزات كار كنيم و پشت فرمون لامبورگيني بشينيم و در جاده هاي ارتباطات و فناوري اطلاعات تخت گاز بريم!!!

از غرفه اسوس كه بگذريم (خداييش كار سختيه چون من عاشق تكنولوژي‌هاي اين برترين توليد‌كننده مادربورد و سومين توليدكننده لپتاپ دنيا هستم) باقي نمايشگاه هم نكات و ويژگي‌هاي جالبي داشت.

مثلا اين كه توي اسم جشنواره عبارت “بين‌المللي” ذكر شده اما من بهتون قول مي‌دم كه اين جشنواره مطلقا بين‌المللي نيست و همه چيز كاملا ملّي هستش. نه خبري از غرفه‌هاي خارجي و شركت‌هاي خارجي و بازي‌هاي خارجي هست و نه خبري از بازديد كننده‌هاي خارجي. آخه من همش به اين فكر بودم كه براي زرق و برق دار شدن راديوي اين هفته، يه گزارش به زبان انگليسي از بازديدكننده‌ها يا غرفه‌هاي خارجي هم بگيرم كه حتي 1 موجود زنده‌ي غير ايراني هم توي نمايشگاه نديدم و دستم موند توي حنا!

البته عدم حضور شركت‌هاي خارجي دليل موجهي هم داره، اون هم اينكه با سخت‌گيري بنياد ملي بازي‌هاي رايانه‌اي در طبقه‌بندي بازي‌ها و مجاز يا غيرمجاز دونستن بازي‌ها، شركتهاي خارجي اگر مي‌خواستن به اين جشنواره بيان، مجبور بودن درصد بالايي از محصولات توليدي‌شون رو به دلايلي مثل خشونت‌بار بودن، ضد اسلامي‌بودن، ضد ايراني‌بودن، ترويج فساد و بي‌ بند و باري در بازي، ترويج دخانيات در بازي و … به نمايش نگذارن و عملا درصد بالايي از قدرت توليد بازي‌شون رو نمي تونستن نشون بدن. به همين خاطر هيچ شركت خارجي‌اي در اين جشنواره حضور پيدا نكرده بود. البته من به فعاليت بنياد ايراد مطلق نمي‌گيرم و اون رو هم كاملا تأييد نمي‌كنم بلكه معتقدم بايد راه ميانه‌اي ايجاد بشه و فكري براي سر و سامون دادن به وضعيت ورود و توزيع بازي‌هاي خارجي در كشور بشه كه گيمرها راضي باشن و خب البته شأن اسلامي و هويت ايراني ما هم حفظ بشه.

سيگار كشيدن شخصيت بازي، يكي از مصاديق نامناسب بودن بازي به زعم اسرا

سيگار كشيدن شخصيت بازي، يكي از مصاديق نامناسب بودن بازي به زعم اسرا

خشونت زياد، يكي از مصاديق نامناسب بودن بازي به زعم اسرا

خشونت زياد، يكي از مصاديق نامناسب بودن بازي به زعم اسرا

به هر حال ما راه افتاديم از اين غرفه به اون غرفه و شروع كرديم به عكس گرفتن و صحبت كردن. غرفه‌اي كه واقعا شلوغ بود و يه جمع كثيري از جوون‌ها و نوجوون‌ها در اطرافش جمع بودن و بلند بلند مي‌خنديدن، غرفه تراوين بود. معلومه كه حتي با اومدن نسخه 4 و تغييرات عجيب و غريب و نچسب توي اين بازي (از نظر من) باز هم طرفداراي Travian تعدادشون خيلي زياده. آقاي افشين خياباني، برادر كوچيك اشكان خياباني (ادمين تراوين ايران) توي تصوير مشخص هستن. ايشون قرار شد كه بيان با ما مصاحبه كنن اما اينقدر سرشون شلوغ شد كه بي خيال ما شدن و خب ما هم بي خيال مصاحبه با مسؤولين تراوين شديم چون خداييش سرشون خيلي خيلي شلوغ بود و نخواستيم وقت باقي بازي‌دوستان رو به خاطر مصاحبه خودمون تلف كنيم. نكته قابل توجه اينكه آقاي افشين خياباني حتي من رو كه مترجم تراوين ايران (نسخه كلاسيك تا نسخه 3.5) هستم نشناختن !!

