درک استراتژی خروج: چگونه سرمایهگذاران و کسبوکارها میتوانند خروج خود را برنامهریزی کنند.در این قسمت از سری مقالات نکات کلیدی جذب سرمایهگذار برای استارتاپ به مبحث استراتژی خروج می پردازیم.
همچنین بخوانید:نکات کلیدی جذب سرمایهگذار برای استارتاپ (جذب سرمایه)
استراتژی خروج چیست؟
استراتژی خروج، برنامه پشتیبان برای یک سرمایهگذار، سرمایهگذار خطرپذیر یا مالک کسبوکار است تا یک دارایی مالی یا داراییهای کسبوکار را بفروشد، زمانی که شرایط خاصی برآورده شود. این استراتژی ممکن است برای خروج از یک سرمایهگذاری غیرعملکردی یا بستن یک کسبوکار زیانده اجرا شود. در اینجا، هدف استراتژی خروج، محدود کردن زیانها است.
استراتژی خروج همچنین ممکن است زمانی اجرا شود که یک سرمایهگذاری یا ماجراجویی کسبوکار به هدف سودآوری خود رسیده باشد. برای مثال، یک سرمایهگذار فرشته در یک شرکت استارتاپی ممکن است استراتژی خروج را از طریق عرضه اولیه عمومی (IPO) برنامهریزی کند. دلایل استراتژی خروج میتواند شامل تغییرات بازار، مسائل قانونی مانند برنامهریزی املاک یا دعاوی قضایی، یا برنامههای بازنشستگی برای مالک یا سرمایهگذار باشد. برنامهریزی استراتژی خروج از قبل، راه مؤثری برای مدیریت ریسک است.
استراتژیهای خروج چگونه کار میکنند؟
یک استراتژی خروج مؤثر باید برای هر شرایط مثبت و منفی، صرفنظر از نوع سرمایهگذاری یا ماجراجویی کسبوکار، برنامهریزی شود. این برنامهریزی باید بخشی جداییناپذیر از تعیین ریسک مرتبط با سرمایهگذاری یا ماجراجویی کسبوکار باشد.
استراتژی خروج توصیف میکند که مالک کسبوکار چگونه مالکیت شرکت خود را به سرمایهگذاران یا شرکت دیگری بفروشد. این فرآیند را برای کاهش یا نقد کردن مالکیت در یک کسبوکار توصیف میکند و، اگر کسبوکار موفق باشد، سود قابل توجهی ایجاد میکند.
اگر کسبوکار موفق نباشد، استراتژی خروج (یا برنامه خروج) به مالک اجازه میدهد زیانها را محدود کند. استراتژی خروج همچنین ممکن است توسط یک سرمایهگذار، مانند سرمایهگذار خطرپذیر، برای آمادهسازی برای نقد کردن سرمایهگذاری استفاده شود.
برای سرمایهگذاران، استراتژیهای خروج و تکنیکهای مدیریت پول دیگر میتوانند به طور قابل توجهی به حذف احساسات و کاهش ریسک کمک کنند. قبل از ورود به سرمایهگذاری، سرمایهگذاران باید نقطهای را تنظیم کنند که در آن با زیان بفروشند و نقطهای که با سود بفروشند.
چرا به استراتژی خروج نیاز دارید؟
مالکان کسبوکار، چه شرکتهای کوچک یا بزرگ، نیاز به برنامههایی برای مدیریت خروج کسبوکار خود دارند. یک کارآفرین استارتاپی ممکن است از طریق IPO، خرید استراتژیک یا خرید مدیریتی از کسبوکار خود خارج شود، در حالی که مدیرعامل یک شرکت بزرگتر ممکن است به ادغامها و خریدها به عنوان استراتژی خروج روی بیاورد.
