در سال ۲۰۰۲ فیلمی بر اساس یکی از رمان های فیلیپ کی. دیک ساخته شد که در آن راجع به خطرات پیش بینی های پلیسی هشدارهایی مطرح شد. در فیلم “گزارش اقلیت” تام کروز نقش پلیسی را بازی می کند که در واحد پیش از وقوع جرم اداره پلیس لس آنجلس مشغول به کار است. این داستان آینده گرا، کروز را به عنوان افسر پلیسی نشان می داد که وظیفه ی او دستگیری مجرمان، پیش از ارتکاب جرم بود و در حقیقت اخلاقی بودن یا نبودن بازداشت مجرمان، پیش از ارتکاب جرم را به پرسش می‌گذاشت.در حالی که شخصیت کروز انجام این کار را نفی می کرد، اعمال قانون در دنیای واقع استفاده از این نوع فناوری را تشویق می کند.

گویا آی تی – پالانتیر- یک استارت آپ که منابع مالی خود را از سازمان سیا تأمین کرده و در سال ۲۰۰۴ توسط میلیاردر سیستم پرداخت PayPal، پیتر تیل بنیانگذاری شد- ابزار کم تر شناخته شده ای است که بدون آنکه متوجه باشیم، در حال تغییر دادن دنیا است.
پالانتیر نخستین بار در عراق برای پیش بینی بمب های اطراف جاده ها بر اساس الگوهای قبلی مورد استفاده قرار گرفت و در حال حاضر در همه ی عرصه ها، از اعمال قانون گرفته تا مائل مالی به کار گرفته می شود.

این ابزار اکنون در یک ساختمان نامعلوم در یکی از خیابان های پشتی پالو آلتو در کالیفرنیا قرار دارد. با نگاه به ظاهر دستگاه ممکن است چیز زیادی دست گیرتان نشود. فناوری به کار رفته در درون این دستگاه توسط دیوارهایی محافظت می شود که امواج رادیویی، سیگنال های تلفنی یا اینترنت، قابلیت عبور از آن ها را ندارد: تنها ورودی این دستگاه توسط یک سیستم امنیتی بیومتریک پیشرفته و رمزهای عبوری کنترل می شود که تنها افرادی ویژه از آن مطلع هستند که هویتشان توسط فناوری زنجیره ی بلوکی محافظت می شود.
طبق اظهارات گروه پالانتیر، ساختمانی که این دستگاه در آن قرار دارد، “باید طوری ساخته شود که در برابر هرگونه تلاش از دنیای خارج، برای دسترسی به اطلاعات درونی آن، مقاومت کند. شبکه آن باید از اینترنت عمومی جدا باشد تا از افشای اطلاعات جلوگیری شود.”
“چشمی در آسمان” نامی است که گروه برای این فناوری انتخاب کرده است. این دستگاه با جست و جو در حجم وسیعی از داده ها، تلاش می کند تا اطلاعات سودمندی را از داده ها به دست آورد. در کشور آمریکا، با وجود اطلاعات بسیار گسترده ای که جمع آوری می شود، به جز ذخیره ی اطلاعات و امیدوار بودن به آنکه نسل های بعدی بتوانند از آن سر در بیاورند، کار به خصوصی انجام نمی شود.

فهرست متقاضیان این فناوری، شامل سازمان سیا، اف. بی. آی، آژانس امنیتی NSA، مرکز کنترل بیماری ها، و تفنگداران نیروی دریایی، نیروی هوایی، یکان عملیات ویژه، آکادمی نظامی آمریکا و در نهایت سازمان مالیاتی این کشور است. اگر تصور استفاده از هوش مصنوعی برای تشخیص آنکه بر اساس داده های گذشته، ممکن است در آینده چه کاری انجام دهید شما را می ترساند، شاید برایتان جالب باشد که بدانید ۵۰ درصد از لیست تقاضاهای کار پالانتیر مربوط به بخش دولتی است.
اما در خیابان های شیکاگو و لس آنجلس است که پیش بینی فیلیپ دیک، از آینده ی اورولی (جورج اورول نویسنده ی انگلیسی) تحقق می یابد. در این مناطق، الگوریتم های پالانتیر داده های مربوط به جرم های گذشته را بررسی می‌کند تا مناطقی را که بیشترین سابقه وقوع جرم را دارند مشخص کرده و با توجه به آن تعیین کند که کدام نواحی به حضور بیشتر نیروهای پلیس نیاز دارد.
در ظاهر، توزیع خودرو های پلیس با توجه به آنکه کدام مناطق سابقه ی بیشتری برای وقوع جرم را دارند، ایده بدی به نظر نمی رسد. اما تنها زمانی که تصور کنید در برخی قسمت های کشور، سیاه پوست بودن و مذکر بودن، می تواند دلیل لازم و کافی برای هجوم پلیس باشد، واقعیت ماجرا مشخص می شود، چرا که گاهی این نوع هجوم پلیس، پیامدهای هولناکی را به دنبال خواهد داشت.