غرفه تراوين ايران در جشنواره، (آقاي افشين خياباني نفر وسط)

غرفه تراوين ايران در جشنواره، (آقاي افشين خياباني نفر وسط)

از غرفه شركت سازنده بازي ميرمهنا (استودیو بازی سازی اسپریس پویانما) هم بازديدي كرديم و تصاوير زير حاصل اين بازديد بود. البته به علت كمبود وقت فرصت نشد تا با تمام تيم‌هاي بازي‌سازي مصاحبه كنيم و اكثر غرفه‌ها رو فقط بازديد كرديم و تمام.

ابتكار جالب يكي از مسؤولين غرفه ميرمهنا

ابتكار جالب يكي از مسؤولين غرفه ميرمهنا

پوستر بازي ميرمهنا

پوستر بازي ميرمهنا

و مگه مي‌شه از گرشاسپ گذشت؟ ما هم نتونستيم از اين چهره گيرا و متعصب گرشاسپ ايراني راحت بگذريم. اين آقا كوچولو هم معلوم نيست اون وسط داره با خنجر و شمشير گرشاسپ چيكار مي‌كنه!!! فقط 1 نكته رو قايمكي بگم بهتون، اونم اينكه خداييش خشونت موجود توي اين بازي اصلا چيزي از خشونت خيلي از بازي‌هايي كه به راحتي مهر نامناسب و غير مجاز مي‌خورن و مجوز فروش نمي‌گيرن كم نداره!!!

گرشاسپ

گرشاسپ

باز هم گرشاسپ

باز هم گرشاسپ

البته از اونجايي كه من بازي‌خور (خوره بازي؟) و گيمر حرفه‌اي نيستم، خيلي از بازي‌ها رو نمي‌شناختم و فقط همينجوري يه سري عكس براتون گرفتم كه بتونيد يه ديد كلي نسبت به نمايشگاه و جشنواره داشته باشيد. در تمام طول بازديد اين مسأله توي ذهنم بود كه ايران هم كم كم داره در عرصه توليد بازي يه حركتايي مي‌كنه و مي‌شه گفت كه ديگه مثل چند سال پيش تو اين زمينه دست و پا بسته نيستيم. البته قبول دارم كه از فناوري روز بازي‌سازي شايد 10 سال عقبيم، اما بالاخره همين كه تيم‌هاي توسعه نرم‌افزار روي بازي هم كار مي‌كنن خيلي جاي اميدواري داره و من دلم روشنه كه يه روزي مي‌تونيم با افتخار بگيم فلان بازي توليد ايرانه ها …

مثلا همين بازي جنگ در خليج عدن كه در مورد مبارزه نيروي دريايي ارتش ايران با دزدان دريايي خليج عدن هستش، شايد از اون بازي هايي باشه كه بتونه اسم و رسمي براي خودش پيدا كنه. حداقل دموي بازي كه از لحاظ گرافيكي خيلي سرتر از بازي هاي ايراني فعلي بود. اميدوارم Engine بازي هم، چيز دندون‌گيري باشه. اين بازي به سفارش معاونت عقيدتي سياسي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران ساخته شده و قطعا بودجه‌ي عظيمي هم پشت فرايند توليدش هست.

