سال ۲۰۲۵ پر از سریالهای خوب و متنوع بود، از کمدیهای رسیده به بلوغ تا آثار علمیتخیلی پرهزینه. پیدا کردن یک سریال خوب دیگر مثل پیدا کردن سوزن در انبار کاه نیست!
فهرست مطالب
برترین سریال های ۲۰۲۵
| نام سریال | ژانر | پلتفرم پخش | دلیل پیشنهاد |
|---|---|---|---|
| Abbott Elementary | کمدی / مستندنما | ABC / Hulu | کمدی گرم و هوشمندانه با شخصیتپردازی قوی و حفظ کیفیت در فصل چهارم |
| Adolescence | درام / جنایی | Netflix | روایت تکاندهنده یک جنایت نوجوانانه با اجرای فنی جسورانه |
| Andor | علمیتخیلی / سیاسی | Disney+ | یکی از عمیقترین و جدیترین آثار دنیای Star Wars |
| The Chair Company | کمدی سیاه / سوررئال | HBO | کمدی پوچگرا درباره وسواس و فروپاشی انسان مدرن |
| Death by Lightning | درام تاریخی | Netflix | بازخوانی متفاوت ترور یک رئیسجمهور با تمرکز روانشناختی |
| Dexter: Resurrection | جنایی / نئو نوآر | Paramount+ | بازگشت دکستر با خشونت بیشتر و سوالات اخلاقی پررنگتر |
| Foundation (فصل ۳) | علمیتخیلی حماسی | Apple TV+ | اپرای فضایی عظیم با جلوههای بصری خیرهکننده |
| Game Changer | رئالیتی شو / کمدی | Dropout | خلاقانهترین برنامه مسابقهای با قوانین متغیر |
| Gen V (فصل ۲) | ابرقهرمانی / درام | Prime Video | اسپینآفی خشن و کنایهدار با تمرکز روی روابط انسانی |
| Hacks (فصل ۴) | کمدی / درام | HBO Max | نگاهی بیرحمانه و بامزه به پشتصحنه صنعت سرگرمی |
| The Hunting Wives | معمایی / مهیج | Netflix | درامی اعتیادآور با رازهای تاریک و فضای guilty pleasure |
| It’s Always Sunny in Philadelphia | کمدی سیاه | FX | اثبات اینکه بعد از ۲۰ سال هم میشود خلاق و بیرحم بود |
| King of the Hill | انیمیشن / کمدی | Hulu | بازگشت نوستالژیک با حفظ اصالت و طنز ظریف |
| The Lowdown | درام جنایی / نئو نوآر | FX / Hulu | فضاسازی سنگین و ضدقهرمانی جذاب با روایت بلعنده |
| Murderbot | علمیتخیلی / کمدی | Apple TV+ | رباتی با اضطراب اجتماعی و روایت ذهنی طناز |
| The Paper | کمدی / مستندنما | Peacock | اسپینآف موفق The Office با هویت مستقل |
| Peacemaker (فصل ۲) | اکشن / ابرقهرمانی | Max | ترکیب خشونت، شوخیهای رک و عمق احساسی |
| The Pitt | درام پزشکی | Max | روایت نفسگیر و واقعگرایانه از شیفت اورژانس |
| Pluribus | علمیتخیلی / دیستوپیا | Apple TV+ | ایدهای جسورانه از ذهن مشترک با اجرای هنرمندانه |
| Reacher (فصل ۳) | اکشن / مهیج | Prime Video | اکشن پالپ، دشمن غولپیکر و سکانسهای خشن |
| The Rehearsal (فصل ۲) | تجربی / مستندنما | HBO | شکستن مرز واقعیت و نمایش به شکلی بیسابقه |
| Severance (فصل ۲) | تریلر روانشناختی | Apple TV+ | تعمیق ایده جداسازی ذهن و نقد دنیای کار |
| The Studio | کمدی / هجو | Apple TV+ | نقد تلخ و صادقانه هالیوود از درون سیستم |
Abbott Elementary

