وظیفه یک کارآفرین این است که آینده یک کسب و کار را تصور کند و سپس با تلاش مستمر آن را به یک واقعیت درآمدزا تبدیل کند. مشکل اینجا است که برخی از کارآفرینان در بخش تصور سرآمد هستند، اما در تبدیل آن به واقعیت لَنگ می زنند، در حالیکه سایرین مشکلی با اداره روزمره کسب و کار ندارند، اما ایده الهام بخشی ندارند که به واسطه آن بتوانند آینده روشنتری را برای کسب و کار خود ترسیم کنند.

تفاوت در طرز تفکر و نگرش کارآفرینان است. برخی از کارآفرینان کل گرا (رویکرد کل به جزء یا بالا به پایین) و برخی جزءگرا (رویکرد جزء به کل یا پایین به بالا) هستند. برای کسب بهترین نتایج در کسب و کار خود، باید ایجاد تعادل بین این دو نگرش را یاد بگیرید.

این دوگانگی تاثیر خود را بر کل کسب و کار می گذارد و خود را در تمایز قائل شدن بین موارد زیر نشان می دهد:

  • ایده ها در برابر جزئیات
  • رَویه ها در برابر اطلاعات
  • حس درونی در برابر تجزیه و تحلیل

البته هیچ کدام از اینها نباید دوگانگی یا اختلافی را بوجود بیاورد؛ یک کارآفرین هوشمند می داند که برای داشتن یک دیدگاه جامع باید از همه آنها در کنار هم استفاده کند.

اجازه بدهید این دو نوع نگرش و طرز تفکر را تعریف کرده و به ذکر چند مثال بپردازیم.

 

کارآفرینان کل گرا

یک کارآفرین کل گرا کار خود را با یک تصور کلی آغاز می کند، آن تصویر را به یک چارچوب تبدیل می کند و سرانجام جزئیاتِ آن را به واقعیت مبدل می کند.

اگر یک هنرمند کل گرا باشد، ابتدا یک مجسمه را در ذهن خود تصور می کند، سپس به چند روش برای شروع کار فکر می کند و سرانجام به اجرای جزئیات کار مجسمه سازی مشغول می شود.

اگر یک توسعه دهنده وب کل گرا باشد، ابتدا ایده اصلی و کلی وبسایت و هدف آن را مد نظر قرار می دهد، سپس آن را به چند بخش تقسیم می کند و سپس آن بخش ها را در قالب صفحات حاوی محتوا به اجرا در می آورد.

چالش کارآفرینان کل گرا این است که در مورد ایده های کلی خود بسیار هیجان زده می شوند، اما همینطور که مجبور می شوند که بلندپروازیهای خود را به تصمیم گیری های عملیاتی و واقعیات روزمره تقسیم کنند، حرارت اولیه خود را از دست می دهند. در بدترین حالت، این کارآفرینان مدتها به ایده های درخشان خود فکر می کنند، اما در عمل هیچ کاری را به انجام نمی رسانند.

 

کارآفرینان جزءگرا

یک کارآفرین جزءگرا کار خود را با جزئیات شروع می کند، سپس ایده آن جزئیات را به چارچوبی تبدیل می کند که بوسیله آن می تواند جزئیات را به کلیت مطلوب گسترش دهد.

اگر یک هنرمند جزءگرا باشد، درحالی از خلق روزانه کارهای جدید، لمس بوم نقاشی با قلم مو، یا خلق چندین نسخه از یک مجسمه و یا قراردادن الگوهای مختلف در کنار هم لذت می برد که در تمام این مدت روی انجام کار تمرکز کرده است. با گذشت زمان، ایده ها و الگوهایی ظاهر می شوند و او چارچوبی را بوجود می آورد (شاید یک مجموعه مجسمه) و سرانجام ایده بزرگ و الهام بخشی در این مجموعه آشکار می شود و به عنوان یک شاهکار ارائه می شود.

اگر یک توسعه دهنده وب طرزتفکر جزءگرا داشته باشد، چند نمونه اولیه از طرح ها و قالب های مختلف را تهیه می کند، سپس آنها را در صفحات سایت پیاده می کند و سرانجام بخش های مختلف را ترکیب می کند تا یک کلیت منسجم ایجاد شود.

چالش پیش روی انسانهای جزءگرا این است که بعضا آنقدر در جزئیات کار غرق می شوند که سازماندهی آن جزئیات در قالب چارچوب و ترکیب آنها برای ایجاد یک تصویر کلی را از یاد می برند. بدون وجود این تصویر کلی احتمال خروج آنها از مسیر اصلی تحقق هدف وجود دارد. خطری که این دسته از کارآفرینان را تهدید می کند این است که کسب و کارشان طاقت فرسا و مدیریت حجم انبوهی از جزئیات غیرممکن می شود و چه بسا به تدریج از حرکت بازایستد.

 

کاربرد

چه طرز تفکر کل گرا داشته باشید یا جزءگرا، در هر صورت باید حداقل رشد و توسعه سه لایه از کسب و کار خود را مدنظر قرار دهید:

  • ایده
  • چارچوب یا ساختار
  • جزئیات

اینکه از کل شروع کنید یا از جزئیات اهمیتی ندارد؛ سرانجام باید با چالش خروج از منطقه امن خود مواجه شوید و اطمینان پیدا کنید که کسب و کار شما از هرجهت کامل است.

با آگاهی از نوع نگرش خود می توانید نقاط ضعف و قوت خود را مشخص کنید و برای پیشبرد کسب و کار خود به دنبال رفع کاستی های موجود باشید.

بهترین توصیه برای افراد جزءگرا: برای تجربه کردن به خود وقت بدهید، اما فراموش نکنید که گاهی باید توقف کنید و با توجه به اطلاعات به محاسبه و برنامه ریزی بپردازید. یک گام به عقب بردارید و ببینید که در حال خلق چه چیزی هستید. آیا الگویی را مشاهده می کنید؟ آیا ایده بلندمدتی که می خواهد به منصه ظهور برسد را می بینید؟

بهترین توصیه برای افراد کل گرا: خود را برای به سرانجام رساندن ایده هایتان مقید کنید. یک ایده را انتخاب کرده و همه جوانب آن را بسنجید. آیا می توانید ایده خود را در قالب چارچوب یا ساختاری قرار بدهید که آن را عملی تر و عینی تر می کند؟ آیا می توانید تمامی جزئیات لازم برای محقق کردن آن را مشاهده کنید؟

 

به خاطر داشته باشید که همیشه می توانید طرز فکر خود را با سایر افراد تیم تکمیل کنید و به عبارتی مکمل یکدیگر باشید. انسانهای جزءگرا باید به دنبال یک استراتژیست یا برنامه ریز باشند. کارآفرینان کل گرا باید از تیمی که روی جزئیات تمرکز می کند برای انجام کار استفاده کنند. در هر صورت، با کسب اطمینان از اینکه نگرش کامل و همه جانبه ای دارید، می توانید موفقیت کسب و کار خود را تضمین کنید.