سرمایهگذاران مانند سرمایهگذاران خطرپذیر یا فرشته نیاز به برنامه خروج دارند تا ریسک از سرمایهگذاریهای ضعیف را کاهش دهند و فرصتهای دیگر را کاوش کنند. یک استراتژی خروج خوبفکرشده همچنین راهنمایی در مورد زمان ثبت سود روی سودهای محققنشده ارائه میدهد.
اهمیت داشتن استراتژی خروج
کسبوکارها و سرمایهگذاران باید برنامه خروج واضحی داشته باشند تا زیانهای بالقوه را به حداقل برسانند و سود سرمایهگذاریهای خود را به حداکثر برسانند. در اینجا چندین دلیل خاص برای اهمیت داشتن برنامه خروج آورده شده است.
حذف احساسات: برنامه خروج احساسات را از فرآیند تصمیمگیری حذف میکند. تنظیم نقطه خروج واضح به اجتناب از فروش پانیکی و تصمیمهای عجولانه کمک میکند و از زیانها یا سودهای از دست رفته جلوگیری میکند.
تنظیم اهداف: داشتن برنامه خروج با اهداف خاص به پاسخ به سؤالات مهم کمک میکند و تصمیمگیریهای استراتژیک آینده را راهنمایی میکند. برای مثال، برنامه خروج یک استارتاپ ممکن است شامل قیمت خرید آیندهای باشد که بر اساس گردش درآمد آن را بپذیرد. این رقم به تصمیمگیریهای استراتژیک در مورد اینکه شرکت را چقدر بزرگ کند تا به اهداف فروش از پیش تعیینشده برسد، کمک میکند.
رویدادهای غیرمنتظره: رویدادهای غیرمنتظره بخشی از زندگی هستند. بنابراین، ضروری است که استراتژی خروج برای آنچه که وقتی چیزها طبق برنامه پیش نمیرود، داشته باشید. برای مثال، اگر مالک با بیماری غیرمنتظره روبرو شود، برای کسبوکار چه اتفاقی میافتد؟ اگر شرکت تأمینکننده یا مشتری کلیدی را از دست دهد، چه؟ این موقعیتها نیاز به برنامهریزی پیشاپیش برای به حداقل رساندن زیانهای بالقوه و سرمایهگذاری روی سودها دارند.
برنامهریزی جانشینی: برنامه خروج مشخص میکند که با کسبوکار وقتی پرسنل کلیدی ترک میکنند، چه اتفاقی میافتد. برای مثال، استراتژی خروج ممکن است از طریق برنامه جانشینی مشخص کند که شرکت به عضو دیگری از خانواده منتقل شود یا کسبوکار سهامی را به مالکان یا بنیانگذاران دیگر بفروشد. برنامهریزی جانشینی دقیق استراتژی خروج میتواند به اجتناب از درگیریهای بالقوه وقتی مالک کسبوکار میخواهد یا باید ترک کند، کمک کند.
استراتژیهای خروج مؤثر برای استارتاپها
در مورد کسبوکار استارتاپی، کارآفرینان موفق برای استراتژی خروج جامع برنامهریزی میکنند تا برای عملیات کسبوکار که به نقاط عطف از پیش تعیینشده نمیرسد، آماده شوند.
اگر جریان نقدی به نقطهای کاهش یابد که عملیات کسبوکار دیگر پایدار نباشد و تزریق سرمایه خارجی دیگر برای حفظ عملیات امکانپذیر نباشد، سپس خاتمه برنامهریزیشده عملیات و تصفیه تمام داراییها گاهی بهترین گزینهها برای محدود کردن زیانهای بیشتر هستند.
بیشتر سرمایهگذاران خطرپذیر اصرار دارند که استراتژی خروج دقیقاً برنامهریزیشده در برنامه کسبوکار قبل از تعهد هر سرمایهای گنجانده شود. مالکان کسبوکار یا سرمایهگذاران همچنین ممکن است اگر پیشنهادی سودآور برای کسبوکار توسط طرف دیگری ارائه شود، انتخاب به خروج کنند.
