بازاریابی محتوایی گاهی بی ثبات و متلَوّن است. یک روز فلان استراتژی موثر است و فردا دیگر تاثیری ندارد. درست هنگامی که فکر می کنید که فرمول بازاریابی محتوایی را کشف کرده اید متوجه می شوید که بر سر خانه اول برگشته اید، به صفحه مانیتور نگاه می کنید و فقط می خواهید فریاد بزنید. اگر تا گردن در بازاریابی محتوایی فرو رفته اید، اما به نظر نمی رسد که تاثیر آنچنانی داشته باشد، دلایل اصلی آن را در ادامه می توانید پیدا کنید. امیدواریم بتوانید از این مطلب به عنوان ابزاری برای چکاپ بازاریابی خود استفاده کنید و واکسن لازم را در محل مناسب تزریق کنید.

 

  1. فقط به فروش فکر می کنید

کسی تمایلی به خواندن بروشور تبلیغاتی شما ندارد. دقیقا آخرین باری که آرزو می کردید که ای کاش کسی پیدا می شد که به شما چیزی بفروشد چه زمانی بود؟ واقعیت این است که اغلب مردم بیشتر به مشکلات خودشان توجه می کنند و ترجیح می دهند که شما برای حل آن مشکلات به آنها کمک کنید. بنابراین اگر محتوای خود را می خوانید و به نظر «فروشندگانه» می رسد، زمان آن فرا رسیده است که با در نظرگرفتن مخاطب خود آن را تغییر دهید. با بیان مشکلات آنها شروع کنید و روش حل آنها را به ایشان آموزش بدهید. با این کار، یک رابطه توام با اعتماد ایجاد می کنید و ایجاد رابطه بین خودتان و مشتری همان چیزی است که باید هدف کمپین شما باشد.

 

  1. مخاطب خود را نمی شناسید

احتمالا فکر می کنید که مخاطب هدف خود را می شناسید، اما آیا واقعا می دانید که او چه کسی است؟ آیا از دغدغه ها، امیدها، مسائل و مشکلات و چگونگی لذت بردن او از محتوا آگاهی دارید؟ یا شاید هم فکر می کنید که طرف شما یک آدم آهنی است که روی راهنمای استفاده اش نوشته «مذکر ۴۰ ساله»!

برای اینکه واقعا مشتریان خود را درک کنید، باید شخصیت های تعریف شده ای از آنها داشته باشید که نه فقط ویژگیهای جمعیتی، بلکه ویژگیهای روانشناختی آنها را نیز زیر ذره بین قرار می دهند. تا می توانید درباره آنها اطلاعات کسب کنید. پس از آنکه درک کردید که طرف شما کیست، آنگاه می توانید با آنها صحبت کرده و تعامل برقرار کنید.

 

  1. نمی دانید که مخاطب در کدام قسمت از فرآیند «سفر مشتری» قرار دارد

به مراحلی که یک مشتری طی می کند تا شرکت شما را پیدا کند، تصمیم بگیرد که آیا تمایلی به استفاده از خدمات یا محصولات شما دارد یا خیر، و سرانجام تبدیل به یکی از مشتریان شما شود سفر مشتری می گوییم، که فرآیندی منطبق بر قیف فروش دارد. در هر صورت، مشتریان در نقاط مختلف این سفر سوالات مختلفی دارند که مایلند پاسخ آنها را دریافت کنند. اما اگر به طور یکنواخت محتوای یکسانی که یک مطلب را بارها و بارها تکرار می کند به آنها ارائه کنید، در اینصورت چگونه می توانید به سوالات متنوع آنها پاسخ دهید؟

بجای این کار باید محتوایی را تولید کنید که هر دغدغه ای که مشتری در فرآیند تصمیم گیری خود برای انتخاب شما با آن روبرو می شود را هدف قرار دهد. برای شناسایی این دغدغه ها و نگرانی ها باید وارد این سفر شوید و خودتان را به جای مشتری تصور کنید. سوالاتی که احتمالا برای مشتریان پیش می آید را بپرسید و ببینید که آیا محتوای شما به درستی به آنها پاسخ می گوید یا خیر. اگر پاسخ منفی بود، زمان تغییر محتوا فرا رسیده است.

 

  1. مخاطب نمی تواند محتوای شما را پیدا کند

«آدم ها می آیند… خودشان را نشان می دهند… آدم ها با تو می مانند…»؛ متاسفانه این شعر در مورد بازاریابی محتوایی مصداق ندارد. در واقع، هنگامی که محتوایی را تولید می کنید، احتمالا این آدم ها اصلا نمی دانند که کاری انجام داده اید. بنابراین، اگر یک شاهکار محتوایی را خلق کرده اید باید به مخاطبان خود اطلاع بدهید. مطلب خود را در رسانه های اجتماعی ترویج کنید، با مدیران سایت های دیگر صحبت کنید تا مطلب شما را در سایت خود قرار دهند، آن را برای فهرست تماس های خود ایمیل کنید و از دوستان و خانواده خود بخواهید تا آن را به اشتراک بگذارند. فارغ از روشی که برای اطلاع رسانی استفاده می کنید، فقط اطمینان پیدا کنید که همه را خبردار کرده اید، چرا که اگر انتظار دارید که مشتری شما را پیدا کند، حالا حالاها باید انتظار بکشید.

 

  1. هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارید

آیا به این فکر می کنید که چرا مشتریان شما با ولع به دنبال پست وبلاگی شما با عنوان «روشهای پولدار شدن» نیستند؟ خُب شاید دلیلش این باشد که چنین مطلبی در طی همین هفته ۱۰۰۰۰ بار نوشته شده است، و همانطور که گفتیم مشتریان شما آدم آهنی نیستند. پس به چه دلیلی باید از خواندن یک مطلب تکراری لذت ببرند؟ به جای تولید چیزی که تصور می کنید باید خلق کنید، مطلبی بنویسید که می خواهید بنویسید. ما تضمین می کنیم که اصالتی که چنین مطلبی دارد، تعامل بسیار بیشتری را نسبت به آن مطالب تکراری برخواهد انگیخت. هنگامی که مطلب بکری دارید که مقداری از شخصیت خود را نیز در آن آمیخته اید، به عنوان یک چیز جدید و تازه متمایز به نظر خواهد رسید و مشتریان تان مزد زحمات شما را خواهند داد.


بنابراین برای ارزیابی کمپین های خود کمی وقت بگذارید و هرگاه به نقطه ضعفی برخورد کردید، به آینه نگاه کنید. پس از شناسایی مشکلات، گام های لازم برای سروسامان دادن به کمپین خود را بردارید تا از نتایجی که کسب می کنید شگفت زده شوید.