متفاوت ترین مجله اینترنتی ...

زندگی شخصی یک دزد دریایی |‌ نقد و بررسی بازی Assassin’s Creed IV: Black Flag

22

ادوارد کنوی (Edward Kenway) شبیه هیچ کدام از شخصیت های اصلی نسخه های قبلی نیست. آنها به دنبال اهداف معنوی نظیر عدالت، آزادی و یا انتقام بودند ولی انگیزه اصلی ادوارد محسوس تر از این حرف هاست. او به دنبال پول است، هرچقدر بیشتر، بهتر! حتما شعار معروف این سری را به یاد دارید که می گوید: «هیچ چیز مطلق نیست؛ همه چیز ممکن است»، به نظر می رسد نسخه چهارم بیشتر به سمت قسمت دوم این جمله تمایل دارد زیرا شخصیت اصلی آن بنا به میل و اراده خود در محیط بازی می گردد و آدم می کشد. علاقه وافر ادوارد به زندگی خود و دزد دریایی بودن و صدالبته پولی که از این طریق نصیبش می شود باعث شده یک ماجراجویی بین اقیانوسی منحصر به فردتر نسبت به نسخه های قبلی پدید آید. این علاقه Ubisoft Montreal، سازنده بازی، باعث شده محصول نهایی به جای اینکه نسخه بهبود یافته شماره های قبلی و با همان فرمول ها باشد بیشتر شبیه یک تجربه متفاوت از این سری است.

در Assassin’s Creed IV: Black Flag برج های کلیساها و بیابان های وسیع جای خود را به کلبه های جنگلی و آب های آزاد داده اند. این محیط های جدید که هنوز هم پر هستند از اشارات تاریخی و مناطق مرموز در دریاهای منطقه West Indies، کاملا با رویه این سری سازگارند. کشتی سواری های نسخه سوم دوباره بازگشته اند اما با این تفاوت که به جای استفاده از آن ها در ماموریت های فرعی، تبدیل شده اند به مکانیزم اصلی بازی. تقریبا هر کاری که در بازی انجام دهید، از پیدا کردن گنج ها گرفته تا حمله به محموله های دریایی و غارت انبارخانه ها باعث به دست آوردن پول خواهد شد که می توان از این پول ها برای ارتقا دادن کشتی مخصوص ادوارد، Jackdaw استفاده کرد. با ارتقا دادن این کشتی، این امکان فراهم می شود که به مناطق خطرناک تر و در عین حال پر پتانسیل تر سر بزنید، چیزهای بیشتری را غارت کنید و دوباره با استفاده از آنها امکانات بیشتری برای کشتی مخصوص خود آزاد کنید. این حلقه باعث می شود تا انتهای بازی بخواهید مناطق مختلف و گوشه و کنار های نقشه بزرگ بازی را بگردید و مطمئن باشید که در هر کدام از این مناطق چیز جدید نصیبتان خواهد شد. بی پروا حمله کردن به سمت کشتی دشمن وقتی که پشت فرمان Jackdaw باشید آن هم با زره های قدرتمند و چندین توپ جنگی روی عرشه آنقدر لذت بخش است که باعث می شود این همه سختی و تلاش ارزشش را داشته باشد.

بیشتر وقت خود را در دریا و روی عرضه کشتی خود سپری خواهید کرد
بیشتر وقت خود را در دریا و روی عرضه کشتی خود سپری خواهید کرد

به همان اندازه که قوی تر کردن کشتی لذت بخش است، این امیدواری وجود داشت که راه های بیشتری برای به دست آوردن منابع لازم برای ارتقای کشتی در نظر گرفته شود. از نظر پولی مشکلی وجود ندارد ولی برای آپگرید کردن کشتی نیاز به مواد دیگر نظیر پارچه، فلز و چوب هم هست و از آنجا که نمی شود این مواد را با پول خرید مجبورید برای به دست آوردن آنها به کشتی های دیگر افراد در دریا حمله کنید و وارد عرشه آنها شوید (با منهدم کردن آنها نمیتوان این مواد را به دست آورد). مشکل اصلی اینجاست که این پروسه خیلی زود تکراری می شود. از اول تا آخر بازی احتمال دارد حتی به نزدیک به 100 کشتی حمله کرده و وارد عرشه آنها شوید و هر دفعه هم همان کارهای قبلی را بکنید. این کارها زمان بر و خسته کننده و در عین حال برای ارتقای کشتی و افزایش احتمال پیروزی در برابر مبارزات سخت تر، ضروری هستند.

کنترل کشتی نسبت به نسخه سوم پیشرفت چشمگیری کرده است. این تغییرات باعث شده اند تا راحت تر بتوان در برابر حملات کشتی های مهاجم عکس العمل نشان داد. همچنین سلاحی که شما از آن استفاده می کنید به همان سمتی شلیک خواهد شد که دوربین به آن سمت است. یعنی اگر دوربین را در راستای کناره های کشتی تنظیم کنید، توپ های جنگی کنار کشتی شلیک خواهند کرد و در طرف دیگر اگر دوربین را به عقب بگیرید توپ های جنگی عقب کشتی استفاده خواهند شد. این سیستم وقتی با یک یا دو کشتی رو به رو باشید به خوبی عمل می کنند ولی وقتی چندین کشتی همزمان حمله کنند کار سخت تر می شود. از آنجایی که نمی توان به یک سمت حمله و همزمان به سمت دیگر نگاه کرد، داشتن دید کلی نسبت به مبارزه در حال وقوع سخت می شود. برای مثال شلیک کردن به سمت یک قلعه و در عین حال دور نگه داشتن کشتی های مهاجم یا تلاش برای زنده ماندن در طوفان سهمگین خیلی زود همه چیز را به هم می ریزد. خوشبختانه مثالی که زده شد خیلی کم اتفاق می افتد و بیشتر وقتتان را مشغول گشت و گذار آزادانه در دریای بی کران و نابود کردن کشتی های نگون بختی که در مسیرتان قرار می گیرند، خواهید بود.

حیوانات مختلفی در سرتاسر جنگل وجود دارند
حیوانات مختلفی در سرتاسر جنگل وجود دارند

وقتی پا روی خشکی بگذارید کم کم همه چیز برایتان آشناتر می شود. ادوارد هم می پرد، چاقو می کشد و مانند دیگر اجدادش شلیک می کند. او اشیای مختلفی را که در سرتاسر جزیره پخش شده جمع آوری می کند، ماموریت های فرعی انجام می دهد (یادتان باشد 5 مرحله “Templar Hunts” را حتما انجام دهید و زره جالبی که بعد از آن آزاد می شود را استفاده کنید) و آیتم ها و لباس های جدید می سازد. این المان های جواب پس داده این سری هنوز هم سرگرم کننده هستند و شاید هم شما نسبت به نسخه های قبلی بیش از پیش برای انجام مرحله اصلی بعدی دنبال بهانه باشید. وقتی صحبت از تنوع به میان بیاید باید بگوییم که Black Flag یک نا امیدی کامل است؛ مراحل اصلی همگی شبیه هم هستند و مراحلی که در آنها باید دنبال یک گارد بروید و یا مکالمه بین افراد مختلف را استراق سمع کنید به وفور یافت می شوند. البته مراحلی هم هستند که سناریوها و قتل های لذت بخش در آنها دیده می شود ولی این مراحل در برابر دیگر مراحلی که روی مخفی کاری نه چندان کار آمد تمرکز دارند، خیلی کم شمارند.

داستان بازی هم وضع بهتری نسبت به مراحلش ندارد. علاقه وافر ادوارد به پول و نداشتن یک اعتقاد راسخ همگی جزوی از ساختار شخصیتی او هستند اما این ویژگی ها باعث می شوند پلات داستانی بازی مسیر معینی نداشته باشد و به طور تصادفی در سرتاسر بازی جا به جا شود. به غیر از هدف ادوارد در پیدا کردن منطقه ی باستانی به نام Observatory، او هیچ وفاداری، هدف و یا دشمن خوب شخصیت پردازی شده ای ندارد. دوستانش در یک مرحله ممکن است دشمن او در مرحله ای دیگر شوند اما این تغییر شخصیت ها ضعیف هستند و چندان دلیل راضی کننده ای پشت آنها نیست. تنها تعداد کمی از نقش های پشتیبان به اندازه کافی شخصیت پردازی می شوند که در این بین شخصیت ریش سیاه (Blackbeard) نسبت به بقیه جذاب تر است. این مسئله باعث می شود با خود فکر کنید که چرا باید به اتفاقاتی که روی می دهد اهمیت دهید.

یک شب آرام در دنیای دزدهای دریایی
یک شب آرام در دنیای دزدهای دریایی

علاوه بر زندگی ادوارد در Animus، بعد از اتفاقات نسخه سوم زندگی در حال حاظر هم جریان دارد. شما نقش یک نفر آدم معمولی را بازی می کنید که توسط شرکت Abstergo Entertainment استخدام شده است. اما مسئله اینجاست که این بخش های بازی چندان داستان را جلو نمی برند و نباید انتظار زیادی از این قسمت ها داشته باشید. گیم پلی این بخش بدتر هم هست، شما از نمای اول شخص در دفتر کار خود این طرف و آن طرف می روید و اکثر مواقع مشغول انجام مینی گیم های نیمه کاره هستید. خوشبختانه بیشتر این مینی گیم ها انتخابی هستند و مجبور نیستید که آنها را انجام دهید. به طور کلی چیزی که در این بخش ها بیشتر به آن توجه خواهید کرد این خواهد بود که هرچه زود تر دوباره به Animus برگردید و کنترل ادوارد را برعهده بگیرید.

