رشته ی جدیدی مبنی بر دریافت مراحل و نحوه ی عملکرد تصمیم گیری و قضاوت شخصی توسط کار کاهنمن پایه ریزی شده است. در این رشته علاوه بر این به مسیرهای میانبری که ذهن انسان در مرحله های مختلف تصمیم گیری طی می کند پرداخته می شود. این مراحل احتمال دارد باعث دور شدن ذهن انسان از مسیرهای اصول اولیه ی احتمالات شوند. این رشته به علم اقتصاد هم مرتبط است و با نام «اقتصاد رفتاری» شناخته می شود.

گویا آی تی – هدف از رشته ی اقتصاد رفتاری این است که دریابیم چه عواملی باعث می شوند تا ذهن انسان یک تصمیم را اتخاذ کند و همچنین چه عواملی سبب اشتباه از آب درآمدن این تصمیمات می شوند.

آشنایی با عملکرد سیستم یک و سیستم دو در ذهن انسان

کاهنمن بر پایه ی کارکردهای شناختی، بر این عقیده است که ذهن انسان از دو سیستم برخوردار است. او مجموع این دو سیستم را «سیستم یک و سیستم دو» نام گذاری کرده است.
وظیفه ی سیستم یک پاسخ گویی سریع است. این سیستم کار پاسخ گویی و همچنین ارائه ی نتایج را به صورت سریع و بدون تأمل بسیار انجام می دهد. به محصولات سیستم یک به طور کلی در اصطلاح برداشت های ذهنی گفته می شود.
اما وظیفه ی سیستم دو این است که به سنجش، بررسی، تفکر، استنتاج عقلانی و … بپردازد. نتایج کار سیستم دو در زمان بیشتری حاصل می شوند و انرژی بیشتری را نیز صرف خود می کنند.

قضاوت های شتاب زده حاصل کار سیستم یک اگر چه بر اساس کارکرد پیچیده ی مغز به دست می آیند و در مواردی مؤثر و مفید هستند، با این حال نمی توان گفت که خالی از اشکال هستند. این قضاوت ها مشابه حالت مادری هستند که در حال مشاهده ی فرزند خود در حال افتادن در حوض آب است!
فرض کنید که شخصی از شما سوال می کند که حاصل ضرب ۳۶۹ در ۴۵۴ چه عددی می شود. شما با استفاده از سیستم یک مغز خود نمی توانید به این سؤال پاسخ دهید. اما در صورتی که فردی با قوانین محاسبات آشنایی داشته باشد بلافاصله بعد از طرح سؤال خواهد گفت که حاصل این ضرب عددی شش رقمی خواهد بود. این فرد آشنا با قوانین محاسبات نیز در این جا از کارکرد سیستم یک مغز خود استفاده کرده است. اما به احتمال زیاد هم شما و هم آن فرد آشنا به قوانین محاسبات برای آن که پاسخ این ضرب را بدهید باید از سیستم دو مغز خود استفاده کنید تا بتوانید پاسخی بر اساس اصول عقلائی برای آن بیابید.

به عنوان مثالی دیگر تصور کنید که پدری تلاش دارد تا از فرزند خود بخواهد که این مسئله، یعنی همان مسئله ی حاصل ضرب، را حل کند. در این جا در صورتی که فرزند او برای لحظه ای از غفلت پدر خود استفاده کرده و به جای حل مسئله در جایی پنهان شود، باز هم از سیستم یک مغز خود استفاده کرده است.
سیستم یک در موارد زیادی صورت مسئله را عوض می کند. این سیستم حتی ممکن است راه حل های اشتباهی برای مسائل پیدا کند. در واقع دانشمندان بر این باورند که عملکرد سیستم یک در نتیجه ی تکامل و در طی میلیون ها سال در ساختار مغز انسان ایجاد شده است. به سبب همین سیستم است که حیوانات خطرات را در محیط خود احساس می کنند و در برابر آن واکنش نشان می دهند. این احساس خطر و واکنش های ناشی از سیستم یک برای بقای حیات موجودات ضروری هستند.
اما سیستم دو دارای کارکردهای منطقی مانند مقایسه ی دو کالا برای خرید آن ها، حل مسائل فیزیک و ریاضی، توجه به صدای یک فرد خاص در یک محیط شلوغ، رعایت اصول آداب معاشرت رسمی و … دارد.
سیستم یک همواره در مغز انسان در حال کار است و همواره پاسخ هایی را گاه راه گشا و گاه گمراه کننده در اختیار انسان قرار می دهد. این در حالی است که سیستم دو کم کارتر است و تنها تحت فشار اضافی مغز حاضر به فعالیت می شود. در حقیقت کارکرد سیستم دو به توجه بیشتری نسبت به سیستم یک احتیاج دارد.