ما موسیقی را به عنوان هنر، سرگرمی و وقت گذرانی محسوب می کنیم. موسیقی هم شخصی است و هم همگانی. یک قطعه از یک موسیقی و یا حتی یک بیت شعر از آن به تنهایی می تواند احساسات و خاطرات بی شماری را برای بسیاری از ما یادآوری کند. در طول تاریخ از موسیقی برای مقاصد پزشکی استفاده شده است و پژوهش های اخیر نیز ارزش درمانی آن را اثبات کرده اند.

گویا آی تی – یک پژوهش جدید نشان می دهد که موسیقی حتی می تواند وضعیت ذهنی شما را تقویت کند.
درباره این فکر کنید که شما حتی بدون داشتن آگاهی از این یافته ها چگونه می توانید این ایده را درک کنید. وقتی شما احساس استرس، انگیزه یا بی انگیزگی، خشم، ناراحتی، خوشحالی، شکرگذاری و غیره دارید، موسیقی می تواند یکی از ابزارهای محبوب شما برای تشدید یا تغییر احساسات درونی شما باشد. طبق یک تحقیق جدید این پاسخ احساسی به این دلیل اتفاق می افتد که موسیقی یک سیستم پاداش شیمیایی را در مغز فعال می کند – همان سیستمی که باعث می شود غذای خوشمزه، ورزش شدید و مواد مخدر احساس بسیار خوبی را ایجاد کنند.

اگرچه سیستم پاداش مغز می تواند احساس شگفت انگیزی در ما ایجاد کند، اما آن همچنین می تواند ما را در دام عادت های زیان آوری مانند، پرخوری، ورزش مفرط و اعتیاد به مواد مخدر گرفتار کند. اما اگر ما بتوانیم بر این سیستم کنترل داشته باشیم، می توانیم یاد بگیریم که چگونه از چنین رفتارهایی پرهیز کنیم و از جنبه های مثبت آن بهره مند شویم.
در این تحقیق چگونگی تاثیرگذاری داروی نالترکسون بر لذت موسیقی مورد آزمایش قرار گرفت، این دارو اثرات مواد مخدر را در مغز از بین می برد و در اصل برای درمان اعتیاد به مواد مخدر و الکل مورد استفاده قرار می گیرد. در این تحقیق که توسط پژوهشگران دانشگاهMcGill کانادا انجام گرفته، از ۱۵ دانش آموز درخواست می شود تا یک موسیقی مورد علاقه و یک موسیقی مورد تنفر خود را انتخاب کنند و با خود به آزمایشگاه بیاورند.

سپس به گروهی از این افراد داروی نالترکسون و به گروهی دیگر یک شبه دارو داده شد. بعد از یک ساعت، این دانش آموزان به موسیقی انتخابی خود و همچنین به دو موسیقی ” خنثی” انتخاب شده توسط دانشمندان گوش کردند. وقتی موسیقی پخش می شد، دانش آموزان از یک دکمه کم و زیاد کننده برای اندازه گیری میزان رضایت خود نسبت به یک موسیقی خاص استفاده می کردند.

حسگرها نیز فعالیت الکتریکی در ماهیچه های صورت را اندازه گیری می کردند. همچنین قبل از خروج از آزمایشگاه از این شرکت کنندگان یک نظرسنجی در رابطه با واکنش های آنها انجام شد. بعد از یک هفته بار دیگر همین تست از این افراد گرفته شد، با این تفاوت که گروهی که قبلاً داروی نالترکسون دریافت کرده بودند این بار شبه دارو دریافت کردند و بالعکس.
نتایج این تست آشکار کرد که شرکت کنندگانی که نالترکسون دریافت کرده بودند ماهیچه های صورت خود را کم تر حرکت می دادند، که حاکی از این بود که این دارو واکنش احساسی آنها را نسبت به چیزی که گوش می دادند کاهش داده بود. این حالت هم در احساسات مثبت و هم در احساسات منفی مشاهده می شد: نالترکسون بیشتر، احساس ضعیف تر و بالعکس.
دکمه های کم و زیاد کننده به کار رفته در این تحقیق آشکار می کرد که حس لذت این افراد هنگام گوش دادن به موسیقی محبوب خود به دلیل دریافت داروی نالترکسون کاهش یافته بود، اما این موضوع تاثیری بر احساسات آنها نسبت به موسیقی خنثی نگذاشته بود.

این تحقیق نشان می دهد که نالترکسون ظاهراً باعث تحریک یک واکنش ضعیف نسبت به موسیقی می شود، همانند کاری که با ورزش، غذا و مواد مخدر انجام می دهد، به طوری که از این فرضیه پشتیبانی می کند که این سیستم پاداش در مغز دلیل واکنش های ما به تمام این موارد است.
مسئولان این تحقیق نتیجه گیری کردند که، ” این یافته تجربی جدید در زمینه کاهش واکنش از طرف EMG های (ماهیچه نگارهای الکتریکی) ظرفیت مثبت و منفی (به ترتیب، ZYG وCOR ) این نظریه را تقویت می کند که موسیقی پیچیده است و صرفاً یک ظرفیت احساسی را منتقل نمی کند. گوش کنندگان به موسیقی اغلب مواقع اعلام می کنند موسیقی را تلخ و شیرین تر از آن می دانند که صرفاً شاد یا غمگین باشد و بسیاری از گوش کنندگان حتی اعلام می کنند که موسیقی غمگین نیز برای آنها خوشی به همراه می آورد. ”