از زمان بچگی، من عاشق وسایل الکترونیکی و دنیای تکنولوژی بودم. همیشه به دنبال این بودم که اشیاء و وسایل اطرافم چگونه ساخته شده اند، به همین دلیل تمامی اسباب بازی های من در نهایت به عوامل سازنده تجزیه می شد. هر چقدر بزرگتر شدم، وابستگی من به وسایل الکتریکی و دنیای تکنولوژی نیز بیشتر شد. به همین دلیل، بیشتر گجت های امروزی را امتحان می کنم تا تجربه کار با آنها را به دست آورم. از زمانی که اولین تلفن هوشمند را خریداری کردم، هیچوقت فکرش را نمی کردم که بتوانم به تلفن های نسل قبل کار کنم.

در حال حاضر به عنوان یکی از نویسندگان سایت خبری، بسیاری از تلفن های هوشمند را به منظور بررسی ویژگی ها امتحان کرده ام. من این شانس را داشته ام تا بیشتر آنها را به عنوان استفاده روزمره همراه داشته باشم و در حال حاضر، از Galaxy S5 سامسونگ استفاده می کنم. فکر میکنم دستگاهی غیر قابل تعویض باشد. چون تمامی نیازهای من از جمله ارتباط با دوستان، عکاسی در هر مکان، گوش دادن به موزیک دلخواه، تماس با اشخاص و … را برطرف می کند. علاوه بر این موارد، استفاده های مهم تری مانند به یاد آورنده اتفاقات ( Reminder ) ، هشدار هنگام بیدار شدن از خواب، مسیریابی، دسترسی به اطلاعات موجود در فضای ابری را از این تلفن هوشمند نیز می کنم. در هر صورت، وابستگی شدیدی به این تلفن هوشمند پیدا کرده ام و تصور روزی بدون آن را تمی توانم داشته باشم.

به عنوان یک تجربه، من تلفن هوشمند خود را به مدت دو هفته کنار گذاشتم و از یک تلفن همراه معمولی، بدون هیچ گونه نرم افزار دسترسی به اینترنت، اپلیکیشن و بازی ای استفاده می کنم. هدف از این کار، آشا شدن با زندگی و حس و حال افرادی است که از یک تلفن همراه معمولی استفاده می کنند.

مشکلات این تجربه، از همان دقایق اول شروع شد. مهم ترین و اولین مشکل، دور بودن از شبکه های اجتماعی – که این روزها 90 درصد افراد جامعه با آن خود را سرگرم می کنند –  ( !!! ) بود. ( البته این جمله مزاحی بیش نبود. چرا که من به شخصه وابستگی خاصی به شبکه های احتماعی ندارم ) مهم ترین مشکل من، عدم دسترسی به ایمیل بود. چرا که من به محض بیدار شدن از خواب، شروع به چک کردن ایمیل های کاری خود می کنم. اما به دلیل مجهز نبودن تلفن همراه به اینترنت و نرم افزارهای ایمیل، قادر به انجام آن نبودم. به همین دلیل مجبور شدم تا به سمت کامپیوتر بروم و این نیاز را به این صورت برطرف نمایم. برخی کارهای روزمره مانند دریافت و ارسال پیامک و برقراری تماس، با کمی سختی بیشتر نسبت به قبل، قابل انجام بود. اما برخی نیازها مانند عکاسی، گوش دادن به موزیک در طول مسیر محل کار و مشکلات اینچنینی به هیچ عنوان قابل حل نبود و انسان را مجبور به خریدن وسیله ای دیگر برای انجام این امور می کرد. البته این موضوع را هم عرض کنم که در کنار این وقایع ذکر شده، مشکل مسیریابی را با تمام وجود حس کردم. چرا که برای رفتن به برخی مناطق که تا به حال حتی اسم آنها به گوشم نخورده بود، به راحتی توسط نرم افزارهای موجود در تلفن هوشمند خود، مسیر را پیدا کرده و در کوتاه ترین زمان ممکن به آن می رسیدم. اما با تلفن همراهی در اختیار داشتم و هیچگونه امکاناتی از این قبیل را دارا نبود، مجبور بودم تا از روش سنتی استفاده کنم. بدین ترتیب که تکه تکه مسیر را پیموده و با سوال کردن از افراد حاضر در آن محل، در نهایت با سختی فراوان به مکان مورد نظر برسم. همچنین تبادل اطلاعات با سایر افراد همکار نیز بسیار سخت بود. چرا که هیچگونه دسترسی به فضای ابری نداشتم و مجبور بودم مجددا به کامپیوترهای در دسترس پناه ببرم و از طریق حافظه های USB، کار خود را به انجام برسانم.

راستش را بخواهید تجربه زیاد خوشایندی برای من که استفاده زیادی از تلفن های هوشمند داشته ام و بسیاری از مشکلاتم توسط آنها حل می شد، به حساب نیامد. اما در هر صورت ارزش امتحان کردن را داشت و باعث شد هرچه بیشتر قدر گجت های امروزی را بدانم. مسلما اشخاصی که بیشتر از من وابسته به تلفن های هوشمند خود هستند و کارهای بیشتری را توسط آن به انجام می رسانند، بیشتر با این مشکلات دچار می شوند. اگر شما نیز تا به حال تجربه ای اینچنینی داشته اید، لطفا آن را در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید.