مطلب حاضر نوشته زَک کارمَن است. آقای کارمَن از سال ۲۰۱۰ سمت مدیریت عامل ConsumerAffairs را برعهده داشته است. سایر پست های او عبارتند از کارآفرین مقیم، دستیار ارشد و شریک در Mainsail Partners در سان فرانسیسکو و پست های مهندسی و فروش در IBM و هیتاچی. او در این مطلب به عنوان یک مدیرعامل موفق از افسانه هایی سخن می گوید که برای کارآفرینی ساخته و پرداخته شده است.

پس از اینکه از کار در IBM خسته شدم، رویای کارآفرینی به ذهنم خطور کرد. اساس این تفکر برای من این بود که تصور می کردم می توانم برنامه هایم را خودم تنظیم کنم، آزادی بیشتری داشته باشم و آنچه به ذهنم می رسد را به سرعت و بدون مزاحمت سیاستهای سازمانی به اجرا در بیاورم. من هم مانند بسیاری از مردم فکر می کردم که یک کارآفرین رئیس خودش است.

اما گویا اینطور نیست. در کارآفرینی خدمت به مشتریان و کارکنانی که برنامه های شما را به اجرا در می آورند حائز اهمیت است. در واقع، آنها تبدیل به روسای شما می شوند.

به علاوه، موارد زیر شش تصور غلط درباره کارآفرینی هستند که از زمانی که در سال ۲۰۱۰ مدیریت ConsumerAffairs را بر عهده گرفتم نسبت به آنها آگاهی پیدا کرده ام.

 

  1. انگیزه کارکنان، پول است

غلط! بر اساس تحقیقی که توسط Glassdoor انجام شد، تقریبا ۶۴ درصد از کارکنان جوان، درآمد سالانه ۴۰۰۰۰ دلاری در شغل مورد علاقه خود را به ۱۰۰۰۰۰ دلار در کاری که به نظرشان کسالت بار است ترجیح می دهند. برای من جالب بود بدانم که از نظر روانشناسی چرا مردم کاری که انجام می دهند را انجام می دهند، چگونه انگیزه پیدا می کنند و چرا هر روز سر کار حاضر می شوند. در نهایت مشخص شد همیشه پای پول در میان نیست!

چالش هایی که برای استخدام کارکنان مناسب و ایجاد فرهنگ سازمانی که منجر به عملکرد شود پیش روی من قرار گرفت غافلگیرکننده بود. برای من همیشه مشخص بود که شرکت ما در جهت بهبود فروش و رشد کسب و کار خود چه کارهایی را باید انجام دهد و چه سمت و سویی باید داشته باشد. اما چالش ایجاد محیطی بود که در آن همه این انگیزه را داشته باشند که همراه با من کار کنند، چرا که به تنهایی نمی توانستم به فروش مورد نظر و رشد لازم دست پیدا کنم. هر چه هم که به عنوان یک مدیرعامل خلاق یا فوق العاده باشید، بدون همکاری تیمی نمی توانید به قله برسید. شما به مشتری نیاز دارید تا محصول شما را خریداری کند، و به کارکنان خوبی نیازمند هستید تا اهداف شرکت را اجرایی کنند.

این جایی است که انگیزه بخشیدن به کارکنان وارد میدان می شود. نکته اینجا است که فقط با حقوق نمی توانید به آنها انگیزه دهید. یک تیم فوق العاده، برنامه زمانی قابل انعطاف، محیط کاری جذاب و مزایای مطلوب تنها چند مورد از عواملی هستند که می توانند به کارکنان انگیزه بدهند تا وظایف خود را به نحو احسن اجرا کرده و حتی پا را از محدوده وظایف فراتر بگذارند.

 

  1. کارآفرینی از کار برای دیگران بهتر است

نکته اینجا است: فردی که کارآفرین نیست به محض اینکه از محل کار خود خارج می شود می تواند کار را تعطیل کند. اما به عنوان یک کارآفرین، موفقیت کسب و کار تبدیل به بخشی از هویت شما می شود و لذا هرجا که می روید همراه شما است. در حال حاضر ۲۰۰ نفر برای ConsumerAffairs کار می کنند و فشار زندگی حرفه ای آنها روی دوش من است. بار مسئولیت در اینجا شگفت آور است و این چیزی بود که در زمانی که کارم در سان فرانسیسکو را ترک کردم به آن توجه نکرده بودم.