این سریال پیش از این ثابت کرده بود که یکی از معدود کمدیهای درخشان تلویزیونهای شبکهای در سالهای اخیر است. واقعیت این است که در فصل چهارم هم هیچ نشانی از کند شدن یا افت کیفیت در آن دیده نمیشود؛ موضوعی که گواهی بر نبوغ تیم نویسندگان شبکه ABC در به تصویر کشیدن مصائب خندهدار یک مدرسه دولتی در فیلادلفیا است.
این فصل شامل تحولات غافلگیرکنندهای بود که آن را به یکی از سریالهای پربیننده سال ۲۰۲۵ تبدیل کرد. در وهله اول، اخراج «اوا کلمن» (با بازی جنل جیمز) از سمت مدیریت مدرسه، شوک بزرگی در اواخر فصل بود. تماشای اینکه اوا نه تنها برای کمک به سایر مدارس جامعه قدم برمیدارد، بلکه فداکارانه گناه دیگران را به گردن میگیرد تا همکارانش به خاطر ماجراهای مربوط به زمین گلف مجاور مجازات نشوند، یک پیشرفت شخصیتی فوقالعاده برای این کاراکتر همیشه خودخواه بود.
از سوی دیگر، با وجود اینکه رابطه عاشقانه «جانین» (کوینتا برانسون) و «گرگوری» (تایلر جیمز ویلیامز) رسمی شده، آنها با موانع بسیار سرگرمکنندهای روبرو شدند؛ از انتخاب لباسهای زوجی بسیار خاص برای هالووین گرفته تا اولین کریسمس مشترکشان. نقطه اوج احساسی ماجرا هم زمانی بود که گرگوری بالاخره به جانین گفت که دوستش دارد. علاوه بر این، گروه بازیگران مکمل مثل همیشه عالی بودند و اپیزود کراساور با سریال It’s Always Sunny in Philadelphia یکی از نقاط عطف این فصل بود.
Adolescence

اگر هنوز این شاهکار را ندیدهاید، هنوز وقت دارید قبل از پایان سال به تماشای آن بنشینید تا متوجه شوید چرا تا این حد تحسین شده است. این سریال که توسط جک تورن و استیون گراهام خلق و نوشته شده، با قتل یک همکلاسی به دست پسری ۱۳ ساله به نام «جیمی میلر» (با بازی اوون کوپر) و پیامدهای هولناک آن برای اطرافیان، از جمله پدر جیمی، «ادی» (گراهام)، شروع میشود.
هر داستان جنایی معمولی ممکن است با دستگیری قاتل تمام شود، اما «نوجوانی» مسیر متفاوتی را میرود و نوری بر یک مسئله بسیار جدیتر میتاباند. سریال به شکلی فاشکننده بررسی میکند که چرا این اتفاق افتاد؛ جایی که هر تکه جدید از پازل، ضربهای احساسی به مخاطب وارد میکند. نکته فنی که بسیار دربارهاش صحبت شده، یعنی اپیزودهای «تکبرداشت» (Single-take)، اصلاً یک ترفند نمایشی نیست. بلکه از آن برای سلب هرگونه فضای تنفس از بیننده استفاده شده است؛ درست همان حسی که کاراکترها هنگام کشف چگونگی تبدیل شدن یک «بچه خوب» به یک قاتل تجربه میکنند. این سریال به جای انگشت اتهام دراز کردن، به ما نشان میدهد که چطور ذهنهای جوان میتوانند پیامهای سمی را جذب کنند و بهای سنگینی برای آن بپردازند.
Andor

