Canon

سرشار از انگیزه و تمایلی برای گرفتن عکس هایی بهتر، سال گذشته برای خودم یک دوربین DSLR (بازتاب عدسی تکی دیجیتال) خوب و زیبا برای کریسمس گرفتم. بی شک من یک کارشناس و خبره عکاسی نیستم؛ اما زمانی را برای یادگیری برخی نکات عکاسی سپری کردم تا بتوانم بی درنگ برای گرفتن عکس هایی به مراتب بهتر استفاده نمایم. برخی از این نکات می توانند برای هر گونه عکسی بکار گرفته شوند – نه تنها با استفاده از یک DSLR – حتا چنانچه از یک دوربین جمع و جور (point and shoot) یا دوربینی بر روی گوشی هوشمند تان برخوردارید، پس اینها ارزش خواندن را دارند.

می بایست تأکید کنم که اینها تنها برای یک فرد کاملا مبتدی نیست؛ چنانچه خودتان را در رده عکاس غیر حرفه ای قرار می دهید، احتمالا می خندید. برای من، این نکات بسیار بسیار گیج کننده بود.

قانون سوم ها

این مورد باید واقعا در مدرسه آموزش داده شود، و یادگیری آن به طور خنده داری ساده است. به طور اساسی چنانچه موضوع تان در مرکز قرار نگیرد، تصاویر بهتر خواهند شد. می دانم، این ممکن است کاملا دور از انتظار به نظر برسد، اما حرفم را تا به آخر گوش کنید.

هر دوربین دیجیتالی – حتا آیفون تان – به همراه یک گزینه شبکه (grid) می آید، که دو خط عمودی و افقی را روی تصویر پوشش می دهد، و تصویر را به 9 بخش تقسیم می کند. اکنون آن را فعال سازید، و به اطراف نگاه کنید. اقلام بصری مورد علاقه را بر روی این خطوط و یا در تقاطع هایی برای ترکیب (composition) بهتر قرار دهید. به عنوان مثال – چنانچه یک افق در تصویر تان وجود دارد، آن را به گونه ای ساکن و بی جان در مرکر قرار ندهید – آن را یا با سومین خط بالا یا سومین خط پایین، بسته به اینکه آیا می خواهید تمرکز (focus) روی آسمان یا  زمین/ دریا باشد، همتراز سازید. چنانچه موضوع پیش زمینه ای وجود دارد – یک فرد یا یک درخت – آنها را در برابر سومین خطوط چپ یا راست قرار دهید.

این تصویر از ویکی پدیا (از کاربری به نام Moondigger)، این قانون را به گونه ای کارآمد نشان می دهد.

River,Tree_The Rule of Thirds_Moondigger

توجه کنید که خطوط راهنما (leading lines) یک بیننده را تشویق می کنند تا به طور طبیعی به “سوی” عکس تان حرکت کند، بنابراین گنجاندن آنها می تواند علاقه و توجه را برانگیزاند. به ویژه که این ممکن است شامل یک جاده، یک رودخانه، یا شاید یک گذرگاه کوتاه که به خارج از موضوع تان، یا فراتر از آن منتهی می شود، باشد.

نما یا دیدگاه تان را تغییر دهید

آیا منطق حکم می کند که می بایست درست از زاویه هم سطح چشم عکاسی کنید؟ نه، این خسته کننده است. دوربین را برای گرفتن عکسی جالب تر به بالا یا پایین حرکت دهید؛ بدیهی است، این مشاهده نمایاب (viewfinder) را تا اندازه ای دشوار می سازد، به همین دلیل یک صفحه نمایش LCD متحرک می تواند چیز شگفت انگیزی باشد؛ شما می توانید دوربین را بالای سرتان یا روی زمین نگه دارید، و باز هم شاهد آنچه که روی می دهد باشید. این امر به ویژه هنگام عکاسی از کودکان یا حیوان ها مهم است.

در اینجا یک نمونه تصادفی نشان دهنده این نکته است؛ شما عاشق سگ های ملوس هستید، درست است؟ خُب، این سگ من، و نامش لوکی است. نخستین عکس از زاویه هم سطح چشم گرفته، و قانون سوم ها نادیده گرفته شده است. این عکس تعریف کاملی از یک تصویر خسته کننده و بد است.

Loki-1

این یکی، از پایین تر گرفته شده است، و تلاش گردیده تا از قانون سوم برای ترکیب (composition) استفاده شود. تمامی دیگر تنظیمات به همان صورت باقی مانده است. فکر می کنم شما هم قبول دارید که این یکی به مراتب بهتر است.

Loki-2

همواره با وضوح و کیفیت کامل عکس بگیرید.

امروزه با کارت های حافظه بسیار ارزان، به طور قطع هیچ بهانه ای برای کاهش کیفیت در دوربین ها وجود ندارد؛ چنانچه نیازمند بهینه سازی تصویر برای به اشتراک گذاری یا ارسال از طریق ایمیل هستید، این کار را بر روی رایانه با استفاده از یک برنامه مدیریت تصویری استاندارد انجام دهید.

چرا بهانه ای برای گرفتن بهترین عکس ها می آورید؟ تنها دلیل قابل بخشش برای انجام چنین کاری سرعت بخشیدن به روند ذخیره سازی فایل است چنانچه می بایست به طور پیوسته و متوالی عکاسی کنید. برای بسیاری از ما، این کاری بیهوده است.