گرافيك بازي خليج عدن جزو برترين گرافيك‌ها بود

گرافيك بازي خليج عدن جزو برترين گرافيك‌ها بود

بازي خليج عدن به سفارش ارتش جمهوري اسلامي ايران ساخته شده

بازي خليج عدن به سفارش ارتش جمهوري اسلامي ايران ساخته شده

اينا هم چند تا تصوير ديگه از سالن نمايشگاه بازي‌هاست كه من خيلي از اين بازي‌ها رو نمي‌شناسم و توي نمايشگاه هم حواسم نبوده كه عكسها رو طوري بگيرم كه عنوان بازي يا شركت سازنده مشخص باشه. ديگه لطفا كوتاهي منو به بزرگواري خودتون ببخشيد و فقط به زيبايي اين بازي‌هاي ايراني اكتفا كنيد.

عصر پهلوانان

عصر پهلوانان

خيلي شبيه شاهزاده ايراني مي‌مونه

خيلي شبيه شاهزاده ايراني مي‌مونه

يه حس ميهن‌دوستي عجيبي بهم مي‌ده اين عكس

يه حس ميهن‌دوستي عجيبي بهم مي‌ده اين عكس

بازي ناورد يه چيزي مثل تراوينه اما بر اساس اساطير ايراني

بازي ناورد يه چيزي مثل تراوينه اما بر اساس اساطير ايراني

نظرسنجي به لحظه‌ي ناورد. فكر مي‌كنيد كدوم گزينه رأي بياره؟

نظرسنجي به لحظه‌ي ناورد. فكر مي‌كنيد كدوم گزينه رأي بياره؟

دكور جالب غرفه ناورد

دكور جالب غرفه ناورد

بعضي‌ها هم در حال تست ابزارهاي بازي بودن. مثلا اين آقا، عجيب مشغول نشونه‌گيري بود.

شبيه‌سازي تير‌اندازي به هدف پروازي

شبيه‌سازي تير‌اندازي به هدف پروازي

چند تا تصوير هم براتون از داش سيا ساكتي و بر و بچ انيميشن ترافيك گرفتم كه مؤسسه فرهنگي حور مجري اين انيميشن‌هاست.

سيا ساكتي و پسر خاله‌اش

سيا ساكتي و پسر خاله‌اش

اون دو تا آقا پسر فشن‌ها كه بد رانندگي مي‌كنن

اون دو تا آقا پسر فشن‌ها كه بد رانندگي مي‌كنن

غرفه مؤسسه فرهنگي حور

غرفه مؤسسه فرهنگي حور

توي راهرو پر بود از استندهاي مربوط به شخصيت‌هاي توي بازي‌ها. بعضي از اين استندها اينقدر جالب بودن كه دلم مي‌خواست برشون دارم بيارم خونه و بذارمشون تو اتاقم !!!

اين آقاهه از سلسله زنديه است؟

اين آقاهه از سلسله زنديه است؟

الانا كوچولوي متعجب و ناز

الانا كوچولوي متعجب و ناز

اما، بيشتر شلوغي نمايشگاه به خاطر حضور خردسالايي بود كه اومده بودن تا پنگول و خاله نرگس رو كه از برنامه رنگارنگ توي جشنواره شركت داشتن ببينن. سالن حسابي شلوغ پلوغ بود و جاي سوزن انداختن نبود. من رو هم راه ندادن داخل و گفتن شما يه مقدار سنت از 5 سال بيشتره، اجازه ورود نداري. اما بالاخره آخراي مراسم من رفتم تو و چند تا عكس براتون گرفتم. يه گزارش صوتي هم گرفتم كه تو راديو گويا براتون منتشرش مي‌كنم. اين ماز عكساي پنگول، تقديم به شما !!!

جمعيت خيلي زياد بود. ميانگين سني حاضرين فكر كنم 30 سال مي‌شد چون پدرها و مادرها بيشتر ذوق داشتن شركت كنن!!!

جمعيت خيلي زياد بود. ميانگين سني حاضرين فكر كنم 30 سال مي‌شد چون پدرها و مادرها بيشتر ذوق داشتن شركت كنن!!!

پنگول در وسط تصوير مشخصه !!!

پنگول در وسط تصوير مشخصه !!!

غرفه تبيان آخرين غرفه‌اي بود كه توي نمايشگاه بهش سرزديم. تبيان هم در زمينه توليد بازي‌هاي رايانه‌اي سرمايه‌گذاري خوبي كرده و 22 عنوان بازي توليد كرده و تعداد زيادي بازي ديگه در دست توليد داره كه اطلاعات بيشتر رو در راديو گوياي هفتم و مصاحبه من با مسؤول غرفه تبيان مي‌تونيد بشنويد.

يه بازديدكننده نوجوان در حال بازي در غرفه تبيان

يه بازديدكننده نوجوان در حال بازي در غرفه تبيان

تبيان، آخرين غرفه‌اي بود كه در اين بخش از نمايشگاه ازش بازديد كرديم. ديگه ساعت نزديك 4 شده بود و رفتيم به 2 طبقه پايين‌تر تا در Workshop مربوط به تحليل بازي‌هاي Gears Of War و Call Of Duty شركت كنيم. وقتي رسيديم داخل سالن وركشاپ، با همچين صحنه‌اي روبرو شديم. تازه، اون 3 نفري كه نشستن هم (از راست به چپ) دوستاي خودم يعني مهرداد و هادي و مسعود هستن:

سالن خالي بود و پرنده پر نمي‌زد

سالن خالي بود و پرنده پر نمي‌زد

ما تا ساعت 16:15 منتظر مونديم كه شايد خبري بشه، اما آقايي كه قرار بود ارائه رو انجام بده اصلا خبري ازش نشد و ما هم از مسؤول سالن كه پرسيديم از همه چيز بي خبر بود. حتي اسم ارائه دهنده رو هم نفهميديم كه كي بود! در كل بي‌برنامگي و عدم احترام به بازديدكننده‌ها كاملا مشخص بود. بازم طبق معمول رفتار غير حرفه‌اي و توهين‌آميز از سمت مسؤولين و مجريان امر كه حسابي ما رو عصباني كرد.

متأسفانه باز هم شاهد عدم مسؤوليت‌پذيري افراد بوديم

متأسفانه باز هم شاهد عدم مسؤوليت‌پذيري افراد بوديم

خب، ديگه تا ساعت 16:30 تقريبا بازديد ما از اين بخش نمايشگاه تموم شده بود و راه افتاديم به سمت بخش فروشگاه و فناوري‌هاي مربوط به صنعت Game كه خيلي جذاب‌تر از بخش قبلي بود. از سالن همايش ها بيرون اومديم و رفتيم به سمت پاركينگ‌ها … وقتي وارد سالن (پاركينگ) شديم، جمعيت خيلي بيشتري نسبت به جمعيت توي سالن و راهروي جشنواره رو ديديم كه همگي مشغول بازي كردن و تفريح بودن. مثلا اين آقا كوچولو حسابي بالن‌هاي مجازي رو تركونده بود !!!

تيراندازي با كمان به سمت بالن‌هاي مجازي

تيراندازي با كمان به سمت بالن‌هاي مجازي

تير و كمان در دنياي مجازي چه ويژگي‌هايي داره؟

تير و كمان در دنياي مجازي چه ويژگي‌هايي داره؟

بعضي‌ها هم به جاي كمان تير‌اندازي مگس‌كش گرفته بودن دستشون و حسابي از خجالت پشه‌هاي تابستوني و مگس‌ها در مي‌اومدن. مامان و باباهاشون هم دلشون واسه بچه‌هاشون كه چقدر قشنگ مگس‌ها رو منفجر مي‌كردن قنج مي‌رفت !!!

مراسم مگس كشي به شيوه كنسول‌هاي بازي !!!

مراسم مگس كشي به شيوه كنسول‌هاي بازي !!!

يه گوشه ديگه، ليگ فوتبال به پا بود و اين بخش، جزو پر هيجان‌ترين و پر بازديدترين بخشا بود. هر از چند گاهي صداي فرياد شادي به خاطر گل‌هايي كه به ثمر مي‌رسيد بلند مي‌شد و نفري هم كه گل خورده بود محكم با كف دست به پيشوني خودش مي‌زد و زير لب غرغر مي‌كرد !!!

گيمرها حسابي مشغول بازي كردن بودن. براي ورود به جمع بازي كننده ها بايد حداقل نيم ساعت صف واي ميستاديم

گيمرها حسابي مشغول بازي كردن بودن. براي ورود به جمع بازي كننده ها بايد حداقل نيم ساعت صف واي ميستاديم

يه گروه هم كه طرفدار بازي‌ها و فعاليت فيزيكي بودن، و از طرف ديگه به فوتبال هم علاقه داشتن، رفته بودن يه گوشه فوتبال‌دستي انساني بازي مي‌كردن كه اين بخش هم خيلي پر طرفدار بود و صف چند ده متري داشت !!!

فوتبال دستي انساني در نمايشگاه گيم !!!

فوتبال دستي انساني در نمايشگاه گيم !!!

يه گروه ديگه، به ياد دوران قديم، داشتن روي كنسول‌هاي سالهاي گذشته بازي مي‌كردن. مثلا آتاري، سگا، ميكرو، نينتندو و باقي كنسول‌هايي كه من اسمشونو بلد نبودم. فضا هم به صورت سنتي با پشتي و چراغ نفتي و … تزئين شده بود و براي بازي بايد كفشاتو در مياوردي و مي‌رفتي روي قاليچه‌هاي ايراني مي‌نشستي كه اين بخش پر از جوون‌هاي سالهاي دور كه ميان‌سالها و مسن‌هاي اين روزا هستن بود. بخش خانوادگي‌اي بود به طور كل. خيلي هم باصفا و جذاب بود.

بازي هواپيماي كنسول آتاري - اين بازي انتها نداره !!!

بازي هواپيماي كنسول آتاري - اين بازي انتها نداره !!!

كنسول آتاري از نماي نزديك‌تر

كنسول آتاري از نماي نزديك‌تر

بازي‌هاي استراتژيك هم طرفداراي خودشون رو داشتن و اونجا تعداد زيادي از علاقه‌منداي بازي‌هاي بكش‌بكش، با تفنگ و چاقو و نارنجك افتاده بودن به جون هم و حسابي زد و خورد مي‌كردن. البته به صورت Multi Player و با مانيتورهاي اينچ‌بالا و دسته‌هاي بي‌سيم!!! خداييش مانيتور بزرگ و با كيفيت توي درك حس خوب بازي كردن خيلي مؤثره. منم از اين مانيتورا مي‌خوام واسه اتاقم كه Call Of Duty مولتي‌پلير بازي كنم !!!

بازي استراتژيك، اونم چند نفره، اونم توي همچين مانيتوري. واي خدايا. منم مي‌خوام ...

بازي استراتژيك، اونم چند نفره، اونم توي همچين مانيتوري. واي خدايا. منم مي‌خوام ...

يه بخش ديگه، بخش بازي‌هاي آنلاين بود كه بچه‌ها داشتن اونجا اكانت موجود دربازي‌هاي محبوبشون رو چك مي‌كردن. نكته جالب اين بود كه توي پاركينگ، دسترسي به اينترنت وجود نداشت و بازي آنلاين اونجا بي معني بود. و مسؤولين آسمان دژ حسابي از اين قضيه ركب خورده بودن و هاج و واج مونده بودن كه بايد چيكار كنن بدون اينترنت !!!