من باید به سوگیری خودم اعتراف کنم: من در دهه اخیر هیچگاه فصلی از تلویزیون، یک فیلم یا تقریباً هر چیز دیگری را به اندازه فصل اول Andor دوست نداشتم. آن فصل هدیهای عالی برای کودکی بود که با جنگ ستارگان بزرگ شده و با فیلمهای جیسون بورن (نوشته تونی گیلروی، خالق اندور) به بلوغ رسیده بود. اما فصل دوم متفاوت است؛ مقیاس بزرگتر، موضوعات جاهطلبانهتر و لحنی که به سختی میتوان آن را در یک دستهبندی گنجاند.
طراحی تولید این فصل خیرهکننده است؛ از ژاکتهای شورشیان گرفته تا لباسهای «مان ماثما»، جلوههای ویژه، موسیقی و ترکیببندیهای بصری همگی در بالاترین سطح هستند. شما میتوانید دو سالِ تمام مراسمهای جوایز را فقط با بازیگران فصل دوم Andor پر کنید. ژنویو اورایلی، دیگو لونا و استلان اسکارسگارد همگی مستحق ستایش هستند، اما هر اجرای جانبی هم عالی است. بزرگترین دستاورد این فصل برای دنیای جنگ ستارگان، بازگرداندن «عشق» است؛ رابطهی «آدریا آرجونا» در نقش بیکس کالین با کاسیان اندور به قدری عمیق و تاثیرگذار از آب درآمده که سایر داستانهای عاشقانه این فرانچایز را شبیه به یک گرم کردن ساده قبل از مسابقه نشان میدهد.
The Chair Company
تیم رابینسون، کمدین برنده امی، در پروژه جدید خود برای HBO یعنی The Chair Company، بار دیگر مرزهای کمدی پوچگرا را جابجا میکند. او با همکاری زک کانین، دنیایی را خلق کرده که در آن آدمها عجیبترین حرفها را با جدیترین لحن ممکن میزنند.
داستان حول محور «ران تراسپر» میچرخد؛ مردی که در طول یک ارائه مهم کاری، صندلی زیر پایش میشکند و همین اتفاق به ظاهر کوچک، او را به سمت وسواسی جنونآمیز سوق میدهد. ران نمیتواند تحقیر را بپذیرد و وارد مسیری برای کشف معمای سازنده صندلی میشود که به شکلی فزاینده از کنترل خارج میگردد. کارگردانی اندرو دییانگ و آرون شیمبرگ، به همراه بازی درخشان جوزف تودیسکو در نقش مایک سانتینی، این سریال را به یکی از عجیبترین و در عین حال محبوب ترین سریالهای ۲۰۲۵ تبدیل کرده است. این اثر به خوبی نشان میدهد که چطور یک وسواس فکری کوچک میتواند زندگی یک انسان مدرن را به مرز فروپاشی کامل بکشاند.
Death by Lightning

مینیسریال جدید نتفلیکس به سراغ برگی فراموش شده از تاریخ آمریکا میرود: ترور جیمز گارفیلد، بیستمین رئیسجمهور ایالات متحده. برخلاف درامهای تاریخی رایج، این اثر به جای تمرکز بر چهرههای شناخته شدهای مثل لینکلن، بر تضاد دراماتیک میان رئیسجمهور و قاتلش، چارلز گیتو، تمرکز میکند.
متیو مکفادین در نقش گیتو (یک جوینده مقامِ متوهم و احتمالاً بیمار روانی)، بازی تکاندهندهای ارائه میدهد. او دقیقا میداند که چطور تعادل میان انزجار و ترحم را برقرار کند. در مقابل، مایکل شنون با وقار و قدرتی آرام، نقش گارفیلد را بازی میکند؛ مردی که علیرغم میل باطنیاش به صندلی قدرت تکیه زده است. سریال به زیبایی مفاهیمی چون وسواس، جاهطلبی و بهای سنگین انجام کار درست را واکاوی میکند. اگرچه پایان داستان از پیش مشخص است، اما مسیر روایت به قدری پرکشش طراحی شده که مخاطب را تا انتها با خود همراه میسازد.
Dexter: Resurrection

بسیاری فکر میکردند که پرونده دکستر مورگان بسته شده است، اما Resurrection ثابت کرد که پتانسیلهای این قاتل زنجیرهای هنوز تمام نشده است. سریال در ابتدا روی هریسون (پسر دکستر) تمرکز میکند که راه پدر را دنبال کرده، اما بازگشت خود دکستر با بازی مایکل سی. هال، همان هیجان تاریک و عامهپسندی را به سریال برمیگرداند که در نسخههای قبلی (New Blood) گم شده بود.
حضور ستارگان بزرگی مثل اوما تورمن و پیتر دینکلیج در این فصل، وزن هنری کار را به شدت بالا برده است. خشونت سریال بیپرواتر شده و صحنههای جنایت به شکلی طراحی شدهاند که تا مدتها در ذهن تماشاگر باقی میمانند. دکسترِ این فصل، با همان مونولوگهای درونی هیپنوتیزمکننده، بار دیگر ما را با سوالات اخلاقی درباره عدالت و انتقام روبرو میکند. این اثر قطعاً در لیست بهترین سریال های 2025 جایگاه ویژهای دارد.
Foundation

