بنا بر آمارهای ارائه‌شده، در ماه گذشته نزدیک به 250 میلیارد پیام اسپم ایمیل شده است و این به معنای آن است که بیش از 85 درصد ترافیک ایمیل‌های موجود به اسپم‌ها اختصاص دارد.

کلمه اسپم از کجا آمده و چرا تا این اندازه رواج پیداکرده است؟

“اسپم” به معنای هرزنامه از سال 1998 وارد فرهنگ واژگان شد و پس از مدتی کوتاه، هرزنامه تبدیل به تعریف اولیه این لغت شد. اسپم به معنای هرزنامه، به پیام‌های بی‌محتوا، نامربوط و ناخواسته‌ای گفته می‌شود که اغلب در حجم بالا برای مخاطبان ارسال‌شده و اهدافی مانند انتشار بدافزارها، تبلیغات و… دارد. فعل این لغت به معنای ارسال کردن یک پیام مشابه برای دسته بزرگی از کاربران اینترنت است.

اما این لغت از کجا پیدایش شد؟

کسی فکرش را می‌کند که پای یک محصول کنسروی از گوشت خوک در میان باشد؟!

در سال 1937 شرکت غذایی Hormel محصولی را با نام Spam عرضه کرد. گفته می‌شود که این اسم، ابتکار برادر معاون شرکت بود، که برای این حسن انتخاب 100 دلار هم جایزه دریافت کرد. Spam ترکیبی مختصر شده‌ای بود از عبارت Spiced ham به معنای گوشت خوک ادویه‌ای!

در سال 1970 شرکت Hormel بیش از 2 میلیارد از این قوطی‌های اسپم را از طریق آیتم‌ها کمدی تبلیغاتی گروه Monty Python به فروش رساند. در این آیتم گروهی از وایکینگ‌ها در کافه‌ای شروع می‌کنند به فریاد زند “اسپم، اسپم، اسپم، اسپم، اسپم دوست‌داشتنی، اسپم فوق‌العاده!” تا جایی که پیش‌خدمت زن آن کافه فریاد میزند: خفه شید!

اما پای اسپم چطور به دنیای اینترنت باز شد؟

برای اولین بار در سال 1978، Gary Thuerk بازاریاب یک شرکت تجهیزات دیجیتالی برای افزایش محبوبیت کامپیوترهای DECSYSTWEM-20 شرکت، از یک فهرست چاپی آرپانت ( اولین شبکه سوئیچینگ بسته‌های اطلاعات در دنیا) استفاده کرد. این کار به نحوی هدف قرار دادن مخاطب برای تبلیغات بود.

چرا به اسپم می‌گوییم اسپم؟

در حقیقت معلوم نیست که چه کسی اولین بار برای این هرزنامه‌ها عبارت اسپم را به کار برد، اما چیزی که هست این عبارت از سال 1980 در بین MUD ها (شبکه‌های چندکاربره که امکان بازی تعداد زیادی از کاربران را به‌طور همزمان فراهم می‌آورد) برای نامیدن سیل داده‌ها و انبوه چت‌های بی‌محتوا استفاده می‌شد که اشاره‌ای داشت به همان مدام تکرار کردن “اسپم” در کمدی یادشده.
واژه اسپم به‌مرور رایج‌تر شد و به معنای پیام‌هایی بود که آن‌قدر زیاد و سریع هستند که فرد نمی‌تواند در برابر آن‌ها فکر کرده و یا عمل کند.
اسپم به‌زودی در دنیای اینترنت رواج پیدا کرد و سیل تبلیغات گمراه‌کننده از سوی فرستنده‌هایی ناشناس، افراد را هدف قرارداد. این افراد ناشناس آدرس‌های پستی را از گروه‌ها، چت روم‌ها، فروم‌ها و… برداشت کرده و مورد هجوم پیام‌هایی بی‌محتوا، زیاد و آزاردهنده قرار می‌دادند.

در سال 2001 مسئله اسپم آن‌قدر جدی شد که همه به دنبال راهکاری بودند تا از شر آن خلاصی یابند. در آن زمان تقریباً 8% از ایمیل‌های سراسر دنیا اسپم بود.

حالا واژه اسپم آن‌قدر رایج شده بود که شرکت‌های نرم‌افزاری مختلف، از آن در عناوین محصولات خود استفاده می‌کردند مانند Spam Arrest. این استفاده از عنوان اسپم، تجاری شرکت مواد غذایی Hormelرا که محصول خود را با این نام تولید و عرضه می‌داشت ناراحت کرده و باعث شد شرکت در فواصل مابین سال‌های 2002 تا 2007 از شرکت‌هایی مانند Spam Arrest، Spambuster و Spam Cube شکایت کند، که البته این کار نتیجه‌ای نداشت.
پس از مدتی تلاش شرکت از طرح دعوی خود منصرف شد. با این حال استفاده از عنوان اسپم تأثیر منفی‌ای که تصور می‌شد را بر روی شرکت نداشته و سال‌به‌سال به محبوبیت این محصول افزوده شد و 2 میلیارد فروش آن، در سال 2007 به 7 میلیارد رسید و همین‌طور تا سال 2013 روندی صعودی را طی کرد.
همین‌طور که فروش شرکت بالا رفت، میزان شیوع اسپم‌های اینترنتی هم در حال افزایش بود. این موارد که در آغاز تنها 8 درصد ایمیل‌ها و پیام‌های اینترنتی را به خود اختصاص می‌دادند در سال 2003 به 40 درصد و در سال 2010 به بیشترین میزان خود یعنی 89 درصد رسیدند!

چرا افراد پیام‌های اسپم ارسال می‌کنند؟

در یک پاسخ کوتاه می‌توان گفت چون ضرری ندارد! البته برای فرستنده نه گیرنده! و همین بزرگ‌ترین ایراد اسپم است. فرستنده اسپم می‌تواند بدون هیچ هزینه‌ای این موارد را برای مخاطبان ارسال کند.
البته این روزها سیستم‌ها و نرم‌افزارهای مختلفی برای جلوگیری از دریافت اسپم وجود دارد و اتفاقاً به‌خوبی هم کار می‌کنند. اما همیشه مواردی وجود دارند که به نحوی از این فیلترها گذشته و قربانیان خود را پیدا می‌کنند. این قربانیان اغلب افرادی هستند که سن و سال بالاتری داشته و یا اینکه اطلاع چندانی از دنیای اینترنت ندارند.

پس می‌بینید که فرستادن اسپم می‌تواند درنهایت طعمه‌ای برای فرستنده آن‌ها دست‌وپا کند، پس چرا نفرستند؟!