آسمان‌دژ

آسمان‌دژ

اما فؤاد اميري ايده‌پرداز و طراح بازي آنلاين MYFC و مسؤولين كلوب فوتبال من (MyFC) حسابي هوشمندانه عمل كرده بودن و اين مورد رو از قبل مد نظر قرار داده بودن و يه نسخه لوكال از بازيشون رو راه‌اندازي كرده بودن كه طرفداراشون رو راضي مي‌كرد. ما هنگام خروج از نمايشگاه و حركت به سمت پاركينگ ماشينها، فؤاد رو ديديم و باهاش يه مصاحبه خوب داشتيم كه طرفداراي بازي كلوب فوتبال من رو دعوت مي‌كنيم اين مصاحبه رو در راديو گويا هفتم گوش كنن.

كلوب فوتبال من

در ادامه بازديدمون، گجت Kinect كنسول XBoX مايكروسافت و بازي‌هاي جالبي كه داشت، حسابي توجه ما رو به خودش مشغول كرد. افرادي كه دائم در حال بالا و پايين پريدن بودن و لذت بازي با كينكت رو تجربه مي‌كردن اينقدر غرق در جذابيت بازيهاي كينكتي بودن كه شايد چند بار توي صف مي‌ايستادن تا بازم بيشتر و بيشتر بازي بكنن. از اين بخش براتون يه ويدئو كوتاه تهيه كردم كه با كليك روي تصوير زير مي‌تونيد دانلودش كنيد و ببينيدش.

بر روي تصوير كليك كنيد تا بارگذاري آغاز شود (4.7 مگابایت)

بر روي تصوير كليك كنيد تا بارگذاري آغاز شود (4.7 مگابایت)

اما در ادامه بازديدمون، يه غرفه هم وجود داشت كه سخت‌افزارها و نرم‌افزارهاي simulation كه براي شبيه‌سازي حركات انسان در بازي‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرن رو ارائه كرده بود.

نمونه اي از سخت‌افزارهاي شبيه سازي حركات انسان

نمونه اي از سخت‌افزارهاي شبيه سازي حركات انسان

نمونه‌اي از نرم‌افزارهاي شبيه‌سازي حركات انسان

نمونه‌اي از نرم‌افزارهاي شبيه‌سازي حركات انسان

بخش آخر بازديد ما هم منجر شد به مراجعه به غرفه اسرا (ESRA) (نظام ملي رتبه‌بندي بازي‌هاي رايانه‌اي) كه مربوط به بنياد ملي بازي‌هاي رايانه‌اي هستش، و ديدن اين تصوير:

نام تعدادي از كاراكترهاي بازي‌هاي رايانه‌اي

نام تعدادي از كاراكترهاي بازي‌هاي رايانه‌اي

به هر حال موقع خروج از نمايشگاه چند تا نكته توي ذهنمون باقي موند:

  • كيفيت بد اطلاع‌رساني و نصب تابلوهاي راهنما
  • كيفيت بد پذيرايي (در كل نمايشگاه فقط 1 فروشگاه مواد غذايي و … وجود داشت)
  • كيفيت بد مديريت ترافيك و پاركينگ‌ها
  • بي‌احترامي به مخاطبان با برگزار نكردن كارگاه آموزشي و عدم اطلاع‌رساني مناسب
  • ملي بودن جشنواره و اعلام دروغين بين المللي بودن جشنواره
  • رشد خوب صنعت بازي در كشور
  • علاقه زياد خانواده‌‌ها به كنسول هاي جديد و فناوري‌هاي نوين صنعت بازي
  • اعمال محدوديت‌هاي سخت بنياد بر رتبه‌بندي و مجوز دهي به بازي هاي رايانه‌اي خارجي
  • دسترسي سخت به اينترنت آن هم از نوع سرعت پايين در اين جشنواره
  • و …

اميدوارم از اين گزارش لذت برده باشيد. البته به اين گزارش به عنوان يه گزارش از سمت يه بازديدكننده‌ي عام نگاه كنيد چون من تخصص زيادي در حوزه گيم ندارم. چه در ساخت گيم و چه در بازي كردن. اما حتما نظراتتون رو با ما در ميون بگذاريد تا دفعات بعد گزارش‌هاي بهتري رو براتون منتشر بكنيم.

محسن پاك نيت