بارها و بارها اتفاق می افتد که پس از یک گفتگو متوجه می شوید که طرف مقابل برداشت متفاوتی نسبت به نیت شما داشته است، یا اینکه می بینید روی یک کلمه یا عبارت کلید کرده است، در حالیکه اصل موضوع چیز دیگری است و شما واقعا از استفاده از آن کلمه یا عبارت منظوری نداشته اید. کلماتی که به عنوان یک رهبر یا مدیر از آنها استفاده می کنید، حتی اگر منظور یا منظور بدی هم نداشته باشید باز هم می توانند روی اعضای گروه و کارکنان شما تاثیر بگذارند. مساله این است که شاید اصلا خودتان هم از این کلمات و تاثیر آنها آگاه نباشید.

آنچه در ادامه می آید، پنج عبارت است که پتانسیل اضمحلال انگیزه کارکنان شما را دارند:

 

  1. «کاری از دست من بر نمی آید.»
    آیا تاکنون برای شما هم اتفاق افتاده که با بخش خدمات مشتریان تماس گرفته و چنین جمله ای را شنیده باشید: «متاسفم، کاری از دست من بر نمیاد.» شنیدن این جمله واقعا مستاصل کننده است. استفاده از این گونه جملات به این معنی است که ایده های تان تمام شده است. آیا حاضرید از کسی پیروی کنید که هیچ ایده ای ندارد؟ ایده های رهبران خوب هیچ وقت تمام نمی شود؛ فقط شاید چیزهایی وجود داشته باشند که هنوز امتحان نکرده باشند. شاید مستاصل باشید و تصور کنید که واقعا در حال حاضر هیچ کاری از دست تان بر نمی آید، اما اگر مرتبا از این جمله استفاده کنید می توانید انتظار داشته باشید که اعضای تیم شما روز به روز ناامیدتر و بدبین تر شوند.

جایگزین: «به نظر شما چه کاری از دست من بر میاد؟»

 

  1. «همیشه» و «هرگز»

استفاده از عبارات مطلق در ادبیات رهبری زیانبار است. در هنگام رهبری دیگران، به یاد داشته باشید که مردم حافظه بلندمدت دارند و استفاده از این کلمات مطلق می تواند در آینده برای شما دردسرساز شود. هرچه عبارت مطلق شما غیرمنطقی تر باشد، برای مدت بیشتری در حافظه ها باقی خواهد ماند.

جایگزین: «معمولا»، «گاهی» یا «هنوز چنین تجربه ای نداشته ام.»

 

  1. «نه، چون …»

این عبارت شما را در زمره رهبران منفی باف قرار می دهد، یا شاید هم بدتر؛ رهبری که ذهن بازی برای پذیرش ایده های جدید ندارد. اگر مرتبا چنین فکر می کنید یا می گویید «ما نمی تونیم این کار رو انجام بدیم، چون قبلا هیچ کس نتونسته» یا «نه، چون همیشه اینطوری کار کردیم»، در اینصورت بعید نیست که واقعا یک رهبر منفی باف باشید. پیروی از یک رهبر منفی باف دشوار است. اگر یکی از اعضای تیم شما ایده جدیدی را پیشنهاد بدهد و فقط چند بار با یک پاسخ «نه، چون…» روبرو شود، دیگر به دنبال خلق و ارائه ایده تازه ای نخواهد رفت.

جایگزین: «بله، ما می تونیم انجامش بدیم اگر …»

 

  1. «متوجه شدی؟»

شاید هدف شما از استفاده از این سوال دریافت تایید از طرف مقابل یا اطمینان از این باشد که همه چیز را متوجه شده است، با این وجود معنای ضمنی که برداشت می شود این است که مخاطب شما نمی فهمد! علاوه بر این، چنین پرسش هایی یک لحن تحقیرکننده در خود دارند که بیشتر در کودکی و از جانب بزرگترها می شنیدیم. یکی از سریع ترین روش ها برای بستن درهای ارتباط این است که از موضع بالاتری با طرف مقابل خود صحبت کنید. در صورت استفاده از این رویکرد، می توانید از طرف مقابل انتظار مقاومت یا حالت تدافعی داشته باشید.

جایگزین: «اگر سوالی هست بفرمایید تا توضیح بدم» یا «مطمئن نیستم که درست توضیح داده باشم، نظر شما چیه؟»

 

  1. «اما»

اغلب ما تمایل داریم که انتقاد خود را با استفاده از یک تعریف نرم تر کنیم؛ مثلا «کارت واقعا خوبه، اما باید تلاش کنی که کار رو به موقع تحویل بدی». هنگامی که کارکنان شما می بینند که مرتبا از این کلمه و ساختار استفاده می کنید، همیشه پس از هر تعریف و قدردانی آماده شنیدن یک «اما» هستند. در واقع، پس از مدتی تعریف های شما را نادیده می گیرند و صداقت شما را زیر سوال خواهند برد.

جایگزین: جمله را تغییر بدهید و «اما» را کلا حذف کنید. حتی می توانید منحصرا از همان تعریف استفاده کنید. لزومی ندارد که در همه موقعیت ها به دیگران درس بدهید.


بیشتر رهبران هر روز از این کلمات و عبارات استفاده می کنند، اما معمولا به تاثیر آنها توجهی ندارند. اگر خودآگاهی تان را به اندازه ای تقویت کنید که نسبت به عادت های مدیریتی خود هوشیار باشید، یا اینکه وقت بگذارید و از اعضای تیم تان درباره روش ارتباطی خود نظر بخواهید، از تاثیر تغییر چند عبارت کلیدی شگفت زده خواهید شد. یک تغییر کوچک در زبان می تواند تاثیرات بزرگی را بوجود بیاورد.