به غیر از مشکلاتی که ممکن است با راه هایی که روی زمین برای راهنمایی شما گذاشته شده اند داشته باشید، در کل Black Flag وقتی که به غریزه خود اعتماد کنید و بگذارید که این غریزه شما را راهنمایی کند بسیار لذت بخش تر خواهد بود. چه بخواهید حیوانی را شکار کنید یا آثار باستانی مایایی ها را پیدا کنید، در بازی چنین فعالت های مختلفی وجود دارد که بازیکنان علاقه مند می توانند همه آنها را جدا از خط داستانی انجام دهند. به سختی پیش می آید که بخواهید از یک فعالیت این چنینی به سمت فعالیت دیگری بروید و چیز دیگری این وسط توجه شما را به خود جلب نکند. درست است که مانند نسخه های قبلی دیگر برای خود امپراتوری نخواهید ساخت که هر از چند گاهی سودش به حسابتان پرداخت شود ولی به هر حال دنبال منابع کسب پول رفتن هنوز هم لذت بخش و کارآمد است.

علی رغم اینکه نبردها و سفرهای دریایی نقشی اساسی در قسمت تک نفره بازی ایفا می کنند، در بخش چند نفره خبری از نبردهای کشتی با کشتی نیست. به جای آن در Black Flag و در بخش چندنفره تجربه ای مشابه آنچه در نسخه سوم دیدیم گنجانده شده است. البته می توان چندین تغییر از جمله شخصیت ها و نقشه های جدید در آن یافت. نکته دیگر این است که می توانید Mode های دلخواه خود را ساخته و با دوستان خود به اشتراک بگذارید. این چیزهایی که قبلاً دیده ایم شاید برای طرفداران سرسخت بازی جالب به نظر بیاید ولی بخش چند نفره Black Flag برای افرادی که تازه به جمع بازیکنان این سری اضافه شده اند، جذاب نخواهد بود.

ادوارد به جای پشت بام خانه ها بیشتر از روی درختان حرکت می کند
ادوارد به جای پشت بام خانه ها بیشتر از روی درختان حرکت می کند

بدون هیچ شک و شبهه ای، Black Flag در سخت افزار کنسولهای نسل بعد بسیار بهتر است. کارایی نسخه PS4 روان تر است، زمان بارگذاری مراحل کمتر است و حتی برخی جلوه های بصری هم در آن کیفیت بهتری دارد از جمله دودها و حرکت بادبان های کشتی. دو کنسول سونی یعنی PS3 و PS4 هم چند مرحله اختصاصی دارند که Aveline (شخصیت اصلی نسخه Assassin’s Creed III: Liberation برای Vita که سال پیش منتشر شد) نقش اصلی آن است. متاسفانه یوبی سافت این مراحل را برای نقد در اختیار منتقد ها قرار نداده است و به همین دلیل نمی توان در مورد کیفیت آن اظهار نظر کرد ولی به هر حال مراحلی هستند که نمی توانید آنها را در جای دیگری پیدا کنید.

در کل می توان گفت که Black Flag به طور قطع بهتر از Assassin’s Creed III است. بعضی از المان هایش به نظر می رسد مستقیماً به خاطر انتقاداتی که از نسخه سوم شده بود ساخته شده باشند. از جمله اینکه برخلاف نسخه قبل که مجبور بودید اول چند ساعتی مراحل آموزشی را سپری کنید، در این نسخه خیلی سریع کنترل ادوارد را برعهده خواهید گرفت. تعویض سلاح ها بلافاصله رخ می دهد که این به خاطر تغییر دکمه های دسته کنسول به d-pad است. همچنین مکان هایی که می توان به کمک آن ها جا به جایی سریع انجام داد هم بیشتر و بهتر شده اند. هرچند بعضی از مشکلات هنوز هم باقی مانده اند. از جمله مخفی کاری اعصاب خورد کن، باگ های متعدد و کارایی ضعیف (فریم ریت در نسخه های نسل فعلی پایین می آید). این مشکلات وقتی با داستان نه چندان لذت بخش و مراحل اصلی تکراری ترکیب می شوند، Black Flag را تبدیل به بازی ای می کنند که نتوانسته از پتانسیل خود به خوبی استفاده کند. هرچند سفر ادوارد همه اش با راحتی و گردش در آب ها سپری نمی شود ولی آب های مواج هم باعث غرق شدن کشتی اش نمی شوند.

