سوء برداشت از ایمیل مارکتیگ می تواند به کسب و کار شما لطمه بزند. با مطلبی دیگر از مطالب مرتبط با آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی همراه باشید تا از این ضربه جلوگیری کنید.


چند نفر را می شناسید که آدرس ایمیل ندارند؟ احتمالا تعداد این افراد خیلی زیاد نیست. امروزه حتی افراد مسن هم این روش ارتباطی را پذیرفته اند و استفاده از ایمیل در میان سایر گروه های سنی نزدیک به ۱۰۰ درصد است.

اینکه اثبات شده که بازاریابی ایمیلی در مبحث جذب مشتری از بازاریابی رسانه های اجتماعی موثرتر است و بازگشت سرمایه (ROI) آن ۹۵ برابر بیشتر از پست مستقیم است جای تعجب ندارد. در واقع، معمولا بازاریاب های ایمیلیِ موفق به ازای هر ایمیل بین ۳ تا ۵ دلار در ماه درآمد دارند.

اگر سودی که از طریق ایمیل مارکتینگ عاید شما می شود آنطور که باید و شاید قابل توجه نیست، در اینصورت احتمالا این باورهای غلط درباره بازاریابی ایمیلی روی نرخ تبدیل شما تاثیر منفی گذاشته اند:

 

افسانه شماره ۱: باید مشترکان خود را عادت بدهید تا ایمیل های شما را باز کنند

حقیقت: باید داستانی را روایت کنید که دلیلی برای بازکردن ایمیل های شما به مشترک می دهد

مشترکان شما سگ پاولوف نیستند که آنها را شرطی کنید! در عوض، باید برای آنها دلیلی فراهم کنید تا ایمیل های شما را بخوانند. روایتی را برای ارسال سریالی آماده کنید که واقعا این انگیزه را در مخاطب ایجاد می کند تا ایمیل های شما را باز کند.

این داستان باید درباره چه چیزی باشد؟ اگر فردی به منظور دریافت محتوای رایگان به فهرست ایمیل شما ملحق شده، در اینصورت شما به نحوی علاقه و توجه وی را جلب کرده اید. آنچه در ادامه روایت می کنید باید با آن علاقمندی ها هماهنگی داشته باشد. مثلا یکی از ایمیل هایی که در این توالی می توانید ارسال کنید می تواند به همین سادگی باشد: «نظر شما درباره [محتوای رایگانی] که دریافت کردید چیست؟»، پس از آن با ایمیل های بعدی باید به مشترکین خود کمک کنید تا شما را بیشتر و بهتر بشناسند تا بتوانند به این نتیجه برسند که باید همچنان شما را دنبال کنند. اگر به طور مستمر از طریق ایمیل های خود ارزش و منفعتی را برای مخاطبان خود فراهم کنید، در اینصورت مشترکان شما به بازکردن و خواندن آنها ادامه خواهند داد.

 

افسانه شماره ۲: مردم از ایمیل متنفرند

حقیقت: مردم از ایمیل های بد، بی ربط و بی فایده تنفر دارند

حس درونی تان به شما می گوید که نباید دامنه تناوب ارسال ایمیل های خود را افزایش بدهید، زیرا سر مردم شلوغ است و از دریافت ایمیل های متعدد متنفرند. اما وقتی می بینیم که ۳۹ درصد از همین مردم در طول روز ایمیل خود را بین ۱ تا ۳ بار چک می کنند و ۳۴ درصد دیگر در تمام مدت روز بر اینباکس شان نظارت می کنند، به نتایج کاملا متفاوتی می رسیم: مردم به دریافت ایمیل و خواندن آن عشق می ورزند!

اما آن چیزی که هیچ کس دوست ندارد، دریافت ایمیل های کسالت آور، بی فایده یا ایمیل هایی است که به آنها ارتباطی پیدا نمی کنند. میانگین نرخ بازشدن ایمیل های تجاری، چیزی نزدیک به ۲۰ درصد است. البته هیچ تحقیقی انجام نشده که بتواند پشتوانه این تخمین ما باشد، اما به نظر می رسد که نرخ بازشدن ایمیل هایی که از مادر خود دریافت می کنید ۱۰۰ درصد باشد. دلیل اینکه همه ایمیل هایی که از جانب مادرمان دریافت می کنیم را باز می کنیم لزوماً این نیست که مادر ما ایمیل های جذاب، سرگرم کننده یا خارق العاده ای می نویسد؛ بلکه به دلیل رابطه ای است که با وی داریم.

با مشترکان خود رابطه برقرار کنید تا بتوانید به هر تعداد و تناوبی که می خواهید برای آنها ایمیل ارسال کنید -البته ایمیل های خوب- و آنها هم همه ایمیل های شما را باز کرده و بخوانند.

 

افسانه شماره ۳: چرخه عمر (life cycle) مشترکان شما خطی است

حقیقت: مردم فرآیندهای غیرخطی را دنبال می کنند

معمولا در بازاریابی معروف است که مشتری در فرآیند خرید خود یک روند خطی یا linear را طی می کند: ابتدا مشتریان بالقوه را جذب می کنید و آنها را به مشترک تبدیل می کنید. سپس آنها را به مشتری تبدیل می کنید و سرانجام، با محصولات یا خدمات خود آنها را تحت تاثیر قرار می دهید تا به خرید از شما ادامه بدهند و حتی دیگران را هم به خرید محصولات و خدمات تان تشویق کنند.

در عمل و واقعیت، نه تنها باید مخاطب خود را پس از فروش تحت تاثیر قرار بدهید، بلکه لازم است که در هر قدم در قبل، حین و پس از فروش نیز همین روند را حفظ کنید. مشتریان بالقوه و بالفعل به جای اینکه یک چرخه را طی کنند، همینطور که از غریبه به طرفدار مبلغ شما تبدیل می شوند، از نردبان تعامل با شما یا برندتان بالا می روند.

آنها در پله های پایین تر هم محصولات یا خدمات شما را خریداری می کنند، اما هرچه از این نردبان بالاتر می روند، بیشتر و بیشتر پول خرج می کنند. به علاوه، آنها همینطور و باری به هر جهت در آن چرخه افسانه ای جاری نمی شوند؛ آنها به طور آگاهانه از یک مرحله به مرحله دیگر می روند. در واقع، آنها باید بخواهند که از نردبان بالا بروند.

شما می توانید با تبدیل هر ایمیل به فرصتی برای سرمایه گذاری مشتری روی خود و برندتان، به او انگیزه بدهید تا از این نردبان بالا برود. نکته مهم این است که این سرمایه گذاری نه فقط زمان، توجه، انرژی و پول، بلکه حتی آرزوها و رویاهای آنها را نیز در بر می گیرد. سرمایه گذاری مخاطبان خود را با محتوای ارزشمندی که می توانند از آن استفاده کنند و به مذاق شان خوش می آید جبران کنید. در همین راستا، پاسخ به هر و همه ایمیل هایی که دریافت می کنید ضروری است.

موفقیت در ایمیل مارکتینگ به آن دشواری که در بوق و کرنا می کنند نیست. با تمرکز روی کسب شناخت بیشتر نسبت به مخاطب، ایجاد یک رابطه واقعی با وی، و ارائه ارزش و منفعت در ایمیل های خود می توانید گام های مهمی را در این راستا بردارید.