بنابراین داده هایی که جمع آوری می شود نگران کننده است. می توان استدلال کرد در مناطقی که همیشه مملوء از پلیس هستند، همیشه مجرمان بیشتری دستگیر خواهند شد، و به این ترتیب در داده هایی جمع آوری شده خطاهایی وجود دارد که می تواند در سال های آینده بر جوامع اثر گذار باشد. افزودن الگوریتم های پیش بینی کننده، برای فرستادن نیروهای امنیتی به مناطقی که از قبل انتظار می رود جرم های زیادی در آن اتفاق بیفتد، تنها پیش بینی هوش مصنوعی را محقق خواهد کرد.
راه رفتن دو مرد، در حالی که کلاه سویتشرت خود را به سر کشیده اند و در روزهای عادی حتی کسی به آن ها نگاه هم نمی کند، حالا می تواند با مشخصات مجرمان حمله به یک خانه که چند ساعت پیش رخ داده است مطابقت داشته باشد!
این سطح از نظامی سازی پلیس موجب می شود که نیروهای اعمال قانون در مقابل جامعه ای قرار بگیرند که برای محافظت از آن سوگند خورده اند، و پالانتیر تنها شرایط را بدتر خواهد کرد. آنا مونیز، یکی از فعالان اجتماعی و یکی از محققان در ائتلاف عدالت جوانان در اینگلوود به هفته نامه ی LA Weekly گفته است:
هرچه که نیروهای نظامی و پلیس داخلی بیشتر به هم نزدیک شوند، مرزها کم رنگ تر خواهد شد. انتظار می رود که نیروی نظامی از مرزها در برارب دشمنان خارجی محافظت کند، درحالی که مسئولیت پلیس این نیست- قرار نیست پلیس به جامعه به عنوان دشمنان خارجی نگاه کند.

پالانتیر را نمی توان تنها به عنوان یک سیستم هوش مصنوعی با قابلیت پیش بینی طبقه بندی کرد که در مقابله با جرم و تروریسم موثر است. الگوریتم های این سیستم، قابلیت استفاده در انواع گوناگونی از مجموعه داده های به ظاهر بی اهمیتی را دارند که در ترکیب با یکدیگر، می توانند تصویری جامع از زندگی روزمره ی هریک از ما را در اختیار سازمان های امنیتی قرار دهند. حتی بدتر آنکه اگر قرار باشد اتصال خود را قطع کرده و در باقی عمر خود حتی یک بیت اطلاعات از خود را به شبکه اینترنت ارسال نکنیم، داده های لازم برای ترسیم این تصویر تا به حال ارسال شده است و به صورت ذخیره شده آماده ی استفاده شدن است.
چنین اتفاقاتی دیگر علمی تخیلی نیستند. ابزارهای پیشرفته ای مثل پالانتیر می توانند از حجم وسیعی از اطلاعات در هم و برهم، نتایج ارزشمندی را بیرون بکشند. و این یعنی تمام بخش های دولتی، هکرها، یا حتی شرکت هایی مانند فیسبوک و آمازون نیز می خواهند به این ابزارها دسترسی پیدا کنند.
اما در مورد پالانتیر، این نرم افزار به خودی خود زیان آور نیست. پالانتیر یک ابزار قدرتمند است که برای طبقه بندی داده ها و ارائه پیش بینی ها بر اساس محتوای قبلی مورد استفاده قرار می گیرد. این ابزار، همانند هر چیز دیگری می تواند فراتر از یک ابزار باشد. پالانتیر یک چرخ دنده ی کوچک در سیستمی است که داده قدرت اصلی آن بوده و این دستگاه تنها وسیله ای برای دستیابی به آن است.

همانطور که سخنگوی انجمن ملی اسلحه آمریکا زمانی گفته است:” تفنگ ها افراد را نمی کشند. بلکه افراد هستند که یکدیگر را به قتل می رسانند.”
درست مثل تفنگ، پالانتیر نیز می تواند با مشکل افراد مواجه شود.