چنانچه دوربین تان قادر به گرفتن قالب (فرمت) خام (RAW) باشد – جایی که تمامی داده هایی که حسگر دوربین دریافت کرده ذخیره می شود، نه فقط محصول نهایی – از آن استفاده کنید. شما می توانید به عقب بازگشته و یک JPG بد و نامطلوب را ترمیم نمایید، اما شاید قادر باشید این کار را با قالب RAW انجام دهید. شما نمی توانید بر روی برخی تصاویر قیمتی بگذارید. اوه، حتا چنانچه عکس بدی گرفتید، آن را پاک نکنید!

سه ویژگی مطلوب پرتودهی (ISO)، دیافراگم و سرعت شاتر

این دشوار ترین بخش عکاسی برای من است، بنابراین می خواهم از جکسون برای تمامی توصیه های مفیدش سپاسگذاری کنم. من تنها این نکات را به طور خلاصه توضیح خواهم داد؛ برای توضیح و تفسیر کامل به وبگاه عالی ExposureGuide.com سری بزنید، از جایی که این نمودار سودمند آمده است. آن را چاپ کنید، و روی دیوار تان بچسبانید!

Exposure Triangle

توضیح مختصر اینکه، این سه عامل تعیین کننده همه چیز هستند.

  • ISO/ پرتودهی (Exposure) چگونگی حساسیت تراشه دوربین به نور است؛ یک ISO بالا به شما اجازه خواهد داد تا حتا در نور بسیار اندک عکاسی کنید، اما دارای خش (دانه دانه) بیشتری خواهد بود. ISOهای پایین تر بهتر هستند، اما همیشه امکان پذیر نیست.
  • دیافراگم (Aperture) فاصله کانونی عدسی را تعیین می کند و مقدار باز کردن فیزیکی به سوی عدسی است. یک شماره بالاتر به معنای وجود روزنه ای کوچکتر است که اجازه ورود نور را می دهد، که نتیجه آن تیز یا روشن تر شدن و در کانون (focus) قرار گرفتن در بیشتر پس زمینه ها است. یک شماره کوچکتر باز شدن بیشتر است، بنابراین موضوع های پس زمینه خارج از کانون (فوکوس) به نظر می رسند.
  • سرعت شاتر (Shutter Speed) مدت زمانی است که شاتر باز می ماند، و اجازه ورود نور بیشتری را می دهد. باز ماندن آن برای مدت زمان طولانی تر، جنبش و حرکت را در یک تصویر نشان خواهد داد، در حالی که یک زمان کوتاه، نشان دهنده یک لحظه خواهد بود.

آموختن حالت ها در دوربین تان

حتا ابتدایی ترین دوربین جمع و جور (point and shoot) تان حداقل از اینها برخوردار خواهد بود:

  • حالت دستی (Manual) که می توانید همه چیز را تنظیم و مشخص سازید.
  • حالت خودکار (Automatic) که دوربین، بهترین حدس را خواهد زد.
  • حالت برنامه ریزی شده (Programmed) که ویژگی های خاصی از پیش تعیین شده است.

به طور کلی می شود گفت، شما می خواهید از حالت برنامه ریزی شده دور مانده و هر چیزی را با افزودن اثرات و جلوه ها به تصویر انجام دهید؛ این کارها همیشه با حالت دستی بهتر امکان پذیر بوده، یا پس از آن قابل اجرا است. چنانچه عکسی سیاه و سپید با یک دوربین جمع و جور (compact) بگیرید، به سادگی داده هایی که هرگز به بازگرداندن دوباره آنها نیستید را نابود می سازید.

در یک دوربین DSLR، چند حالت دیگر را خواهید یافت، و مهم است که آنها را نیز درک کنید. این حالت ها به شما اجازه می دهند تا یک متغیر خاص را تنظیم کنید و به دوربین اجازه انجام کاری بهتر و ارزشمند تر برای دیگر موارد را بدهید.

  • Av: مقدار دیافراگم (Aperture Value). این حالت به طور گسترده ای برای عکسبرداری عمومی مورد استفاده قرار می گیرد و به شما اجازه کنترل دیافراگم را می دهد. دوربین، بهترین سرعت شاتر و پرتودهی را برای استفاده محاسبه خواهد کرد.
  • Tv: مقدار زمان (Time Value). این حالت به شما کنترل سرعت شاتر را ارائه می کند، و به شما اجازه گرفتن و ضبط یک حرکت یا یک لحظه را می دهد. دوربین بهترین مقادیر دیافراگم و پرتودهی را برای استفاده محاسبه خواهد کرد.

این دو حالت جایی هستند که شما بیشترین زمان تان را سپری خواهید کرد، چنانچه همانند من، یک فرد مبتدی در عکاسی DSLR باشید.

از اینکه این مطلب را خواندید سپاسگذارم، و امیدوارم این نکات عکاسی در مواردی به شما یاری رساند. من خود را یک متخصص و کارشناس عکاسی تصور نمی کنم، بنابراین چنانچه شما نکاتی، توصیه یا اصلاحاتی در اختیار دارید که فکر می کنید می بایست گنجانده شود، پس لطفا اجازه دهید که در دیدگاه هایتان از آنها آگاه گردیم.

نوشته ای از James Bruce

منبع: MakeUseOf