ایدهآل این است که کارآفرین استراتژی خروج را در برنامه کسبوکار اولیه خود قبل از راهاندازی کسبوکار توسعه دهد. انتخاب برنامه خروج بر تصمیمگیریهای توسعه کسبوکار تأثیر میگذارد. انواع رایج استراتژیهای خروج شامل IPOها، خریدهای استراتژیک و خریدهای مدیریتی (MBOها) است.
استراتژی خروج که کارآفرین انتخاب میکند به عوامل زیادی بستگی دارد، مانند اینکه چقدر کنترل یا درگیری میخواهند در کسبوکار حفظ کنند، آیا میخواهند شرکت به همان شیوه ادامه یابد یا مایل به تغییر آن در آینده هستند. کارآفرین میخواهد قیمت منصفانهای برای سهم مالکیت خود دریافت کند.
یک خرید استراتژیک بنیانگذار را از وظایف مالکیت آزاد میکند اما همچنین به معنای از دست دادن کنترل است. IPOها اغلب به عنوان نهاییترین استراتژی خروج در نظر گرفته میشوند زیرا با اعتبار و پاداشهای بالا مرتبط هستند. در مقابل، ورشکستگی به عنوان بدترین راه خروج از استارتاپ دیده میشود.
یک جنبه کلیدی استراتژی خروج، ارزشگذاری کسبوکار است و متخصصانی وجود دارند که میتوانند به مالکان کسبوکار (و خریداران) کمک کنند تا صورتهای مالی شرکت را بررسی کنند تا ارزش منصفانه را تعیین کنند. همچنین مدیران انتقالی وجود دارند که نقششان کمک به فروشندگان با استراتژیهای خروج کسبوکارشان است.
گزینههای خروج اثباتشده برای شرکتهای تثبیتشده
در مورد کسبوکار تثبیتشده، مدیرعاملان موفق استراتژی خروج جامع را به عنوان بخشی از برنامهریزی احتمالی برای شرکت توسعه میدهند.
کسبوکارهای بزرگتر اغلب ادغام یا خرید را به عنوان استراتژی خروج ترجیح میدهند، زیرا میتواند راه سودآوری برای جبران مالکان و/یا سهامداران باشد. شرکتهای رقیب اغلب پرمیوم پرداخت میکنند تا شرکتی را بخرند که به آنها اجازه افزایش سهم بازار، کسب مالکیت معنوی یا حذف رقابت را میدهد. این چشمانداز پیشنهادهای دیگر رقبا را برای شرکت افزایش میدهد و در نهایت فروشندگان کسبوکار را پاداش میدهد.
با این حال، استراتژی خروج متمرکز بر ادغام و خرید باید زمان و هزینههای سازماندهی معاملات بزرگ و همچنین ملاحظات مقرراتی مانند قوانین ضد انحصار را در نظر بگیرد.
شرکتهای تثبیتشده همچنین برای چگونگی خروج از کسبوکار شکستخورده برنامهریزی میکنند که معمولاً شامل تصفیه یا ورشکستگی است. تصفیه شامل بستن کسبوکار و فروش تمام داراییهای آن است، با هر پول نقد باقیمانده که به پرداخت بدهیها و توزیع بین سهامداران اختصاص مییابد.
همانطور که در بالا ذکر شد، بیشتر کسبوکارها ورشکستگی را به عنوان آخرین راه خروج میبینند؛ با این حال، گاهی تنها گزینه قابل دوام میشود. در این سناریو، داراییهای شرکت مصادره میشوند و از بدهیهایش تسکین میگیرد. با این حال، اعلام ورشکستگی میتواند مالکان کسبوکار را از وام گرفتن اعتبار یا شروع شرکت دیگری در آینده جلوگیری کند.