اگر شما در کارآفرینی عملکرد خوبی دارید، دلیلش این است که یک نیاز روانی عمیق برای ایجاد کسب و کار یا کسب و کارهایی دارید که تبدیل به بخشی از شخصیت شما می شوند. با این حال، عیبش این است که هنگامی که عنوان شما مدیرعامل است، نمی توانید کار را در اداره یا دفتر خود رها کنید یا آن را با خود به خانه نیاورید. کاری که می توانید انجام دهید این است تا می توانید در مورد استخدام و کارکنانی که جذب می کنید سختگیر باشید، چرا که برای جلوگیری از فشار بیش از حد به خود باید بهترین کارکنان را استخدام کنید .

 

  1. آرامش و سکون بر کارآفرینی حکمفرما است

همینطور که شرکت به رشد خود ادامه می دهد، هر تصمیم من بر سراسر شرکت تاثیر می گذارد. همیشه باید برای آینده برنامه ریزی کنم تا نیازهای شرکت برای تهدیدات و پیشرفت های قریب الوقوع مشخص باشد .

به نظر می رسد فقط من چنین طرز تفکری ندارم؛ تقریبا ۸۸ درصد از مدیران عامل نگران خطرات اینترنتی هستند، ۷۸ درصد بابت سرعت بالای تحولات ناشی از پیشرفت تکنولوژی نگرانی دارند و ۶۵ درصد نیز از قانون های دست و پاگیر واهمه دارند. از پهپاد و پرینت سه بعدی گرفته تا تکنولوژی خودروهای بدون راننده و هوش مصنوعی، مدیران عامل مرتبا به نوآوری و تحول نیاز دارند.

 

  1. پول پادشاهی می کند

اشتباه! جریان نقدینگی اهمیت دارد، اما در نهایت، پادشاه شما مشتری است. ما در شرکت مان ماهانه به هفت میلیون مشتری درباره شرکتهای مختلف اطلاعات ارائه می کنیم که تقریبا ۸۰ درصد آنها با خریدی که انجام می دهند، زندگی خود را متحول می کنند. آنها در هنگام نیاز به ما مراجعه می کنند که این یعنی تامین ابزار و منابعی که آنها برای انجام بهترین تصمیم گیری در خرید خود نیاز دارند بر عهده ما است. سرانجام همه چیز ما مشتری های ما هستند.

 

  1. تحصیلات مرتبط با بازرگانی تنها مسیر به سمت کارآفرینی است

نقطه مشترک من با بیل گیتس در مایکروسافت، لری اِلیسون در اوراکل و لَری پِیج در گوگل این است که رشته تحصیلی همه ما مهندسی بوده است. آمار نشان می دهد که میزان کسب مدارک عالی مدیران عامل و موسسان کسب و کارها در رشته های مهندسی سه برابر بیشتر از MBA (کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی) است.

تحصیلات مهندسی یک تمرین فوق العاده برای کارآفرینی محسوب می شود، زیرا چارچوبی برای پیاده سازی روش علمی در مسائل واقعی برای شما فراهم می کند. مهندسی با ارائه درایت لازم برای استفاده از علم، تکنولوژی و داده ها در چالش های مرتبط با مشتریان، مکررا به من کمک کرده است تا راه حل های خلاقانه ای را برای مشکلات بزرگ پیدا کنم. البته تحصیلات در زمینه بازرگانی می تواند راهی به سوی کارآفرینی باشد، اما قطعا تنها راه ممکن نیست.

 

  1. وقت شما به خودتان تعلق دارد

کاملا خطا است. زمان همیشه محدود است، بنابراین هیچ کس و مِن جمله مدیران بزرگترین شرکت ها مانند فیسبوک (مارک زوکربرگ) و پی پال (الن ماسک)، نمی تواند ادعا کند که وقتش متعلق به خودش است. هنگامی که وارد قلمروی کارآفرینی می شوید، آسودگی خاطر برای مدیریت زمان بی معنی است. در عوض، مطالبات و ضرورت های زندگی بیشتر می شود. به همین دلیل است که بسیاری از مدیران به بی حوصلگی و بی اعتنایی به خانواده، دوستان و کارکنان خود متهم می شوند. ما ۲۴ ساعته بار شرکت را بر دوش می کشیم.

چیزی که باعث شده هنوز با جنون فاصله داشته باشم، مدیریت زمان مناسب با اولویت بندی و مسئولیت سپردن به دیگران است. در حال حاضر مجبورم تا کسب اطمینان از اینکه در زمان محدود موجود می توانم به همه اولویت هایم رسیدگی کنم، از همه چیز و من جمله خانواده فاصله بگیرم.