اقتباس از آثار ایزاک آسیموف به دلیل پیچیدگیهای زمانی و مفاهیم انتزاعی، همیشه یک مأموریت غیرممکن تلقی میشد. اما دیوید اس. گویر در فصل سوم ثابت کرد که با رویکردی هوشمندانه میتوان این دنیای حماسی را برای مخاطب مدرن ترجمه کرد. در این فصل، امپراتوری در حال فروپاشی است و بنیاد با خطراتی روبرو میشود که در کتابها به عنوان «بنیاد دوم» و ویلن مرموزی به نام «قاطر» شناخته میشوند.
جلوههای بصری فصل سوم، مرزهای تلویزیون را جابجا کرده است. سریال به خوبی توانسته مفاهیم پیچیدهی ذهنی را به تصویر بکشد و در عین حال، هیجان یک درام سیاسی و نظامی را حفظ کند. خروج گویر از سمت شوارنر در انتهای این فصل، نگرانیهایی را برای آینده ایجاد کرده، اما فصل سوم به تنهایی یک شاهکار در ژانر اپرای فضایی (Space Opera) به حساب میآید.
Game Changer

در دنیایی که برنامههای مسابقهای (Game Shows) تکراری و خستهکننده شدهاند، پلتفرم Dropout با Game Changer جانی تازه به این قالب بخشیده است. سام رایش و برنان لی مولیگان برنامهای ساختهاند که در هر اپیزود، قوانین بازی تغییر میکند و شرکتکنندگان (که کمدینهای حرفهای هستند) باید در لحظه خود را با شرایط وفق دهند.
از مناظرههای انتخاباتی ساختگی با حضور سیاستمداران واقعی مثل رابرت رایش گرفته تا چالشهای عجیب و غریبی که شرکتکنندگان باید یک سال برای آنها تمرکز کنند، این برنامه لبریز از خلاقیت است. اپیزود Rulette در این فصل به قدری خندهدار طراحی شده که تماشای آن بدون توقفهای پیدرپی برای خندیدن غیرممکن به نظر میرسد. این اثر ثابت میکند که برای ساخت یک محتوای پرمخاطب، خلاقیت بسیار مهمتر از بودجههای کلان است.
Hacks

سریال کمدی سیاه Hacks که از محصولات درخشان HBO Max است، با هر فصل جدید شبیه به یک معجزه عمل میکند؛ معجزهای که نه تنها تکراری نمیشود، بلکه هر بار استانداردهای خودش را جابجا میکند. داستان حول محور رابطه پرفراز و نشیب «دبورا ونس» (با بازی خیرهکننده جین اسمارت)، کمدین کهنهکار لاسوگاس، و نویسنده جوان و پرحاشیه، «اوا» (هانا اینبیندر) میچرخد.
در فصل چهارم، ما شاهد تحقق رویای دیرینه دبورا هستیم: میزبانی برنامه لیتنایت (Late Night) اختصاصی خودش. اما چیزی که در ظاهر یک پیروزی به نظر میرسد، در باطن یک کابوس تمامعیار است. جالب است بدانید کمدین مشهوری مثل کونان اوبراین گفته است که تماشای این فصل به دلیل دقت بیش از حد در نمایش استرسهای پشت صحنه، به او “PTSD” داده است!
قدرت اصلی این فصل، در شیمی بینظیر بین اسمارت و اینبیندر نهفته است. آنها حتی وقتی در حال دریدن گلوی یکدیگر هستند، نوعی پیوند خلاقانه و عمیق را به نمایش میگذارند که در کمتر سریالی دیده میشود. حضور افتخاری ستارههایی مثل ست روگن (در نقش خودش) و لورن ویدمن در نقش شهردار عجیبوغریب لاسوگاس، لایههای طنز سریال را ضخیمتر کرده است. سریال Hacks بدون شک یکی از سریالهای پربیننده سال 2025 است که به بهترین شکل ممکن، صنعت سرگرمی را کالبدشکافی میکند.
پریا ابراهیمی
من به دنبال کردن روندهای جدید فناوری و بررسی تأثیر آنها بر زندگی و کسبوکار هستم. در مطالبم تلاش میکنم فراتر از خبرها بروم و موضوعات مهم تکنولوژی را از زاویهای ساده، کاربردی و قابلدرک بررسی کنم.
مشاهده همه نوشتههای نویسنده