استراتژیهای خروج هوشمند برای سرمایهگذاران
سرمایهگذاران میتوانند از چندین استراتژی خروج مختلف برای مدیریت محتاطانه سرمایهگذاریهای خود استفاده کنند. در زیر، به چندین استراتژی که به به حداقل رساندن زیانها و به حداکثر رساندن سودها کمک میکنند، نگاه میکنیم.
فروش سهام سهام: سرمایهگذارانی با سهام در استارتاپ یا شرکت کوچک میتوانند با فروش سهام سهام خود در کسبوکار به سرمایهگذاران دیگر یا عضو خانواده خارج شوند. فروش سهام سهام ممکن است بخشی از برنامه جانشینی باشد که توسط بنیانگذاران هنگام شروع کسبوکار توافق شده است. اگر سهام استارتاپ را به عضو خانواده بفروشید، مهم است که آنها هر شرایطی متصل به سرمایهگذاری را بفهمند.
قانون ۱%: سرمایهگذاران این قانون را با خروج از سرمایهگذاری اگر حداکثر زیان برابر ۱% از ارزش خالص مایع آنها باشد، اعمال میکنند. برای مثال، اگر اولیویا ارزش خالص مایع ۲ میلیونی داشته باشد، سرمایهگذاری را قطع میکند اگر زیان ۲۰,۰۰۰ ایجاد کند ((۱ ÷ ۱۰۰) × ۲,۰۰۰,۰۰۰). قانون ۱% به سرمایهگذاران کمک میکند رویکرد سیستماتیک برای حفاظت از سرمایهشان اتخاذ کنند.
خروج درصدی: با استفاده از این استراتژی، سرمایهگذاران از سرمایهگذاری خارج میشوند وقتی به درصد خاصی سود یا زیان از قیمت خرید رسیده باشد. برای مثال، ایتان، یک سرمایهگذار فرشته، ممکن است تصمیم به فروش سهم خود در استارتاپ بگیرد اگر ۳۰۰% بازده سرمایهگذاری (ROI) به دست آورد. برعکس، آملیا، یک سرمایهگذار خطرپذیر، ممکن است تصمیم به فروش سهم خود در استارتاپ بگیرد اگر ۲۰% ارزشش کاهش یابد.
خروج مبتنی بر زمان: سرمایهگذاران این استراتژی را با خروج از سرمایهگذاری پس از گذشت زمان مشخص اعمال میکنند. برای مثال، نوآ ممکن است تصمیم به فروش سهام خود در کسبوکار پس از ۱۸ ماه بگیرد اگر بازده مثبت ایجاد نکرده باشد. خروج مبتنی بر زمان به آزاد کردن سرمایه از سرمایهگذاریهای زیرعملکردی کمک میکند که میتواند برای فرصتهای دیگر استفاده شود.
در نهایت،استراتژی خروج، برنامهای برای نقد کردن یا واگذاری یک سرمایهگذاری یا دارایی وقتی شرایط خاصی برآورده شود، است. هدف دوگانه استراتژیهای خروج، به حداقل رساندن زیانها و به حداکثر رساندن سودها با حذف تصمیمگیری عاطفی و برقراری اهداف مالی واضح است. سرمایهگذاران میتوانند از برنامههای خروج مانند قانون ۱%، خروجهای مبتنی بر درصد یا زمان، یا فروش سهام سهام برای مدیریت ریسک و تضمین نتایج مطلوب استفاده کنند.
مهم است که استراتژی خروج برای سناریوهای مختلف، از استارتاپها تا کسبوکارهای تثبیتشده، در جای خود باشد. برای استارتاپها، استراتژیهای خروج رایج شامل IPOها، خریدهای استراتژیک و خریدهای مدیریتی است. برای کسبوکارهای تثبیتشده، ترجیح به ادغامها و خریدها است، اما وقتی با ناتوانی مالی روبرو میشوند، تصفیه یا ورشکستگی گزینههای نهایی ناخوشایند هستند.


نظرات کاربران