منبع

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید
22 دیدگاه
  1. میثم شیخی 1994 می‌گوید

    این لینک به نظر من عالیه. اگه بشه لطفا بیشتر به بازی های پرطرفدار توجه کنید. مثلا battlefield 4 که قرار روانه بازار بشه.

  2. hosseincode می‌گوید

    خدمت دوستانی که احتمالا منتظر نسخه PC هستند بگم که به دلیل تاخیری که یوبی سافت به نسخه PC زده باید تا 19 نوامبر یعنی تا دو هفته دیگه منتشر بمونند…

  3. طراحی وب سایت می‌گوید

    سلام
    ممنون از سایت خوب وجالبتون
    به سایت ما سر بزنید
    موفق باشید

  4. masod می‌گوید

    ممنون اگه میشه عکس اون ادم معمولی را بزنید .

    1. hosseincode می‌گوید

      آدم معمولی دیده نمیشه. تو این قسمت همونطوری که تو نقد گفته شده دوربین اول شخص میشه یعنی فقط محیط از چشم این فرد دیده میشه نه خود اون فرد!

  5. حسین می‌گوید

    خوب کبی کردید!!!

    1. hosseincode می‌گوید

      ترجمه از سایت خارجی هست دوست عزیز!

  6. کوشا می‌گوید

    اقا میشه به من بگی چوری توپ های کشتی را اضافه کنم

  7. سهیل می‌گوید

    دیروز تمومش کردم ولی اصن حال نداد به قول شما از 3 بهتر بود ولی اینم زیاد حال نداد !! دزموند بیچارو هم که تکه تکه کردن رفت !!

  8. اقبال می‌گوید

    منم این بازی رو برا PC بازی کردم،فوق العادست ،همون اول رو گرافیکش هنگ کردم!

  9. حسین اساسین می‌گوید

    به نظر منAC IV بهترین بازی سال 2013 هستش

  10. mmo می‌گوید

    این بازی رو من تا حالا بازی نکردم. داستان بازی با قبلی ها مرتبطه یا دیگه از اون سیب خبری نیست؟

  11. قیمت تبلت می‌گوید

    بازی خوبیه..

  12. amir kalak می‌گوید

    میشناسمت!عزیزم
    رو سایت چرا دیگه مطلب نمیزاری؟؟؟

  13. آریا راستگو می‌گوید

    لطفاً اگه میشه راهنمای رفع مشکل صدای بازی Assassins creed IV Black Flag رو در سایتتون قرار بدید.

  14. reza می‌گوید

    اين بازي عاليه

  15. پوریا اساسین کرید می‌گوید

    با سلام برای من یه سوالی پیش اومده اونم اینکه مگه تو قسمت سه این بازی که نسخه قبل این بازی هستش دزموند نَمُرد پس الان کی رفته تو زمان این ؟

  16. آرمان می‌گوید

    بازی خیلی خوب بود فقط بیشتری از مراحلش توی دریا است

  17. Ali می‌گوید

    سلام دوستان
    یه سوال داشتم ، با ۱۶۹۶mb گرافیک share هم میشه این بازی رو کرد؟

  18. P.V می‌گوید

    من عاشق بلک فلگم و به اون هایی که تا حالا این بازی رو نگرفتن توصیه میکنم حتما بخرن……باورتون نمیشه من با دست و پا میشینم پای این بازی…..این بازی رو با xbox 360 انجام میدم حرف نداره.

  19. داریوش می‌گوید

    نقد نامنصفانه ای بود دلیلش هم سرعت بالا در تحلیله
    لااقل واسه ی نقده مناسب یکسال بعد از تجربه های کلی و جزئی باید انتقاد داشت
    این نسخه با سیستم کشتی سواری ی جذابش یک بازی ی تمام عیار رو ایجاد کرده
    در ضمن کنسول هرگز توان و کشش ی پی سی ی خوب رو نداره پس موضوع مشکلات فرمی توجیه پذیره

  20. redhood می‌گوید

    از black flag ایرانی ها یه جور حرف میزنن انگار بد ترین بازی سری اساسینه
    نویسنده محترم این بازی چند تا جاییزه گرفت توی سال خودش

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

DigiKala Ads
ادوارد کنوی (Edward Kenway) شبیه هیچ کدام از شخصیت های اصلی نسخه های قبلی نیست. آنها به دنبال اهداف معنوی نظیر عدالت، آزادی و یا انتقام بودند ولی انگیزه اصلی ادوارد محسوس تر از این حرف هاست. او به دنبال پول است، هرچقدر بیشتر، بهتر!